سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۶:۵۹

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۹

کاشکی سیمین بهبهانی حرف هایم را بشنود

سیمین خانم، اما امروز به راستی برایتان می گویم که اگر موج دستگیری ها بالا نمی گرفت، اگر یکی از کلیدی ترین اعضای جنبش زنان یک ماه بعد در شهریور همان سال سیاه دستگیر نمی شد، اگر خیلی های دیگر مجبور به ترک وطن نمی شدند، اگر نامه پشت نامه به در خانه ام نمی آمد که به زندان برگردم، اگر اخبار رسیده اندکی حکایت از گشودگی میداد، بی تردید برگشته بودم و حالا جایی بودم که دوست داشتم: کنار تخت شما!

سیمین خانم بعضی از دکترها می گویند اگر با کسی که در حالت کما به سر می برد،‌ حرف بزنید حتما می شنود. حالا لابد خیلی ها دور تخت شما هستند و با شما حرف می زنند، اما من دیگر کنار شما نیستم. کنار هیچکس دیگری هم نیستم. ای کاش دکترها بگویند که حرف های راه دور را هم می شنوید، حتما می شنوید. پس بگذارید برایتان از آن روزی بگویم که  شما بدون مقدمه  پرسیدید: « کی برمی گردی»؟

 مرداد ماه ۱۳۸۹بود. یادداشتی  برای تولد هشتاد و سه سالگی تان نوشته بودم.[۱]  طبق معمول باید خودم برایتان می خواندم که چشمهایتان از همان موقع  خسته بود خیلی خسته.  این بار تلفنی برایتان خواندم.

تازه به آلمان آمده بودم. از منزل خواهر کوچکتر زنگ می زدم. بعد از یک سلام و احوالپرسی مختصر، بلافاصله گفتید: «کی برمی گردی؟ درست نیست که همسر و پسر جوونت را تنها بذاری، زود برگرد سر خونه و زندگیت…».

تاکید هشیارانه و رندانه شما بر «خونه و زندگی» از پشت خطی که همیشه کنترل می شد،‌ اشاره به داستانی دیگر داشت. در واقع مسئولیت دیگری را یادآوری می کردید، هرچند مسئولیت خانوادگی را هیچگاه کم وزن تر از دیگر مسائل نمی دانستید. در واقع نگران کم نفس شدن کسانی بودید که دم به سرنای پرخروش کلام تان داده بودند. انگار در خشت آوارگی، گمگشتگی مصداق غزل های  برابری خواهانه را می دیدید.

سیمین خانم یادتون میاد؟ ‌یادداشت را برایتان خواندم، ‌شنیدید اما انگار گوش نکرده بودید، چون مثل همیشه تشویق نکردید و دوباره از اهمیت ماندن در ایران گفتید. شرمنده پاسخ دادم :‌»برمی گردم سیمین خانم، اجازه بدین یکی دوماه بمونم. من فقط آمدم خستگی درکنم، به زودی برمی گردم».

حالا چهار سال آزگار است که با همان  خستگی نشسته در جان بی جانم  از «خونه و زندگی» دور افتاده ام و هنوز نمی دانم که در آن مرداد روز سال ۱۳۸۹، به او که  همچون خشت جان جنبش زنان ماند و سرود و حکایت کرد، حقیقت را گفته بودم یا دروغ؟

سیمین خانم، ما که دروغگو نبودیم، قرار هم نیست که به هم دروغ بگوییم، اما شاید چهار سال زیستن ـ‌ و نه زندگی کردن‌ ـ در جایی که نه عشقی به آن دارم و نه به حقیقت مورد عشقی واقع شدم عقوبت پاسخ ناراستی است که آن مردادروز به صاحب عاشق ترین ترانه های میهنم دادم.

سیمین خانم، اما امروز به راستی برایتان می گویم که اگر موج دستگیری ها بالا نمی گرفت، اگر یکی از کلیدی ترین اعضای جنبش زنان یک ماه بعد در شهریور همان سال سیاه دستگیر نمی شد، اگر خیلی های دیگر مجبور به ترک وطن نمی شدند، اگر نامه پشت نامه به در خانه ام نمی آمد که به زندان برگردم، اگر اخبار رسیده اندکی حکایت از گشودگی میداد، بی تردید برگشته بودم و حالا جایی بودم که دوست داشتم: کنار تخت شما! 

پانوشت: 

 

[۱] http://www.feministschool.com/spip.php?article5295

 

 

تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران