سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۷:۵۲

یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۲

کشتار مردم مدنی، هم استراتژی هم تاکتیک

بدترکردن وضعیت جهت بهترکردن آن، یک تئوری و فلسفە خاص در جهان بینی سیاسی ست. در چنین نگرشی، فرد با اتخاذ روشهائی کە جامعە و فضای آن را بیشتر بە سمت و سوی کشت و کشتار و خشونت رهنمون می شود، سعی می کند بە یک نیروی جدی برای تحول اوضاع تبدیل شود.

یکی از اصول فکری و روانی ای کە در سالهای اخیر، بویژە در جریان حملە آمریکا بە عراق و بعد از آن، در میان بخش مهمی از اپوزیسیون و مردم خستە از بیداد و استبداد رژیمهای مستبد شکل گرفت، پذیرش کشتار مردم بی گناە بود در جریان عملیاتهای نظامی علیە ارتش نظامهای سرکوبگر. کشتاری کە بە گمان بسیاری غیر قابل پیشگیری بود و بە عنوان بخشی از واقعیت تلخ موجود می  بایست آن را پذیرفت.

کشتن انسانهای بی گناە، امری تازە نیست و تاریخی طولانی در تاریخ جنگهای بشر دارد. بعنوان نمونە در جریان جنگ دوم جهانی، هنگامی کە نیروهای متفقین بطرف آلمان پیشروی می کردند حتی بە بمباران مناطقی کە اهمیت استراتژیک و نظامی نداشتند دست یازیدند، و نیز باید بە بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی اشارە کرد کە در جریان آن صدها هزار نفر مردم مدنی و غیر نظامی جان خود را از دست دادند. این عملیاتها بخشی از عملیات بزرگ در جهت وادارکردن دشمن بە پایان دادن بە جنگ، و پذیرش شکست بود.

اما کشتار غیرنظامیان تنها بە دولتها ختم نمی شود. بسیاری از نیروهای میلیشا و شبەنظامی نیز بە این امر اقدام کردەاند. مدرن ترین نمونە آن می تواند نمونە داعش باشد کە بنوبە خود در خشن ترین وجوە ممکنە از این شیوە استفادە کردە و توانستە بە یمن آن، چنان ترسی در نیروهای مقابل خود از لحاظ روانی ایجاد کند کە بتواند بە پیشروی های زیادی، لااقل در ابتدای پیدایش خود، دست یابد. پس کشتار غیرنظامیان می تواند هم تاکتیک و هم استراتژی باشد، حال چە در فرم یک نیروی شبە نظامی غیر دولتی و یا در فرم یک نیروی نظامی دولتی.

اما کشتن مردم مدنی در جریان جنگها، تنها یک بحث و موضوع نظامی نیست، بلکە این یک بحث اخلاقی نیز هست. اینکە انسانها تا چە اندازە مجاز بە این کار هستند، خود بحث و سئوالی بسیار مهم است. برای همین هم هست کە حاملان این ایدە، اصل پیروزی را برجستە کردە و کوتاە کردن راە را در مسیر پیروزی بعنوان دلیل مهمی مطرح می کنند.

معمولا از طرف حاملان این ایدە، دلایلی برای اثبات چنین عملی مطرح می شوند: از جملە اثبات رابطە میان عمل و هدف، و دوم ارزش عمل، و نیز اینکە، کشتار لاجرم مردم، یک راە ممکن و مهم است در جهت یک هدف بسیار والاتر، کە آن هم همانا نجات همان مردم است! کل استدلال در واقع بر این مبنا قرار می گیرد کە کشتار اجتناب ناپذیر مردم مدنی می تواند از کشتارهای بسیار بزرگتر دیگری، در آیندە، جلوگیری کند. بعنوان نمونە در جریان حملە آمریکا بە عراق، حامیان این ایدە می گفتند کە تعدادی از مردم لاجرم کشتە می شوند، اما بعد از سقوط رژیم این وضع خاتمە می یابد و دیگر با محو رژیم دیکتاتور کس دیگری کشتە نمی شود!

در این استدلال، سنگینی کفە دلیل بر وجود عنصر دولت استبداد قرار داشت، و بە شیوە خودبخود، با محو آن معتقد بود کە کشتار مردم هم از صحنە رخت برمی بندد. استدلالی کە وقایع بعدی نشان دادند تا چە اندازە سادەلوحانە بودە و تا چە حد بە فاکتورهای دیگر توجە نشان دادە نشدە است.

البتە داعش و نیروهای معتقد بە آن نیز از چنین استدلالی استفادە می کنند، و معتقدند کە بعد از یک دورە لبریز از خشونت اجتناب ناپذیر، وضعیت بە چنان حالت دلپذیری درخواهد آمد کە دیگر لزوم استفادە از چنین ابزاری موضوعیت نخواهد داشت.

بدترکردن وضعیت جهت بهترکردن آن، یک تئوری و فلسفە خاص در جهان بینی سیاسی ست. در چنین نگرشی، فرد با اتخاذ روشهائی کە جامعە و فضای آن را بیشتر بە سمت و سوی کشت وکشتار و خشونت رهنمون می شود، سعی می کند بە یک نیروی جدی برای تحول اوضاع تبدیل شود. در این تئوری، خشونت نە مرحلەای از مراحل متعدد روشها، بلکە خود بە اصل مرحلە و یا بهتر بگوئیم مرحلە اصلی فرا می روید، و همە راە را تسخیر می کند. برای چنین فردی کە خود، راە ‘خود فداکردن’ را برگزیدە است، فداکردن دیگران حتی اگر آن دیگران هم خود نخواهند، امری عادی می شود و این چنین کل جامعە بە مسیری هدایت می شود کە قربانی شدن  و پذیرش لاجرم آن را بە امری عادی تعبیر کند. و این چنین مرگ بە بخش مهمی از زندگی روزمرە تبدیل می شود.

البتە هنگامی کە دیگر جنگ اتفاق افتادە است، شاید، سخن گفتن از محو چنین نگرشی امر بیهودەای باشد، اما تا هنگامیکە جنگها اتفاق نیافتادەاند، می شود و باید با نفی جنگ بە تئوری ‘بهترکردن وضعیت از طریق بدترکردن آن’ رفت. بویژە در دورانی کە بعلت وجود سلاحهای بغایت پیشرفتە و نیز وجود تعدد نیروهای اهریمنی ذی نفع در امر جنگ، خاموش کردن آن بسیار مشکل خواهد بود. 

تاریخ انتشار : ۲۰ مهر, ۱۳۹۵ ۹:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

سیزده روز پس از آغاز حملۀ امریکا و اسراییل به ایران، این واقعیت تلخ و خونین هر روز بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود که هدف اصلی تمامیت میهن ما و تکه‌تکه کردن آن است و جانیان و متجاوزان به خاک ایران، در این راه از هیچ جنایتی پرهیز ندارند. در چنین شرایطی، تدوین و امضای یک دادخواست رسمی بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این کارزار با محوریت تحقیق فوری دربارهٔ حمله به مدرسهٔ دخترانه «شجره طیبه» در میناب منتشر شد و بار دیگر توجه جهانی را به پیامدهای انسانی تجاوز نظامی به ایران و خالی کردن زرادخانه‌های امریکا و اسراییل بر سر شهروندان ما جلب کرد.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در سوگ رفیق سلطان‌علی کشتمند، یار دیرین زحمتکشان افغانستان

یورگن هابرماس، یکی از مهم‌ترین روشنفکران آلمان، درگذشت.

جنبش صلح، فمینیستی است.

امروز خورشید طلوع نکرد

آیا هنوز می‌توان از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل سخن گفت و از آن دفاع کرد؟

چه آینده‌ای در انتظار هواداران پهلوی است؟ پیامدهای فروپاشی یک یقین سیاسی