سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۴:۳۵

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۵

شورش ملی، پی‌آمد تحقیر و تبعیض ملی است!

حادثه تلخ اهواز بیان‌گر آن‌است که اگر وجود مسئله ملی در کشور ما پذیرفته نشود و اگر در برابر این مسئله، چشم‌انداز حل دموکراتیک گشوده نگردد، آنگاه امکان حل این معضل در چارچوب دموکراسی و به روش‌های دموکراتیک ضعیف‌تر خواهد شد. و این، هشداری است به همه آنانی که برای ایران، دموکراسی می‌خواهند. ما تکرار می کنیم که اگر این مهم است که مطالبه‌کنندگان خواست‌های ملی متقاعد شوند که آن ها با استقرار دموکراسی در ایران است که به خواست‌های خود می‌توانند برسند،اما به همان اندازه و حتی بیشتر این نیز اهمیت دارد که همه دموکراسی‌خواهان کشور دریابند که حل معضل ملی در ایران بخشی جدایی‌ناپذیر از دموکراسی است و بدون آن، دموکراسی در ایران بی‌معنی خواهد بود.

تظاهرات طغیان‌گونه اهالی عرب اهواز به نظامی‌شدن این شهر و شهرهای اطراف آن توسط حکومت منجر گردیده و تلفات جانی و خسارات مالی در پی داشته است. براساس برخی اخبار، عده ای در این حادثه خونین کشته شده‌اند، دهها نفر زخمی گردیده و بیش از یکصد نفر به زندان افتاده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که با عاملان این تظاهرات برخورد سختی خواهند کرد. 
انگیزۀ بروز این حوادث، انتشار یک نامه به رئیس جمهور از سوی مشاور او اعلام شده که در آن بر لزوم تغییر ترکیب جمعیتی خوزستان به ضرر اعراب ساکن این استان تأکید به عمل آمده است. مقامات محلی و مرکزی جمهوری اسلامی، اما وجود چنین نامه‌ای را تکذیب می کنند و علت این وقایع را توطئه جریان‌های قومی افراطی عرب در خارج از کشور دانسته و تشدید اعتراض و تبدیل آن به طغیان را به تحریکات برون مرزی برخی کشورهای عربی نسبت می دهند. آنها اهواز و شهرهای اطراف را به قرق‌گاه نظامی و امنیتی بدل کرده‌اند و چماق سرکوب را علیه مردم به خشم آمده عرب به کار گرفته‌اند. 
اگرچه برای شناخت دقیق واقعه اخیر هنوز هم اطلاعات کافی در دست نیست، اما برای داوری عمومی پیرامون این حادثه و ریشه‌یابی آن، مسائل آن اندازه روشن هستند که به منتظرماندن برای وقوف به چند و چون موضوع نیازاحساس نشود. برای سازمان ما که زمینه و بستر اصلی چنین وقایعی را انباشت مطالبات پاسخ‌نیافته ملی و تداوم تبعیض و تحقیر ملی می‌داند، وقوع چنین حادثه‌های نگران‌کننده و دل‌آزار تا آنجا قابل پیش‌بینی بوده و است که درست سه‌ماه پیش، در بیانیه خود پیرامون مسئله ملی در کشور، در رابطه با موضوع مشخص عرب‌های ایران تصریح کرد: 
” موضوع نگران‌کننده در این رابطه، فعال‌شدن مجدد نقار تاریخی بین عرب و غیرعرب است که، در هردو سوی نقار اعمال نیرو می کند. عمل‌کرد گرایش رو به رشد ایران‌گرائی به‌مثابه واکنشی دربرابر اسلام‌گرائی رژیم، در وجه ارتجاعی خود به عرب‌ستیزی می رسد و متقابلاً در میان ملی‌گرایان عرب، ” عجم ” دشمنی را تقویت می کند.” 
اکنون نیز ما دگرباره و این‌بار در پی وقایع تأسف‌بار اخیر می گوییم که موضوع مرکزی و اصلی، تبعیض و تحقیر ملی است که اعراب خوزستان از آن رنج می‌برند. همان تبعیض و تحقیری که، دیگر ملیت‌های تحت تبعیض ملی در کشورمان را آزار می دهد. مسئله، وجود زمینه و پیش‌زمینه برای اعتراضات ملی در کشور و تبدیل آنها به شورش‌های ملی است. موضوع این‌است که مطالبات دموکراتیک ملی ملیت‌های غیرفارس کشور ما نه تنها پاسخ نمی یابند، بلکه از سوی جمهوری اسلامی که مخالف آزادی و دموکراسی برای همه شهروندان کشور است، به شکل مضاعف مورد سرکوب قرار می‌گیرند. در این رابطه، جمهوری اسلامی متأسفانه همه آنانی را نیز با خود دارد که وجود ستم‌ملی در کشور را انکار کرده و چندگانگی قومی و ملی کشورمان را نفی می کنند و یا موضوع تفاوت‌های ملی بین ملیت‌های ایرانی در عین‌حال عمیقاً درهم‌تنیده و هم‌تاریخ را به سطح تفاوت‌های فرهنگی تنزل می دهند .. منشاء نگاه تجزیه‌طلبانه به مطالبات عادلانه ملی، در واقع جمهوری اسلامی و همه آنانی هستند که ناخواسته در کنار سرکوب‌گری ملی آن قرار می‌گیرند. چنین نگاه‌ها و برخوردهائی ، متاسفانه زمینه را برای آنکه مطالبات دموکراتیک بخواهد این 
جا و آنجا شکل افراطی به خود بگیرند و یا در سمت جدایی‌خواهی بیفتند، فراهم می آورند. موضوع اصلاً این نیست که فلان و یا بهمان جریان سیاسی برون‌مرزی و یا این و آن دولت و کشور از مطالبات قومی و اعتراضات ملی در کشور ما بهره‌برداری می کنند. چنین بهره‌برداری‌هایی کاملاً واقعیت دارند و باز هم خواهد بود و حتی بیشتر و وسیع‌تر. حرف اما برسر آن‌است که مسئولیت اصلی در آماده‌سازی خوراک سیاسی برای مخالفان ایران واحد و دموکراتیک با کیست؟ این، رژیم جمهوری اسلامی است که قدرت را در اختیار دارد و هم ‌اوست که رسماً و عملاً حامل نفاق و نقار ملی در کشور است. 
حادثه تلخ اهواز بیان‌گر آن‌است که اگر وجود مسئله ملی در کشور ما پذیرفته نشود و اگر در برابر این مسئله، چشم‌انداز حل دموکراتیک گشوده نگردد، آنگاه امکان حل این معضل در چارچوب دموکراسی و به روش‌های دموکراتیک ضعیف‌تر خواهد شد. و این، هشداری است به همه آنانی که برای ایران، دموکراسی می‌خواهند. ما تکرار می کنیم که اگر این مهم است که مطالبه‌کنندگان خواست‌های ملی متقاعد شوند که آن ها با استقرار دموکراسی در ایران است که به خواست‌های خود می‌توانند برسند،اما به همان اندازه و حتی بیشتر این نیز اهمیت دارد که همه دموکراسی‌خواهان کشور دریابند که حل معضل ملی در ایران بخشی جدایی‌ناپذیر از دموکراسی است و بدون آن، دموکراسی در ایران بی‌معنی خواهد بود. 
هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، در عین ابراز تاسف از حادثه پیش آمده، سیاست رژیم در سرکوب تظاهرکنندگان اهواز را محکوم کرده و خواستار آزادی بی‌درنگ بازداشت‌شدگان می باشد. 
ما ضمن دفاع از خواست‌های دموکراتیک عرب‌های ایران و دیگر اقوام و ملیت‌های کشور مبنی بر تأمین برابر حقوقی همه مؤلفه‌های قومی و ملی تشکیل‌دهنده کشور، مخالفت خود با هرنوع حرکت جدایی‌خواهانه از سوی هر جریان ملی و قومی را اعلام می‌داریم. ما تأکید می کنیم که هنوز در کشور ما زمینه‌های بسیار نیرومندی برای حفظ وحدت ملی و حل دموکراتیک مسئله ملی در ایران واحد و دموکراتیک فراهم است و همه آنان‌که بر هدف دموکراسی و شیوه‌های دموکراتیک رسیدن به این هدف در ایران تأکید دارند موظف به پاسداری از این زمینه‌ها و نیز تقویت آن‌ها هستند. 

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) 
۲۹ فروردین ماه ۱۳۸۴

تاریخ انتشار : ۲۹ فروردین, ۱۳۸۴ ۲:۱۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟

ترامپ و پهلوی؛ آناتومی یک پیوند ابزاری