سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ تیر, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۷

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۷

هیچ ترفندی نمی تواند فاجعه ۱۳۶۷را به فراموشی سپارد!

تلاش های اخیر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای جلوگیری از مراسم یادبود نیز، قادر نیست بر آنچه که دیگر از پرده برون افتاده است، سایه افکند. هر چه مسئولان دستگاه امنیتی نیز که بکوشند، هر کاری هم که بکنند، از تهدید تلفنی خانواده ها و منع برگزاری یادبود گرفته تا قفل زدن بر در اصلی گورستان خاوران، در بی طنین کردن آوائی که دیگر میلیونی شده است بی تأثیر خواهد ماند.

Getting your Trinity Audio player ready...

  مرداد و شهریور هر سال، یادآور آزادزنان و آزادمردانی است که جان خویش را سرمایه “نه” گفتن به استبداد دینی کردند و سر باختند، اما فرود نیاوردند. هیئتی منصوب از سوی رهبری وقت جمهوری اسلامی، مأمور کشتار شمار هر چه بیشتری از هزاران زندانی سیاسی شده بود. سازماندهان فاجعه، پرسش هایی در برابر زندانیان می نهادند که با شناختی چندساله که از اسرای خود داشتند، پاسخ های آن را پیش بینی می کردند. این پاسخ ها، به دستور ولایت فقیه، مجوز قتل عام هزاران زن و مردی بود که بارها پیش از آن، پاسخ نه به پرسشی مشابه داده بودند: آماده ای از گذشته خود اعلام انزجار کنی یا نه؟ با گذشت ۲۳ سال، گواهی ده ها تن از بازماندگان و شاهدان عینی که با یکدیگر خوانائی کامل دارند، انتشار نام و نشان هزاران قربانی، تأیید مکرر ابعاد فاجعه از سوی شماری نه اندک از مسئولان وقت حکومت و اسناد انکارناپذیری مانند دستخط فرمان کشتار از سوی آیت الله خمینی، دیگر سخن گفتن از “ابهام” در مورد اصل فاجعه، حرف بی معنائی است. شاید آنچه در پرده ابهام باشد، میزان دخالت تک تک متهمان به ارتکاب یا همدستی در ارتکاب آن جنایات و جزئیات توطئه ای باشد که در رأس حکومت برای انجام کشتار شکل گرفت، اما پس از ۲۳ سال، تاریخ دیگر سخن اصلی را در مورد فاجعه ای که در سال ۱۳۶۷ در زندانهای ایران روی داد، به زبان آورده است: یک حکومت، هزاران زندانی را حتی بدون رعایت موازین ظالمانه خود، به قتل رساند. هیچ ترفندی نمی تواند این سخن اصلی تاریخ را باطل کند. تا به اینجا برسیم، بازماندگان و شاهدان عینی خون دل بسیار خورده اند. به یادآریم روزهائی را که حسرت بازتابی از این کشتار حتی در رسانه های بین المللی، تا چه رسد به مطبوعات داخل ایران، به دل ما مانده بود. روزهائی را به یاد آریم که اعتصاب غذا می کردیم تا شاید چند سطری با ذکر قید “گزارشهای تأیید نشده” در یک روزنامه خارجی چاپ شود. از آن روزها تا امروز، ۲۳ سال تلاش خستگی ناپذیر زندانیان سیاسی جان به در برده از فاجعه ۱۳۶۷ و اقدام شجاعانه هر ساله خانواده های جان باختگان در برگزاری مراسم یادبود در داخل کشور را شاهد بوده ایم. این تلاش ها و دلاوری ها، بی ثمر نبوده است. دستاورد آن، حکمی است که تاریخ درباره فاجعه ۱۳۶۷صادر کرده است، حکم محکومیت رژیم ولایت فقیه. تردید نداشته باشیم که رسیدگی حقوقی به اتهامات تک تک آمران و عاملان، به دنبال حکم تاریخی درباره اصل فاجعه، خواهد آمد. اما تاریخ برای داوری، منتظر رسیدگی حقوقی، که همیشه رسیدگی به اتهامات علیه افراد است، نمی ماند. صرفنظر از اینکه محاکمه عادلانه متهمان به دست داشتن در فاجعه ۱۳۶۷ کی برگزار شود، یاد این فاجعه از کنج فراموشی که حکومت می خواست در آن مدفونش کند، بیرون آمده است و دیگر بدان باز نخواهد گشت. اگر تا چند سال پیش، تنها بازماندگان و دوستان قربانیان به اضافه علاقه مندان به تاریخ معاصر ایران و مسئولان نهادهای حقوق بشری به اطمینان در مورد ابعاد فاجعه رسیده بودند، پس از خیزش مردم ایران برای آزادی، که دو سال پیش شاهد آن بودیم، آگاهی از فاجعه ۱۳۶۷ دیگر صدها هزار و بلکه میلیونها تن از شهروندان و به ویژه نسل جوان ایرانی را شامل شده است. بازتاب کشتار زندانیان سیاسی ایران در دهه ۶۰ دیگر جای محکمی در حافظه تاریخی ایرانیان دارد و از این حافظه پاک شدنی نیست. تلاش های اخیر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای جلوگیری از مراسم یادبود نیز، قادر نیست بر آنچه که دیگر از پرده برون افتاده است، سایه افکند. هر چه مسئولان دستگاه امنیتی نیز که بکوشند، هر کاری هم که بکنند، از تهدید تلفنی خانواده ها و منع برگزاری یادبود گرفته تا قفل زدن بر در اصلی گورستان خاوران، در بی طنین کردن آوائی که دیگر میلیونی شده است بی تأثیر خواهد ماند. مسئولان جمهوری اسلامی به یاد داشته باشند که رژیم شاه نیز ۲۵ سال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را قیام ملی خواند تا بلکه صفحه ای از تاریخ معاصر ایران را پاک کند، اما در این کار ناکام ماند. آنچه ماند، رسوائی کسانی بود که علیه اراده مردم ایران کودتا کردند، تا بدانجا که امروز مسئولان دولت آمریکا نیز از نقش خود در آن رسوائی ابراز پشیمانی می کنند. مسئولان امنیتی امروز جمهوری اسلامی نیز اکنون باید این درس تاریخی را آویزه گوش خود کنند. اگر به دستور هر کس، مأمورند تا با ایجاد مزاحمت برای خانواده های جان باختگان، بار دیگر نمک بر زخم های آنان بپاشند، بدانند: وقتی علیرغم سال ها خفقان از این هم شدیدتر، اکنون دیگر با توجه به گستره آگاهی عمومی از فاجعه ۲۳ پیش، برخی از بالاترین مسئولان قضایی وقت نیز خود را ناگزیر از ابراز برائت از جنایت ۱۳۶۷ می بینند، ترفندهای جدید برای جلوگیری از مراسم امسال، چه نتیجه ای جز بی آبروئی و رسوایی برای عاملان فشارهای جدید خواهد داشت؟ در بیست و سومین سالگرد جان باختن شماری از یارانمان در کنار هزاران زندانی سیاسی دیگر، باز در برابر خاطره تابناک آن سر فرود می آوریم و می گوییم: ندای آزادی که آن روزها خفه شد، اینک در گلوی میلیون ها طنین افکنده است.   هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ (۲۱ اوت ۲۰۱۱)    

تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد, ۱۳۹۰ ۳:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر

وقتی زمین می‌لرزد و نابرابری می‌کُشد!

از قمرالملوک وزیری تا پرستو احمدی؛ یک قرن مبارزه برای شنیده شدن صدای زن

به مناسبت تفاهم نامه ترک مخاصمه با امپریالیسم آمریکا

«غروب هسته‌ای، طلوع نفتی»؛ تلاشی برای خوانشی دیگر از تفاهم ۱۴ ماده‌ای ایران و امریکا

سایه بی‌اعتمادی بر آینده تفاهم با ایران؛ آیا ترامپ این بار متفاوت عمل خواهد کرد؟