سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۷:۵۰

یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۰

نمایشگاه مطبوعات سبز در «کوچه چپی ها» و آرزوی آزادی روزنامه نگاران دربند

دنبال روزنامه های اصلاح طلب می گردم. عکاس روزنامه جوان می گوید: «می خوای بری کوچه چپی ها ؟ پشت ایرناست...» و با خنده می گویم : چرا اینقدر آن ها را پس و پشت پرده برده اند؟ می گوید: «فارس رو می بینی 150میلیون داده برای غرفه آرایی ...

جمعه بعد ازظهر با حضور مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات یک بار دیگر صدای اعتراض مردم به تقلب در انتخابات با سردادن شعار یا حسین میرحسین زیر گوش خبرگزاری هایی که کمی احتیاج به شنیدن حرف راست (و نه دروغ) داشتند، پیچید. خبرگزاری هایی که در حضور مردم و جلوی چشم آنان به سرعت به جعل خبر پرداختند. موضوع از این قرار بود که با حضور مهدی کروبی سبزها بار دیگر حضور خود را به رخ کشیدند و برادران بسیجی مستقر در نمایشگاه با باتوم الکتریکی به جان مردم افتادند. زمانی که مهدی کروبی قصد داشت به سمت روابط عمومی مصلا برود در حالی که جمعیت شعار زنده باد کروبی سر داده بود در نزدیکی نمازخانه داخل شبستان ماموران گاز اشک آور زدند. حراست و بسیج مانع ادامه حضور کروبی شدند و علاوه بر حمله به او و شکستن سرش او را به بیرون نمایشگاه هدایت کردند.

خبرگزاری فارس به سرعت و با استفاده از فتوشاب تصویر لنگه کفشی را بر سر کروبی کوبید در حالی که اصلا لنگه کفشی در کار نبود. با خروج کروبی از نمایشگاه بسیجی ها جلوی خبرگزاری فارس و ایرنا مرگ بر منافق سر دادند اما این صدا در برابر صدای یاحسین میرحسین مردم زمزمه ای بیش نبود.

با آرام تر شدن جو نمایشگاه از طبقه دوم نمایشگاه پایین آمدم و سری به غرفه فارس زدم بادی گاردی جلوی در غرفه ایستاده بود به او گفتم: چرا در عکس شما لنگه کفش چرا همان قسمتی که سر آقای کروبی شکسته قرار ندارد، گفت: این یکی دیگرست. گفتم اصلا لنگه کفشی در کار نبود. اصولا مگر نه اینکه تعهد ما به ملت است نه دولت چرا این همه جعل خبر؟ گفت شما هنوز ذهنت بسته است. گفتم به نظر من روزنامه نگار باید حقایق رو بگه. گفت: تو کی هستی؟ گفتم یه روزنامه نگار. گفت: نیستی، گفتم چرا؟ گفت: چون بی ادبی. گفتم من چه بی ادبی کردم جز اینکه گفتم عکس رو مونتاژ کردید؟ پسری کنارم ایستاد و به «بادی گارد» گفت کجا مردم شعار می دادند مرگ بر منافق ؟ چند نفری جمع شدند و یکی از خانم های روزنامه نگار فارس به من گفت شماها دروغ می گید!!!!!! و من از خودم می پرسم تا به حال کجای دنیا دم در غرفه های خبرگزاری ها بادی گارد می ایستد؟

به غرفه سایر روزنامه های دولتی هم سری زدم و به دفترهایی که گذاشته بودند نگاهی انداختم. پر بود از «مرگ بر دیکتاتور»، «به ما بگروید» و… در دفتر روزنامه رسالت یادداشتی به چشم می خورد:

سبزیم و پایدار

از سلاله خورشید و ماندگار

و تو ای شحنه تاریکی

کسوفی بیش نیستی

گذرا و میرا

به غرفه کیهان رفتم دفترشان را پنهان کرده بودند. گفتم پس دفترتان؟ گفت می آوریم. رفت و آورد اما بالای سرم ایستاد.

نوشتم: «همکاران گرامی، تنها تعهد ما به مردم است نه دولت مردان که مردم ماندگارند و دولت مردان رفتنی… صبح نزدیک است»

دیدم با خودکار سبز کسی قبل از من نوشته بود: «بزودی آنچه باید اتفاق افتد روی خواهد داد».

و در صفحه قبل مردم حرف های دل شان را در اعتراض به استبداد و دعوت از کیهانی ها برای پیوستن به خیل مردم، نوشته بودند.

به روزنامه ایران سری می زنم و نگاهی به دفترشان می کنم، نوشته هایی از جنس قبلی ها نوشته شده. این نوشته توجه ام را جلب می کند: «ایران سرزمین اندیشمندان و سربداران، تو ماندگاری و ضحاک رفتنی»

دنبال روزنامه های اصلاح طلب می گردم. عکاس روزنامه جوان می گوید: «می خوای بری کوچه چپی ها ؟ پشت ایرناست…» و با خنده می گویم : چرا اینقدر آن ها را پس و پشت پرده برده اند؟ می گوید: «فارس رو می بینی ۱۵۰میلیون داده برای غرفه آرایی …

به «کوچه چپی ها» می رسم که با آفتاب یزد شروع می شود و با روزنامه نگار داخل غرفه به گپ و گفت درباره فارس و خبرش. او هم مثل من با فارسی ها حرف زده بود، گفتگویی بی حاصل.، که اصولا این جماعت گوش هایی بس ناشنوا دارند که راه بر هر استدلالی می بندد. زوجی جوان می آیند و سراغ کیهان را می گیرند و می گویند می خواهند بروند مثل من یادگاری بنویسند در دفترشان…

به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب نگاه می کنم، پر است از دست مریزاد و تشکر و البته مرگ بر دیکتاتور اینجا هم هست .

یکی دردفتر یک روزنامه اصلاح طلب نوشته بود: «فقط اوس محمود!»

به روزنامه اعتماد می رسم بحث بسیجی ها با یکی از روزنامه نگاران داغ داغ است درباره اشک آور زدن در این محوطه کنار نمازخانه …

به دفتر نگاهی می اندازم پر است از

موفق باشید

دوستتان داریم

به امید آزادی مطبوعات

به امید آزادی ایران

به امید آزادی روزنامه نگاران دربند.

به امید آزادی همکارانمان بهمن امویی، احمد زید آبادی، محمد قوچانی

تاریخ انتشار : ۴ آبان, ۱۳۸۸ ۱:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعتبار معنوی جایزه‌ی صلح نوبل را از شیرین عبادی پس بگیرید!

بگردم برایتان ‌پاره‌های تن من

نه به کودک‌سربازی

طرحِ (شکست خوردۀ) موساد برای فروپاشی ایران از درون: پژوهشِ نیویورک‌تایمز از قیام‌ها

درمان زیر موشک‌باران

اختلافات ترکیه و آذربایجان بر سر ایران، موازنه منطقه‌ای را تغییر می‌دهد