سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۲:۱۹

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۹

خاموشی سباستیائو سالگادو؛ صدای زمین و انسان

او هنرمندی بود که دوربینش سلاح آگاهی بود؛ آگاهی از انسان، طبیعت و وظیفهٔ ما در قبال آن‌ها. مرگ او برای جامعهٔ هنری، فعالان اجتماعی، و حامیان محیط‌زیست ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است؛ اما میراث او زنده خواهد ماند، در قاب‌هایی که همچنان سخن می‌گویند.

روایتی تصویری از رنج، امید و بازسازی

در ۲۳ مه ۲۰۲۵، دنیای عکاسی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های خود را از دست داد: سباستیائو ریبیرو سالگادو (تلفظ اصلی به زبان پرتغالی: سِواشْتیاون ریوِئیرو سالگادو) Sebastião Ribeiro Salgado))، عکاس مستند برزیلی که عمر خود را وقف روایت بحران‌های انسانی، مهاجرت، فقر و تخریب طبیعت کرد. او در سن ۸۱ سالگی در پاریس درگذشت، اما نگاه نافذ و جهانی‌اش همچنان در عکس‌هایی ماندگار باقی است؛ آثاری که مرز میان هنر و عدالت را کمرنگ کردند.

از اقتصاد به عکاسی:  آغاز مسیری متفاوت

سالگادو در ۸ فوریه ۱۹۴۴ در شهر آیمورس، ایالت میناس ژرایس برزیل زاده شد. او در ابتدا اقتصاد خواند و در همین مسیر، مدرک دکترای خود را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. در دوران تحصیل و فعالیت حرفه‌ای، عمیقاً تحت تأثیر نظریه‌های کارل مارکس و جان مینارد کینز قرار گرفت. این اندیشه‌ها درک او را از نابرابری ساختاری، مهاجرت، استعمار و عدالت اجتماعی شکل دادند و بعدها به یکی از پایه‌های دیدگاه هنری او بدل شدند.

نقطه عطف زندگی او زمانی بود که به‌عنوان کارشناس اقتصاد برای سازمان بین‌المللی قهوه به آفریقا سفر کرد. در این سفرها بود که با دوربین همسرش، لِلیا وانیک سالگادو، نخستین عکس‌ها را گرفت. همین تجربه باعث شد تا اقتصاد را کنار بگذارد و عکاسی را به ابزار روایت خود از جهان تبدیل کند.

روایت‌گر رنج بشر و شکوه زمین

سالدادو به بیش از ۱۳۰ کشور سفر کرد و پروژه‌هایی به‌یادماندنی را خلق نمود:

  • «کارگران» (Workers) – درباره طبقه کارگر و صنایع فراموش‌شده
  • «مهاجرت‌ها» (Migrations) – درباره انسان‌هایی که از جنگ، فقر و خشکسالی گریخته‌اند
  • «پیدایش» (Genesis) – ستایشی برای طبیعت ناب و بکر
  • «آمازونیا» (Amazonia) – روایت تصویرین از جنگل‌های آمازون و قبایل بومی آن

او با استفاده از تکنیک‌های خاص در عکاسی سیاه‌وسفید، توانست زیبایی و عظمت را در دل رنج و فقر به تصویر بکشد. تصاویر او از معدن‌کاران غیرقانونی طلا در سرا پلادا، مهاجران در اردوگاه‌های اتیوپی و مناظر بکر آمازون، نمونه‌هایی از نگاه انسانی و هنرمندانه او هستند.

او در پروژهٔ «آمازونیا»، طی شش سال و ۴۸ سفر، زندگی مردم بومی و طبیعت آسیب‌پذیر آمازون را با دقت و احترام مستند کرد. تصاویرش از جوامع بومی، کوهستان‌های مه‌آلود، درختان عظیم‌الجثه و رودخانه‌های خروشان، گواهی‌اند بر ارتباط عمیق میان انسان و زمین.

عکس‌هایی از پروژه آمازونیا یا سرا پلادا

عکاسی برای تغییر؛ بازسازی با «ترا»

سالگادو فقط ناظر نبود، بلکه کنشگر نیز بود. در سال ۱۹۹۸، او و همسرش مؤسسهٔInstituto Terra  را
تأسیس کردند تا جنگل‌های اطلس در زادگاهش را احیا کنند. این پروژه موفق شد بیش از ۱۷۰۰۰ هکتار زمین تخریب‌شده را به جنگل‌های بومی بازگرداند. بازیابی اکولوژیک این منطقه، احیای صدها گونهٔ گیاهی و جانوری را به همراه داشت و به الگویی جهانی برای حفاظت از محیط ‌زیست بدل شد.

نگاهی انسانی، زبانی بصری

سالگادو از ابتدا خود را صرفاً یک «عکاس اجتماعی» نمی‌دانست. او در مصاحبه‌ای گفت:

«من یک عکاس اجتماعی نیستم؛ من فقط می‌خواهم شأن انسان را، در هر شرایطی که باشد، نشان دهم. عکاسی زبان من است، شیوهٔ زندگی من.»

و در گفت‌وگویی دیگر با نیویورک تایمز افزود:

«من یک عکاس هستم، بدون هیچ صفتی. این بزرگ‌ ترین مزیت من است، چون عکاسی، بیان زیستن من است.»

تصاویر او هرگز صرفاً مستند نبودند؛ آن‌ها ترکیبی از حقیقت و احساس، واقعیت و مسئولیت بودند.

افتخارات و تأثیر جهانی

سالگادو در طول زندگی‌اش جوایز معتبری دریافت کرد، از جمله:

جایزه پرنس آستوریاس (۱۹۹۸)

عضویت در آکادمی هنرهای زیبای فرانسه (از ۲۰۱۶)

مستند تحسین‌شده «نمک زمین» (The Salt of the Earth) به کارگردانی ویم وندرس و پسرش ژولیانو (۲۰۱۴) که برشی تأثیرگذار از زندگی‌اش را نمایش داد.

فقدانی برای جهان، الهامی برای نسلها

روزنامهٔ اسپانیایی ال پائیس درباره درگذشت او نوشت:

«سالگادو، عکاسی بود که آمازون را مستند کرد و با آثارش، بزرگ‌ترین چالش‌های معاصر بشری را به تصویر کشید.»

او هنرمندی بود که دوربینش سلاح آگاهی بود؛ آگاهی از انسان، طبیعت و وظیفهٔ ما در قبال آن‌ها. مرگ او برای جامعهٔ هنری، فعالان اجتماعی، و حامیان محیط‌زیست ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است؛ اما میراث او زنده خواهد ماند، در قاب‌هایی که همچنان سخن می‌گویند.

 

سیاوش قائنی

دوم خرداد ۱۴۰۲

تاریخ انتشار : ۴ خرداد, ۱۴۰۴ ۴:۵۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی