سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۱:۱۱

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۱

متفکر و فلسفه سیاسى دولت توماس هابس

هابس به علت شرايط زمان خود عاشق صلح بود و نه حقيقت. چون او حقيقت را ابدى نميدانست و ميگفت كه هر موضوعى كه باعث شود كه انسان براى آن دست يه سلاح ببرد، حقيقت ندارد، چرا که بالاترين حقيقت، يعنى عقل بر اساس قانون طبيعت، صلح است. هابس خواهان صلح به هر قيمتى بود و ميگفت كه اگر جامعه تشكيل دولت دهد، ديگر حق انقلاب وجود نخواهد داشت. او انسان در شرايط طبيعى را موجودى خودخواه، تجاوزگر، و منفعت‌طلب ناميد كه عدالتى نمى‌شناسد

توماس هابس Thomas Hobbes 1588 – ۱۶۷۹۹ 

براى درک نظرات توماس هابس، فیلسوف انگلیسى، باید شرایط زمانى او در قرن ۱۷ را مورد توجه قرار داد. جنگ‌هاى داخلى انگلیس میان جمهوریخواهان و سلطنت‌طلبان، و جنگ‌هاى مذهبى در اروپا میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها، باعث بى‌نظمى و قتل و غارت‌هاى خشنى شده بودند و بر اثر نبودن دولت‌هاى مقتدر، کلیسا، سلطنت و آزادیخواهان، به‌جان هم افتاده بودند. هابس را تئوریسین حکومت مطلقه میدانند. او فیلسوفى است که خواهان دولت، در آن شرایط هرج و مرج و خان و خانبازى! شد و گفت که حتا دولت هم باید “مطلق” باشد. او نه تنها نماینده ماتریالیسم مکانیکى و تئوریسین فلسفه سیاسى حکومت مطلقه و دولت، بلکه پایه‌گذار فلسفه در کشورهاى انگلیسى زبان نیز است. او خود مجبور شد که به‌دلیل ناآرامى‌هاى اجتماعى در انگلیس، ۱۰ سالى را در فرانسه به‌سر برد.
گروهى او را روشنفکرى میان تاج و مجلس – و یا فیلسوفى میان سلطنت‌طلبان و جمهوریخواهان میدانند. هابس نیاز فلسفى و سیاسى زمان خود را شناخت و امیدوار بود که قراردادهاى اجتماعى میان مردم و دولت باعث شوند که سرانجام جامعه از حکومت مطلقه به‌سوى دمکراسى راه بیابد. بعدها تئورى دولت و حقوق، زیر تاثیر فلسفه سیاسى او، مورد استفاده در نظام‌هاى بورژوایى قرار گرفت.
او خود تمایلات مشروطه‌خواهى داشت و میگفت که بدون قدرت مرکزى مقتدر، انسان‌ها همچون گرگ همدیگر را خواهند درید. گرچه او جاده صاف‌کن حکومت مطلقه سیاسى در غرب است، ولى نظم و شرایط غیرجنگى، باعث شدند که جنبش فلسفى عصر روشنگرى نیز بتواند به فعالیت خود بپردازد. هابس میگفت که درغیاب و خارج از چهارچوب دولت، مردم شاهد جنگ، فقر، حماقت، توحش، کثافت، و وحشت؛ و در حضور دولت، مردم میتوانند ناظر صلح، امنیت، رفاه، نظم، جمع، و فرهنگ شوند. او براى دمکراسى‌هاى امروزه غربى، پایه‌هاى فلسفه دولت و حقوق در عصر جدید را ریخت و میگفت جایى که قانون نباشد، قانون‌شکنى امرى معمولى میشود.
انسان،از دوران نوجوانى در مرکز علائق هابس قرار داشت و او به این دلیل تصمیم گرفت تا نویسنده‌اى سیاسى شود.
هابس، تمام فلسفه سیاسى مدرن را جوان‌تر از کتاب (لویتان) خود که در سال ۱۶۴۲ نوشته شده، میدانست. این کتاب نه تنها مهمترین اثر فلسفه سیاسى در زبان انگلیسى بلکه نخستین منبع فلسفه دولت بورژوایى است. منظور هابس در این کتاب، پیشنهاد یک راه خروج عقلگرایانه از بى‌نظمى و بى‌امنیتى اجتماعى، با کمک یک دولت مقتدر است. امروزه گفته میشود که طرح‌هاى او در مورد دولت، حکومت و حاکمیت، گرچه مدرن، ولى؛ فردگرایانه، قدرت‌طلبانه و سودخواهانه هستند. هابس در کتاب لویتان، جامعه را مانند یک دیو و غول مى‌بیند که باید از طریق یک قدرت مرکزى، رام شود. لویتان، گویا نام غولى در فصل ایوب، در کتب عصر قدیم و عصر جدید مسیحیت باشد. فلسفه دولت هابس مانند فلسفه اخلاق و فلسفه حقوق، بخشى از فلسفه عملى بودند که خود را با هدف، ماهیت، نقش، و منبع دولت، مشغول میکردند.
هابس مینویسد که ایده‌ها، نتیجه تجربیات انسان‌ها هستند. او به انتقاد از دانشگاه‌هاى زمان خود پرداخت، چرا که آنها را هنوز تحت تاثیر فلسفه متافیزیکى ارسطویى میدانست. هابس خالق یک نظریه شناخت شد که براى فلسفه مدرن قرون بعدى مهم بود. او میگفت که شک‌گرایان را جدى نگیرید چون آنان به نظرات خود هم باید شک داشته باشند. به این دلیل هابس به مبارزه علیه فلسفه شک‌گرایى در علوم و اخلاق پرداخت. او معمار مهم نظریه مدرن سیاست در زمان خود شد و به مخالفت با عقیده ارسطو پرداخت که انسان را موجودى اجتماعى معرفى میکرد. در نظر هابس، انسان در شرایط سخت، خشن، غیرعادل و هرج و مرج، میتواند گرگى شود علیه انسان‌هاى دیگر. او جهان را ماده‌اى میدانست که دائم در یک وضعیت حرکت مکانیکى به سر میبرد. از انجا که هابس میخواهد همه چیز را بر اثر قانون علِیت شرح دهد، جایى براى آزادى اراده و انتخاب در جهان‌بینى او باقى نمى‌ماند. براى هابس ماتریالیست، انسان ماشینى است که تنها هدفش، مبارزه براى بقاء خود است. او حتا انسان نخستین را یک “کاپیتالیست” نامید، چرا که انسان از آغاز در رقابت با دیگران زیسته و همیشه خواهان نوعى مالکیت خصوصى بوده است. هابس به مبارزه با “تئورى الهى“ آزادى اراده و انتخاب در مسیحیت پرداخت. بعدها نظریه شناخت ماتریالیستى هابس، مشعل راه مکتب “پوزیتیویسم” مدرن درغرب شد. زمان هابس، زمان ادامه مبارزه مکتب ایده‌آلیسم و ماتریالیسم نیز بود. ماتریالیسم قرن ۱۷ نمایندگان مختلفى داشت، ولى هابس یکى از مهم‌ترین آنان گردید. امروزه نظرات اجتماعى هابس بر اساس کوشش براى مالکیت و قدرت را تمایلات طبیعى انسان براى ادامه بقاء خود میدانند. خصوصیت‌هاى فلسفه هابس را صاحب‌نظران آته‌ایستى، ماتریالیستى، ناتورالیستى، فردگرایانه، سودطلبانه، جبرى و حتا گاهى ایده‌آلیستى، اسکولاستیکى، و قراردادى، میشمارند. هابس فکر میکرد که همه چیز را میتواند با کمک ریاضیات و علوم تجربى، شرح دهد. او حتا خواهان ریاضى نمودن علم منطق نیز شد.
هابس به علت شرایط زمان خود عاشق صلح بود و نه حقیقت. چون او حقیقت را ابدى نمیدانست و میگفت که هر موضوعى که باعث شود که انسان براى آن دست یه سلاح ببرد، حقیقت ندارد، چرا که بالاترین حقیقت، یعنى عقل بر اساس قانون طبیعت، صلح است. هابس خواهان صلح به هر قیمتى بود و میگفت که اگر جامعه تشکیل دولت دهد، دیگر حق انقلاب وجود نخواهد داشت. او انسان در شرایط طبیعى را موجودى خودخواه، تجاوزگر، و منفعت‌طلب نامید که عدالتى نمى‌شناسد، چون زندگى جنگ است؛ جنگ هرکس علیه دیگرى، و در نتیجه، زندگى؛ کوتاه، سخت، خشن میباشد و هر آدمى میخواهد که به حساب و خرج دیگران زندگى کند. به این دلیل اغلب میان انسان‌ها اختلاف به‌وجود مى‌آید. در یک جامعه سیاسى باید “آزادى طبیعى“ یعنى مشت‌هاى قوى جاى خودرا به “آزادى شهروندى“ یعنى نظم قانونى و امنیت شخصى بدهد. از آنجا که او گفته بود که قانونى بودن بدون قدرت و اقتدار، ممکن نیست، دو گروه سلطنت‌طلب و جمهوریخواه انقلابى آن‌زمان به نظریاتش شک نمودند.
هابس را میتوان یکى از پیشگامان فکرى در تئورى حقوق طبیعى، نظریه اجتماعى، و آنتروپولوژی (انسان‌شناسى) بدبینانه دانست. امروزه مى‌پرسند که آیا هابس یک امپریست، ماتریالیست، تئوریسین شناخت، فیلسوف طبیعى، فیلسوف زبان و یا فیلسوف منطق و ریاضیات است. هابس پیرامون زبان و نظریه شناخت، به نتایج بکرى رسیده بود. او میگفت که تفکر یعنى حساب و جمع و ضرب مفاهیم و اسامى. جایى که تولید مفاهیم نشود، فلسفه نیز به‌وجود نخواهد آمد.
توماس هابس بین سالهاى ۱۵۸۸ و ۱۶۷۹ زندگى نمود. پدرش یک روضه‌خوان روستایى و مادرش یک رعیت‌زاده بود. او ۱۶ ساله بود که پدرش را بر اثر الکلى شدن از دست داد. هابس پیرامون زندگى ناگوارش گفته بود که او همزاد ترس، چشم به جهان گشود. او مانند سایر متفکران قرن ۱۷ از خانواده‌اى مستمند برخاسته بود. مورخین امروزه مدعى هستند که هابس، ذاتا آدمى محتاط و محافظه‌کار بود و به این دلیل آن‌زمان جان سالم بدر برد.
هابس یکى از مترجمان زمان خود بود و آثار هومر و توکیدس و جنگ‌هاى پلیپونى را به انگلیسى ترجمه نموده بود. از جمله مشهورترین کتاب‌هاى وى اصول فلسفه، دولت لوتیان، عناصر فلسفى، پیرامون بدن، درباره انسان، در باره شهروند، عمر طولانى یک مجلس و شرحى تاریخى-تحلیلى هستند.
گرچه در تاریخ سیر اندیشه غرب، ماکیاولى، مشهورترین فیلسوف دولت بود، ولى نقش هابس، لاک، و افلاتون امروزه مهم‌تر به‌حساب مى آیند. گروه دیگرى هابس، لاک، و هیوم، را به‌جاى تئوریسن شناخت، نظریه‌پرداز در علوم اجتماعى میدانند. هابس توانست فلسفه باکون را سیستماتیک کند و همچون باکون میگفت که دانش در خدمت قدرت و اقتدار است. او به مبارزه با قیمومیت روشنگرى از طریق کلیسا پرداخت. گرچه هابس خودرا ضد دگماتیسم میدانست، دیگران او را متعصب و تنگ‌نظر به‌حساب مى‌آورند. در سال‌هاى تبعید در فرانسه، به‌دلیل فعالیت‌هاى ضد مسیحى هابس، روحانیون خواهان اخراج وى شدند. هابس گفته بود که انسان‌ها دائم در شرایط جنگ داخلى در کنار هم زندگى میکنند. او را سال‌ها یک آته‌ایست بدبین و ناامید به‌حساب مى‌آورند. هابس مدعى بود که تحت تاثیر فلسفه و ادبیات یونان باستان، با مکتب هومانیسم آشنا شده است. تئورى ماده‌گرایى و اتمى اورا زیر تاثیر دمکریت در ۲۰۰۰ سال پیش میدانند. هابس با بسیارى از مشاهیر زمان خود از جمله با دکارت و گالیله شخصا ملاقات کرده بود.

Nushad@noavar.com 

تاریخ انتشار : ۲۸ دی, ۱۳۸۵ ۲:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!