سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۲:۰۵

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۵

شُوان کلاس چهارم بود

متن زیر، دل نوشته‌ای است که من صبح دیروز (پنجشنبه ۷ آبان) در فاصله نیم ساعت بعد از شنیدن خبر نوشته‌ام، بدون وقفه، و تنها در انتهای کار چند خط آن را جابه‌جا کرده ام. شاید این تنها متن شعرگونی باشد که من در همه عمرم نوشته‌ام و بدون حک و اصلاح بعدی آن را منتشر می‌کنم.

مهم نیست به چه علتی، مهم این است که یک دانش‌آموز دبستانی، یک نوجوان ده – یازده ساله خودکشی کرده است. این بدین معنی است که بچه‌های ما از همان کودکی پیر می‌شوند. خبر تکان دهنده بود: «خودکشی دانش آموز کلاس ششم ابتدایی».

  ظاهرا این حادثه همین پنج روز پیش (سوم آبان ۱۳۹۴) در اشنویه در منطقه کرد نشین استان آذربایجان غربی رخ داده است. اخبار خیلی سربسته و مجمل بود. در مورد علت حادثه از فشار مدرسه برای کمک مالی (هدیه) به مدرسه و کمک ناچیز پدر و ناراحتی کودک از کم بودن میزان کمک، تا کنجکاوی کودکانه ناشی از دیدن فیلم‌های ماهواره‌ای، گفته شده بود. من با دوستانی که در منطقه داشتم تماس گرفتم و اخبار حاکی از تلاش مقامات محلی بویژه آموزش و پرورش برای مصاحبه خانواده و انکار ارتباط این خودکشی با فشار مدرسه بود. نمی دانیم حقیقت چیست اما می دانیم واقعیت چیست: یک کودک دبستانی خودکشی کرده است. و این خودش به اندازه یک دنیا پیام دارد.

من وقتی خبر اولیه را دیدم چنان منقلب شدم که منتظر نماندم تا حقیقت کشف شود، احساس خودم را روی کاغذ آوردم. دیگر مهم نیست حقیقت مساله چیست. مهم این است که این کودک دیگر در میان ما نیست و مسئول این حادثه ما هستیم. ما که نه تنها سن روسپیگری را به ۱۳ سال کشانده‌ایم، سن اعتیاد را به ۱۲ سال کشانده‌ایم، سن کودکان کار را به شش سال کشانده‌ایم، بلکه اکنون سن خودکشی را هم به ده سال کشانده‌ایم. همین‌ها برای ارزیابی ماهیت هیاهوهای ما کافی است. همین‌ها برای زیر سوال بردن رسالت‌های جهانی ما کافی است. همین‌ها برای تخته کردن درب تمام صنایع اتمی و نظامی ما کافی است. همین ها برای زیر سوال رفتن هیمنه‌ی صدا و سیمای ما کافی است. همین‌ها برای ارزیابی ماهیت نظام آموزشی ما کافی است. همین پاییز جاری شنیدم برخی مدارس کردستان به علت نبودن بودجه برای تهیه سوخت، چند روز تعطیل بوده اند. همین یک خبر برای زیر سوال رفتن همه ادعاهای کشوری که دومین ذخایر گاز جهان را دارد و طبق سند چشم‌انداز بیست ساله‌اش می‌خواهد در ۱۴۰۴ از همه نظر نخستین کشور منطقه باشد، کافی است. و البته در این نوشته، به «تجربه واقعی» دیگری در مناطق کردنشین ـ که مشتی است نمونه خروار ـ نیز اشاره کرده‌ام. رفتارهایی که می‌تواند بخشی از علل توسعه نیافتگی و فقر در مناطق کردنشین ایران را توضیح دهد.

   متن زیر، دل نوشته‌ای است که من صبح دیروز (پنجشنبه ۷ آبان) در فاصله نیم ساعت بعد از شنیدن خبر نوشته‌ام، بدون وقفه، و تنها در انتهای کار  چند خط آن را جابه‌جا کرده ام. شاید این  تنها متن شعرگونی باشد که من در همه عمرم نوشته‌ام و بدون حک و اصلاح بعدی آن را منتشر می‌کنم.  تنها به پیشنهاد شاعر گرانقدر خانم دکتر گنجی، دو عبارت کوتاه را از آخر شعر حذف کرده‌‌ام. ضمنا نام «شوان» را از نام خانوادگی این کودک گرفته‌ام که به معنی «شبان=چوپان» است.

محسن رنانی ۸ آبان ۱۳۹۴

پی‌نوشت: و البته دو روز بعد (۱۰ آبان ۱۳۹۳)، بند چهارم (و سالها پیش از آن …) را به آن افزودم.


 شُوان کلاس چهارم بود،

شوان تنها ده سال داشت،

شوان خودش را حلق‌آویز کرد.

چون نفت‌هایی که سرسفره شان رفته بود،

           دل از حلقش بالا آورده بود.

           سرگیجه گرفته بود، از بس نفت خورده بود.

و زمینِ زیر پای شوان پر از نفت بود،

و کوههای اطراف شهرشان، پر از چشمه، پر از معدن،

و بیابانهای‌شان همه جنگل.

***

شوان به ما اعتماد کرد.

هر چه ملایک به او گفتند:

           «می توانی کشور بهتری را برای به دنیا آمدن انتخاب کنی»

او اصرار داشت که می‌خواهد در ایران به دنیا بیاید

می‌گفت:

«آخر من کُردم، یکی از چند نژاد اصلی ایرانی،

آخر من مسلمانم، کجا بهتر از کشوری اسلامی،

آخر درایران، انقلابی شور انگیز شده است

شنیده ام در آنجا آب مجّانی است برق مجّانی است،

عدالت رایگان است و حقیقت برای همگان.

گفته اند آن جا کمونیست‌ها هم آزادند،

کُرد مسلمان که جای خود دارد.

گفته اند آنجا پیروان همه ادیان الهی محترمند

و می‌توانند مسجد و معبد خودشان را داشته باشند،

اهل سنت مسلمان که جای خود دارد.

گفته اند آن جا زبان همه اقوام آزاد است

و می توان آن را آموزش داد و زنده نگاهداشت،

 زبان کُردی که جای خود دارد».

***

و ماموستا۱ عمامه اش را جابه‌جا کرد و گفت:

           ــ خودش به من گفت، باور کنید راست می گویم، هنوز صوتش را نگاهداشته‌ام ــ

«می خواستم گاوداری بزنم،

ده هزار گاو

           – تصورش را بکنید –

و بعد هم در کنارش یک «پالایشگاه دام»۲

برای همه مردم دامپرور منطقه،

تا جوانان شهرم مهاجرت نکنند،

خودکشی نکنند،

 و دست به اسلحه نبرند.

اما پس از سه سال دویدن،

به بانک گفتند وام مرا ندهد،

حتی استاندار هم به رئیس بانک زنگ زد،

اما ندادند،

چون دستور بود،

چون ماموستا بودم،

چون سنی بودم،

چون کرد بودم،

چون صلاحیتم برای مجلس رد شده بود،

چون صلاحیتم برای شورای شهر رد شده بود،

پس حق نداشتم گاوداری کنم،

پس حق نداشتم اشتغال ایجاد کنم.

و برای ما یک راه باقی گذاشتند:

این که اجناس خارجی را قاچاق کنیم،

و بچه هامان در کوهها کشته یا گرفتار شوند،

تا ما کالاهای ارزان قاچاق را

به فارسهای از نژاد برتر بفروشیم،

و به شیعیانی که حقایق همه عالم در جیب آنهاست،

تخفیف بدهیم».

***

و سال ها پیش از آن

                 ـ آنگاه که طالبان تازه فروریخته بود ـ

مولوی به من می گفت:

ـ آری خودش گفت، عبدالحمید را می‌گویم ـ

«به بزرگان تهران بگو

دیگر ما را «برادران اهل» تسنن مخوانید

و از تکرار این واژه دست بردارید

ما از حق برادری خود گذشتیم

لطفا به ما حق خواهری بدهید

ما به حق خواهری هم قانعیم».

مولوی هنوز هست 

ماموستا هم هنوز هست

می‌توانید از خودشان بپرسید

***

و شوان کلاس چهارم بود،

و شوان ده سال داشت،

و می خواست درس بخواند تا پزشک شود،

تا دیگر بیماران روستای‌شان در راه بیمارستان نمیرند.

و می خواست معلم شود،

تا دیگر دانش آموزان برای کمک به بودجه مدرسه تحت فشار قرار نگیرند.

شوان می خواست رئیس جمهور شود،

تا به جای بردن نفت‌ بر سر سفره مردم،

اخلاق را میان آنها تقسیم کند،

راستی و درستی را ترویج کند،

 و به جای دشنام به همه آنانی که چون ما نمی‌اندیشند،

به همه عالم سلام کند.

***

آی همه‌ی پیرانِ ایرانی،

از خجلت بمیرید،

اما پیش از مردن،

از جای برخیزید،

و از شوان پوزش بخواهید،

و به او سلام کنید.

______________________________________

پاورقی:

۱- در زبان کردی به معنی عمومیِ معلم و استاد است و در کردستان به شیوخ و روحانیان دینی اهل تسنن می‌گویند. ظاهرا ریشه اولیه آن، واژه «عمو استاد» بوده است که به تدریج به «ماموستا» تبدیل شده است.

۲- پالایشگاه دام، یک مجمتع کارخانه‌ای است که تمام مراحل کشتار تا تبدیل و فراوری تمام اجزای دام (گوشت، خون، پشم، پوست، چربی، استخوان، روده و احشای دام) را یکجا انجام می‌دهد.

بخش : کودکان
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان, ۱۳۹۴ ۶:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!