سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ اسفند, ۱۴۰۴ ۰۶:۳۸

جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۶:۳۸

ناصر صفاریان و سایر همکاران دربند ما را آزاد کنید

نامه ی سرگشاده ی تهیه کننده ی فیلم مستند هانیبال الخاص در رابطه با بازداشت مستند سازان سینمای ایران

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان (وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی) خبر از بازداشت شش تن از مستندسازانی داده است که در میانشان نام ناصر صفاریان، مجتبی میرتهماسب، هادی آفریده، محسن شهرنازدار و کتایون شهابی بهچشم میخورد. اینجانب به عنوان تهیهکننده و تصویربردار فیلم مستند «هانیبال الخاص»، از آنجا که این دوستان بدون هیچ چشمداشتی و تنها از سر دلسوزی و ارزش گذاشتن بر سینمای مستقل و مستند، زحمات و تلاش فراوانی برای نمایش و عرضهی این فیلم مستند متقبل شده بودند، لازم میبینم نکاتی را یادآور شده و اعلام کنم که همانند دیگر همکاران مستندساز و اهالی سینمای ایران، خواستار آزادی فوری و اعادهی حیثیت از این مستند سازان و همچنین سایر هنرمندان و سینماگران زندانی هستم.

ناصر صفاریان را از نوجوانی خودم ـ که او در آن زمان جوانی بود که فیلم مستند سرد سبز را دربارهی فروغ فرخزاد میساخت ـ میشناسم. من هم در آن زمان مشغول ساخت فیلم مستندی دربارهی فروغ فرخزاد بودم که در روزنامهای خبر ساخت فیلم مستند دیگری دربارهی فروغ توسط ایشان را خواندم. با او تماس گرفتم و گفتم بر این باورم که او فیلم بهتری خواهد ساخت و برای همین تمام نماهای خامی که تا آن زمان با دوستانم گرفته بودیم را به آقای ناصر صفاریان دادم که از بخشهایی از آنها، با ذکر منبع در فیلمی که ساخت استفاده کرد.

بعدها که دانشجوی سینما شدم و مستند ساز، هم ناصر صفاریان و هم دیگر اعضای انجمن مستندسازان ـ که متاسفانه اکنون نام تعدادی از این بهترین و هنرمندترین فرزندان این مملکت را به عنوان زندانی امنتیتی! میخوانیم ـ بسیار به من کمک کردند. ناصر برای تنها امکان نمایش فیلم مستند بلندی که دربارهی هانیبال الخاص ساخته بودم، در خانهی سینما خیلی زحمت کشید و بی هیچ چشمداشتی موجب شد تا آن فیلم بتواند برای اولین و آخرینبار (بدون هیچ حذف و تعدیلی) در سالن خانه سینمای ایران، نمایش داده شود. فیلمی که در آن از یک نما از فیلم سرد سبز ناصر صفاریان که دربارهی فروغ ساخته بود استفاده کرده بودیم! و هرگز از یاد نخواهم برد که چهطور تمام مدت ایستاد و یادم داد (وقتی که تهیه کننده در جلسهی نمایش فیلماش حاضر شود چه آدابی دارد) و چهطور باید از مهمانها پذیرایی کنم و خود نیز آخرین نفری بود که ساعتها بعد از نمایش فیلم حیاط خانهی سینما در خیابان سمنان را ترک کرد.

ناصر صفاریان نهتنها هیچگاه مرا و نه هیچ مستندساز دیگری را تشویق و ترغیب به فروش فیلماش به شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و خارجی نمیکرد، بلکه مخالف این موضوع نیز بوده و همواره سعی داشت فضایی برای همه به وجود آورد که بتوانیم فیلمهایمان را قانونی و در شبکهی نمایش ویدئویی خانگی کشورعرضه کنیم و خود نیز چنین کرده بود. تماسها و پیگیریهایش مثال زدنی و شرافتاش و باور به کاری که میکرد ستودنی است.

من اعتراف میکنم که به عنوان یک جوان ایرانی فارغالتحصیل سینما که علاقهمند به مستندسازی است، از سوی هیچ نهاد و سازمان و شخصی هرگز نهتنها تشویق و حمایت نشدم که مورد پذیرش هم قرار نگرفتم. و این فقط ناصر صفاریان و میرتهماسب و دیگر اعضا و هیات مدیرهی انجمن مستندسازان ایران بودند که مرا مانند یک برادر پذیرفته و برای کارهای مختصری که در حوزهی ساخت و تهیهی فیلم مستند انجام داده بودم، ارزش قائل میشدند.

همانطور که در بیانیهی خانه سینمای ایران آمده، بازداشت مستندسازان ایرانی قطعاً یک «سوء تفاهم بزرگ» است که با «اعتماد مسئولان» و اعادهی حیثیت از این جوانان هنرمند و مستندساز کشورمان قابل حل است. در شان هیچ نظام جمهوری در هیچ کجای جهان نیست که هنرمندان و فیلمسازان جوانی را که در سالهای پس از انقلاب رشد و نمو یافتهاند و سرمایههای کشور محسوب میشوند، زندانی کرده و در شرایطی که بحرانهای اقتصادی و سیاسی فراگیر و پرهزینه شده است، چنین با اعتبار فرهنگی کشور بازی کند.

ناصر صفاریان و مجتبی میر تهماسب و سایر سینماگران و مستند سازان هیچ خطری برای کشور و نظام انقلاب اسلامی ندارند، خطر آنجایی است که رسانهی ملی با در پیش گرفتن رفتار و نگاهی یک سویه با حذف سایر صداها و اندیشهها اعتماد عمومی را از دست بدهد و در دست عدهای از بیاستعدادترین نمایشگران باشد. که در نتیجه آن مردم برای گذراندن اوقات فراغت رو به سوی رسانههای ممنوعه آورند و ابتذال و بیاخلاقی جایگزین نگاه پاک و انسانی مستندسازان و جوانهای مستعد کشورمان شود. خطر اینجاست که با حذف صداهای دیگر (مانند بازداشت و زندانی کردن مستندسازان جوان سینمای ایران) و تکصدایی ساختن رادیو تلویزیون، زمینه برای فرار مغزها مهیا و بشقابهایی که فارسی۱ و سایر شبکههای مبتذل ماهوارهای را میبلعند ودر دل خانههای ما بالا میآورند، فراهم کردهاید. با آینده نگری و خرد ورزی از جوانان کشورمان حمایت کرده و مستند سازان شریف سینمای ایران را آزاد کنید.

احمد زاهدی

عضو انجمن مستندسازان سینمای ایران

تهیه کننده و تصویربردار فیلم مستند هانیبال الخاص

http://hanibaalalkhas.blogspot.com/2011/01/blog-post.html

ahmadzahedi@gmail.com

تاریخ انتشار : ۲ مهر, ۱۳۹۰ ۷:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

سیزده روز پس از آغاز حملۀ امریکا و اسراییل به ایران، این واقعیت تلخ و خونین هر روز بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود که هدف اصلی تمامیت میهن ما و تکه‌تکه کردن آن است و جانیان و متجاوزان به خاک ایران، در این راه از هیچ جنایتی پرهیز ندارند. در چنین شرایطی، تدوین و امضای یک دادخواست رسمی بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این کارزار با محوریت تحقیق فوری دربارهٔ حمله به مدرسهٔ دخترانه «شجره طیبه» در میناب منتشر شد و بار دیگر توجه جهانی را به پیامدهای انسانی تجاوز نظامی به ایران و خالی کردن زرادخانه‌های امریکا و اسراییل بر سر شهروندان ما جلب کرد.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درس تاریخی میرمهنا به غرب در جزیرهٔ خارک، تنگهٔ هرمز و خلیج فارس

کجا پناه بگیریم؟ ـ ماندن زیر بمب و موشک به دلیل فقر

فاجعۀ میناب؛ لحظه‌ای که سکوت، نقاب از چهره یک سیاست برداشت

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

بیست‌وششمین «تحلیل هفته» | سید مجتبی خامنه‌ای؛ راز سر به مُهر | علیرضا رجایی و فرخ نگهدار

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد: تشدید بحران انسانی در پی حمله امریکا و اسرائیل به ایران