سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۱۹

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۱۹

یکی دیگر از مادران داغدار و استوار از میان ما رفت!

این زن دلیر از سنین نوجوانی در رابطه با فعالیت‌های پدر و برادرانش با زندان و پیامدهای آن آشنا شد و بعد با فعالیت‌های عدالت خواهانه فرزندان‌اش زندگی کرد، درد کشید و تاب آورد و با تحمل تمام مشکلات، ایستادگی و عشق به زندگی را حتی به نوه‌هایش آموخت. او سه دخترش را در سال‌های 1353 تا 1355، در مبارزه با حکومت دیکتاتوری شاه از دست داد و در این حکومت نیز از همراهان دایمی مادران و خانواده‌های داغدار بود و تا آخرین روزهای زندگی‌اش از پای ننشست.

با تاسف و اندوه فراوان، خانم بدیع‌الجمال مقامع(مادر آل آقا) در عصر روز شنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ از میان ما رفت. پیکر او را دوشنبه ۱۷ فروردین در کنار دخترش نسترن آل آقا، در قطعه ۳۹ بهشت زهرا به خاک سپردند.

این زن دلیر از سنین نوجوانی در رابطه با فعالیت‌های پدر و برادرانش با زندان و پیامدهای آن آشنا شد و بعد با فعالیت‌های عدالت خواهانه فرزندان‌اش زندگی کرد، درد کشید و تاب آورد و با تحمل تمام مشکلات، ایستادگی و عشق به زندگی را حتی به نوه‌هایش آموخت. او سه دخترش را در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵، در مبارزه با حکومت دیکتاتوری شاه از دست داد و در این حکومت نیز از همراهان دایمی مادران و خانواده‌های داغدار بود و تا آخرین روزهای زندگی‌اش از پای ننشست.

سوسن آل آقا، در سن ۲۳ سالگی با مرگی مشکوک در سال 1353 فوت کرد. او در رفت و آمد برای قرارهای سازمانی از شیراز به تهران بیمار شد و ساواک دکتر معالج او را بازداشت و دکتری دیگر را نزد او فرستاد و سوسن پس از دو روز فوت کرد 
لادن آل آقا، در سن ۱۹ سالگی در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۵، در درگیری کشته شد.
نسترن آل آقا، در سن ۲۷ سالگی در تیرماه سال ۱۳۵۵، در درگیری کشته شد.
دو عمه بچه‌ها نیز در سال ۱۳۵۵، کشته شدند. فاطمه حسینی در ۸ تیر، در خانه تیمی حمید اشرف و افسرالسادات حسینی در ۱۰ تیر، در درگیری پل جوادیه کشته شدند. همه آن‌ها در ارتباط با سازمان چریک‌های فدایی خلق، علیه دیکتاتوری شاه و برای برقرای آزادی و عدالت مبارزه می‌کردند.

مادر آل آقا یکی از مادران صبور و مبارز و مقاومی بود که با عشق به مردم، فرزندان‌اش را همراهی کرد. از سال‌هایی که او را می‌شناختم، همیشه زنی آرام ولی استوار بود، او بسیار شیرین سخن و عاقل بود. دختر دیگرش نسرین نیز همیشه پروانه وار گِرد مادر می‌چرخید و همراه و هم پای همیشگی وی بود و مادر نیز وابستگی شدیدی به دخترش داشت. همه‌ی خانواده او را خیلی دوست داشتند و حتی تا سال‌های پایانی زندگی‌اش، از او می‌آموختند و حرف‌های به موقع و عاقلانه او همه را به شگفتی و تحسین وا می‌داشت. اشک‌های نوه‌اش البرز که با عشق از مادر بزرگ می‌گفت، گویای این پیام است.
مراسم یادبود مادر آل آقا چهارشنبه ۱۹ فروردین، در مسجد الغدیر واقع در خیابان میردادماد تهران، از ساعت ۱۵ الی 16/30 برگزار می‌شود. امید بتوان مراسمی در خور این مادران و خانواده‌های استوار برگزار کرد که حداقل گوشه‌ای از ایستادگی‌های آن‌ها را بتوان نشان داد که چگونه زندگی کردند و عشق پراکندند.

با اندوه فراوان باید بگوییم که این مادر استوار را هم از دست دادیم و از این رفتن‌ها نیز گریزی نیست، ولی مهم این است که اثر و ثمر این مادران آنقدر بزرگ است که با رفتن آن‌ها تازه متوجه وجود گرانقدرشان می‌شویم و خود را بیشتر مسئول می‌دانیم که از نو زاده شویم و جای خالی آن‌ها را پر کنیم. امروز روز تولد من و بسیاری دیگر است.

درگذشت مادر آل آقای عزیزمان را به خانواده‌ی گرامی او و همه مادران و خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گویم.

شعری زیبا که توسط یکی از دوستداران مادر سروده شده است را تقدیم می‌کنم. این شعر آن‌قدر گویاست که حرفی دیگر برای گفتن نمی‌گذارد.

یادِ مادر آل آقا همواره زنده و گرامی است!

منصوره بهکیش
18 فروردین ۱۳۹۴

« مادر گُل‌های میهن بدرود!

درود مادر گُل‌های میهن، درود، هنگامی که نسترن‌ها را به دشت‌ها و کوه‌های سرزمین تشنه آزادی سپردی، چه بردبار بودی و تاب آوردی!
درود مادر گُل‌های میهن، زمانی که لادن‌های سرخ را به مردم مهربان ایرانشهر بخشیدی، از کدام قله به فردا نگریستی؟
درود مادر گُل‌های میهن، درود، هنگامی که سوسن‌ها را به باغ آرزوها آوردی، مهر کدام باعبان در دلت جوانه می‌زد؟ 
درود مادر گُل‌های میهن، درود، هنگامی که نسرین‌ها را شانه‌ای برای مردم افتاده کردی تا به آن تکیه کنند، چه در دلش کاشتی؟

مادر من، مادر ما، تو مادر دختران بهار بودی، بر گیسوی‌شان شانه سبز کشیدی، و بر قلب‌شان گُل سرخ رویاندی، 
و با مهر، آن‌ها را به سرزمین خویش بخشیدی.
تا دخترکان تو، دخترکان مردم ایران زمین باشند.
هنگام سوز و سرد زمستان یادشان گرمابخش تنهایی‌ها باشد
و نام‌شان، خوشه‌ای از ستاره‌های تابان
تو همه این رنج‌ها را بردی، تا تنها یک ساقه نازک از گیاه زندگی را زیر دژهای شب بگذرانی و به روز بیاوری به آفتاب!

و اکنون بدرود مادر من، مادر ما
همراه خورشید باش، تا یادت را خاک تیره با خود نبرد، همراه ابر باش، باران شو، تا گُل‌های سرزمین تو بهار را باور کنند! 
بدرود مادر من، مادر ما! »
شعر از یک دوست

تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین, ۱۳۹۴ ۱:۲۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما

رکورد تازه نویسندگان زندانی در جهان؛ ایران دوم شد