سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۳۳

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۳

طلاق بریتانیا، آتشفشان سوریه، زلزله در اروپا

وقتی که "جو کاکس" نماینده پارلمان در انگلستان با تیر یک نفر ناسیونالیست افراطی ترور می شود، وقتی که کسی مثل "دونالد ترامپ" در آمریکا با شعارهای رعب آفرین ضد مهاجران سیاست های حزب محافظه کار خود را کنار گذاشته و با حمایت افکار عمومی نمایندگی خود را به حزب خویش تحمیل می کند، اینها همه بازتاب های جانبی تاثیرات شرایطی در جهان امروز می باشند.

پس از اعلام نتایج رفراندم بریتانیا جهت ماندن، یا ترک اتحادیه اروپا، نمایندگان اسکاتلند، ایرلند شمالی و حتی ویلز اعلام می کنند که آینده خود را در درون اتحادیه اروپا می بینند. این به معنای این می باشد که خود بریتانیا از درون در خطر تکه پارچه شدن قرار خواهد گرفت. هنوز ساعتها از اعلام نتایج رفراندم نگذشته است که اسکاتلند رسما اعلامی می کند که با اروپا بطور مستقل وارد مذاکره خواهد شد، و در راستای رفراندم جدائی از بریتانیا حرکت خواهد کرد. برنده اصلی در این ماجراها کی می باشد؟

نتیجه رفراندم انگلستان که منجر به ترک بریتانیا از اتحادیه اروپا گردید، عموتا ناشی از هجوم پناهندگان شمال افریقا و سوریه به اروپا که ناشی از ادامه جنگی فرسایشی در خاورمیانه بطور عام و سوریه بطور خاص می باشد. بازتاب این مساله گرچه در درجه اول تاثیرات هجوم میلیونی پناهندگان کشورهای جهان سوم به اروپا می باشد. این مساله از یک طرف موجب تقویت نیروهای ناسیونالیستی افراطی در کشورهای اروپائی گردیده و از طرف دیگر کردارهای غیر فرهنگی و غیر انسانی اقلیّتی از این پناهندگان در خیلی موارد، علیرغم تلاش های انسان دوستانه نیروهای طرفدار حقوق پناهندگان و حقوق بشر موجب ایجاد ترس و وحشت در میان مردمان عادی کشورهای اروپائی گردیده است. این مساله موجب ایجاد دیوارهای بلندی در ایجاد سیستمی دفاعی و حفاظی در مقابل تاثیرات سوء این هجوم همه جانبه گردیده است.

این “قوم دیگری که به مملکت ما هجوم آورده، از امکانات ما استفاده و سوءاستفاده می کنند، به دختران ما در خیانان ها تجاوز می کند، شغل های ما را از ما می گیرند” بستری برای تبلیغات ناسیونالیسم راست افراطی گردیده و بصورتی متداول در حال رشد و تقویت می باشد. گرچه موج اول مهاجرانی که از اروپای شرقی به غرب آمدند، عمدتا موجب رونق اقتصادی این کشورها گشتند، سیل جدید هجوم پناهندگان بیشتر بارسنگینی بر دوش اروپا میباشند، تا اینکه باعث رونق اقتصادی گشته باشند.

 وقتی که “جو کاکس” نماینده پارلمان در انگلستان با تیر یک نفر ناسیونالیست افراطی ترور می شود، وقتی که کسی مثل “دونالد ترامپ” در آمریکا با شعارهای رعب آفرین ضد مهاجران سیاست های حزب محافظه کار خود را کنار گذاشته و با حمایت افکار عمومی نمایندگی خود را به حزب خویش تحمیل می کند، اینها همه بازتاب های جانبی تاثیرات شرایطی در جهان امروز می باشند که بطور ویژه ای متاثر از بازتاب های فرسایشی جنگ خاورمیانه و بطور خاص جنگ سوریه می باشد. دیگر در اروپا جریان های قدرتمندی شعارهایی مانند “زنده باد شاه” را جایگزین سرود اروپای متحد، “ای انسانها با هم باشید” می کنند و در این راستا شمشیرهای پوسیده خود را سیقل می دهند.

بازتاب سیاسی این مساله دو قطبی شدن سیاسی اروپا بصورت “راست افراطی در قالب باریس جانسون در انگلستان” از یک طرف و “جرمی کوربن از جناح چپ حزب کارگر” از طرف دیگر می باشد. در آمریکا “دانولد ترامپ” در مقابل پدیده ای به نام” برنی سندرز” قرار می گیرد. این مساله در کشورهای اروپائی دیگر هم از یک طرف بصورت تقویت روزانه ناسیونالیسم افراطی از یک طرف، و تقویت جناح های طرفدار حقوق بشر، اتحاد انسانی و عدالت اجتماعی از طرف دیگر می گردد. در این میان حتی کسان و جناح هائی از لیبرال دموکراسی که با ناسیونالیسم افراطی محافظه کار فاصله زیادی گرفته اند، مثل دیوید کامرن انگلستان و انگلا مرکل آلمان در نگهداری سکان احزاب لیبرال دموکرات با مشکلات جدی مواجه می گردند.

این مقدمه ما را به علت ریشه ای این بحران در اروپا و تاثیرات فرسائشی احتمالی آینده آن از یک طرف می اندازد. از طرف دیگر نکته محوری و اساسی یا سوالی که باید در درجه اول مطرح کرد این می باشد که چه کسانی جنگ خاورمیانه بطور عام و سوریه، عراق و شاخ آفریقا بطور خاص را راه انداخته، میلیشیاهای اسلامی افراطی را در آنجا ها سازمان داده، از نظر مالی و نظامی تجهیز و تقویت کرده و بصورتی فرسایشی این جنگ را ادامه می دهند؟ تاثیرات سنگین اقتصادی این مساله در کنار هجوم متداول پناهجویان به اروپا تا کی می تواند کاسه تحمل مردم اروپا را لبریز نکند؟

من در مقاله یک ماه پیش خود تحت عنوان “حمایت از دو سوی جبهه جنگ”، با این مساله اشاره کرده و به ناراضی بودن آمریکا از شکل گیری بلوک قدرتمند اقتصادی سیاسی اروپا و قدرتمند تر شدن “یورو” در مقابل “دلار امریکا” پرداخته و به همین تاثیرات جانبی و بلند مدت این جنگ فرسایشی در منطقه بطور عام پرداخته بودم. طلاق انگلستان از اتحادیه اروپا یکی از بازتاب های خاص این جنگ فرسایشی می باشد. باید اروپا زیر سایه این جنگ آمریکائی که با میلیارها دلار تزریقی جبهه عربستان و شرکایش بصورتی فرسایشی به پیش برده می شود، باید انتظار زلزله ها و پس لرزه های این زلزله ها باشند.

تبلیغ ترساندن مردم، ایجاد رعب و وحشت در مورد کردارهای “غیر خودی” یا طرف مقابل یکی از شیوه های خیلی موثر تبلیغات انتخاباتی می باشد. مردم بصورتی غریضی از این مساله که خطری متوجه خانواده آنها باشد و یا کار و معاش خود را از دست بدهند در هراس خواهند بود و نسبت به آن در صندوق های رای بازتاب نشان خواهند داد. این موضوع همیشه بستر مناسبی برای تبلیغات راست محافظه کار و راست افراطی بوده است و خواهد بود. آنچه که در اینجا در درجه اول نظر شخص را به خود جلب می کند، افکار عمومی و عکس العمل غریضی مردم نسبت به تبلیغات بربستر ایجاد رعب و وحشت می باشد. ولی اگر کمی سطح مساله را بکاویم و به ته آن نگاه کنیم، متوجه می شویم که جنگ نرم قدرتمندی بر علیه اتحادیه اروپا در جریان می باشد که مردم عادی خودشان هم از وجود آن خبردار نیستند.

 

تاریخ انتشار : ۴ تیر, ۱۳۹۵ ۲:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War