سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۱۰

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۰

طنین گوش خراش وزوز مگس

کتابی را دیدم که چند سال پیش جلدش را روزنامه پیچ کرده بودم .... رنگ زرد وپلاسیده ی روزنامه، گذشت زمان را در ذهن تداعی می کرد. موجود جاندار را پیدا کرده بودم!

Getting your Trinity Audio player ready...

صدای مگسی که وز وز می کرد آزارم می داد.پشت میز نشسته بودم و کتاب می خواندم. احساس رخوت میکردم. تصمیم به جبران مافات گرفته بودم. حجم برنامه های نا تمام و یا شروع نشده، از هر طرف احاطه ام کرده بودند و به زور سعی می کردم در زیرسنگینی این همه فشارروحی، تمرکزفکری داشته باشم.

اما صدای وزوز مگس اسیر شده مثل ضربه ای تمرکز افکارم را متلاشی می کرد. پیدا کردن این مگس که اسارت بی موقعش مانع از مطالعه ام می شد؛ مثل دانش آموزی که در آستانه امتحان آخر سال قرار دارد و چیزی نخوانده و لحظه به لحظه زمان را از دست میدهد اضطرابم را بیشتر می کرد.

پاک کلافه شده بودم وبا نگاه کردن به ساعت، هر چند دقیقه یکبار، سعی در پیدا کردن مگس می کردم.

ولی مثل اینکه این حشره ی مزاحم دارای شعوری ماورایی شده بود.  می دانست اگر پیدایش کنم دخلش آمده است، تا گوش تیز می کردم وزوزش را قطع می کرد. بعد از جابجا کردن اشیاء اطراف، با خیال اینکه شاید راه فرار را یافته است باز پشت میز بر می گشتم و شروع به خواندن می کردم. ……… صدای مگس  ………..وزوز دیوانه آور…….  این رویه احمقانه ی تلاش برای تمرکز، خواندن چند خط از کتاب،  گوش فرا دادن به صدا و جستجوی عبث موش، گربه وار را حداقل ده بار دنبال کردم.

چشمانم به کتابهای روی میز بود که رو به دیوار صف کشیده بودند تا به سراغ آنها بروم، با دیدن آنها  اضطرابم بیشتر می شد.

باور اینکه یک حشره ی کوچک تا این حد تمرکز و آرامشم را بر هم زده است مستاصل و عصبی ام می کرد. در ذهنم شروع به حرف زدن  با مگس اسیر کردم.   باور کن قصد کشتنت را ندارم .اگر فکر می کنی به تنهایی می توانی خلاص شوی امید بیهوده ای بسته ای. هم وزوزت بی جاست و هم سکوتت….

فایده ای نداشت، مطمئناً نیرویی به او این ایمان را داده که به آدمها اعتماد نکند.

از مطالعه و از این جنگ بی نتیجه انصراف دادم و از پشت میز بلند شدم تا به سراغ کار دیگری بروم و اینبار خشمی که وجودم را پر کرده بود وادارم کرد با صدای بلند فریاد بزنم : تو یک موجود احمق هستی، آنقدر همانجا بمان تا بمیری.

فردای آنروز دوباره پشت میز نشستم، لای کتاب را باز کردم. یک روز دیگر را از دست داده بودم، اما چرایش یادم نمی آمد!  یک پاراگراف نخوانده بودم که باز صدای وزوز مگس بلند شد.

مثل کسی که ناگهان در ورطه یک ماجرای بغرنج و وحشتناک  افتاده باشد وقایع دیروز را به یاد آوردم.و باور کردم که بازی دیروز تکرار خواهد شد. بهت زده  بودم. به این فکر می کردم که این مگس واقعا از دیروز نمرده است؟

نمی دانم مگس پشت چه چیز گیر افتاده بود ولی یقین کردم که اشیاء و این حشره و شاید کل کائنات مزاحی بی مورد و بی موقع را با من شروع کرده اند. با خشم تصمیم گرفتم تا من هم به اندازه این کائنات از استعداد شوخ طبعی ام استفاده کنم.

زمانی که صدای وزوز بلند می شد، احمقانه میز را به لرزه در می آوردم .اینبار نوبت مگس بود …. وزوزش را با رعایت یک ریتم خاص که موزون با تکان میز توسط من بود شروع می کرد….. بعد از قطع شدن صدای این موجود اسیر شده که این بار من به بازی گرفته بودمش.  نوبت من بود. ……وباز …… نه من خسته می شدم نه کائنات ……. سر خوشی فاتحانه ای از این بازی بی مقدمه و بیهوده به من دست داده بود.و هر بار به  شکل های مختلفی  خنده های جنون آمیز بی معنایی سر می دادم.

ناگهان چشمم به کتابهای روی میز افتاد و قلبم لرزید .کتابها  با لرزه ی میز به لرزه در می آمدند و به دیوار می خوردند. جلوی آنها

کتابی را دیدم که چند سال پیش جلدش را روزنامه پیچ کرده بودم …. رنگ زرد وپلاسیده ی روزنامه، گذشت زمان را در ذهن تداعی می کرد.  موجود جاندار را پیدا کرده بودم!

وزوز مگس اسیر شده همان لبه ی روزنامه ی روی جلد بود که با هر بار تکیه ام به میز و تکان میز به دیوار چنگ میزد و اسارتش را مثل موجودی زنده ناله می کرد. برای اینکه مطمئن شوم، دوباره میز را  به آرامی  لرزاندم و چشمم را به لبه ی روزنامه ی روی کتاب دوختم، اشتباه نکرده بودم، این بار وزوزلجوجانه اش تبدیل به ناله ای  معصومانه و محزون شد.

کتاب را برداشتم، به یاد آوردمش …..روزنامه روی جلدش برایم نشان دهنده اهمیت و با ارزش بودن کتاب در گذشته  بود. ……. نمی دانم کائنات و من از چه زمانی بذله گویی را فراموش کرده ایم؟! …….. صفحه اول را ورق زدم و وارد صفحه دوم شدم.

 

 

 

تاریخ انتشار : ۱۸ دی, ۱۳۹۴ ۶:۳۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند