سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۲۶

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۶

سکوت‌هایی که جان می‌گیرند: تأملی بر بحران سلامت روان در آموزش پزشکی

یکی از نشانه‌های بحرانی بودن وضعیت، حذف یا تضعیف نهادهای صنفی مستقل دانشجویان است. سال‌هاست که دستیاران پزشکی از نبود نمایندگی واقعی برای پیگیری مطالباتشان می‌نالند. سال‌هاست که دانشجویان، به‌ویژه رزیدنت‌ها، نه تنها تحت فشار طاقت‌فرسا زندگی می‌کنند، بلکه صدایشان نیز در ساختار رسمی گم شده است.

آنچه به‌عنوان آمار رسمی منتشر می‌شود، اغلب در مواجهه با فاجعه‌های انسانی، تنها بخش کوچکی از واقعیت را بازتاب می‌دهد. وقتی گفته می‌شود که در یک سال گذشته، هفت دانشجوی علوم پزشکی بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده‌اند و بیش از هزار نفر از دانشجویان و دستیاران دارای افکار خودکشی بوده‌اند، مسأله صرفاً عدد نیست. در برابر بعضی اعداد، نباید صرفاً ایستاد و شمرد؛ باید ایستاد و تأمل کرد. عدد «۷» یعنی هفت دانشجوی علوم پزشکی که در سال گذشته، نه صرفاً خودکشی کردند، بلکه در برابر نظامی شکستند که قرار بود آنها را درمانگر سازد. وقتی بیش از هزار دانشجو و رزیدنت در همین سال، افکار خودکشی را تجربه کرده‌اند، دیگر با یک پدیده‌ی فردی مواجه نیستیم، بلکه با یک ساختار بیمار روبه‌روایم؛ ساختاری که سکوت و خاموشی در آن، به قیمت جان تمام می‌شود.

در نگاه اول، ممکن است گفته شود که آمار کلی خودکشی در ایران از متوسط جهانی پایین‌تر است. اما این میانگین‌های آماری، وقتی بر دانشجویانی که قرار است فردا، حافظان سلامت جامعه باشند سایه می‌افکند، معنای متفاوتی می‌یابد. چرا کسانی که قرار است ستون فقرات نظام سلامت کشور باشند، تا این حد دچار فروپاشی روانی می‌شوند؟ کجای این ساختار به‌گونه‌ای طراحی شده که نه تنها نمی‌پروراند، بلکه فرسوده می‌سازد؟

دانشجویان پزشکی، به ویژه در دوره‌های رزیدنتی، درگیر سبک زندگی‌ای هستند که با استانداردهای سلامت روان در تضاد است: ساعات کاری طولانی و اغلب بدون حقوق، مسئولیت‌های سنگین و گاه نامتناسب، فقدان امنیت شغلی و درآمدی، محیط بسته و سلسله مراتبی و فقدان چشم‌انداز روشن برای آینده. همه این موارد از آن‌ها موجوداتی خسته، خاموش و گاه بی‌پناه می‌سازد.

در چنین شرایطی، تاب‌آوری دیگر فضیلتی فردی نیست، بلکه به باری تحمیلی بدل شده است. وقتی نظام آموزشی از اصلاح فشارهای مزمن و تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زیستی و روانی دانشجویان ناتوان است، ترویج تاب‌آوری بیشتر، نه پاسخی اخلاقی بلکه توجیهی برای فرسایش انسان‌هاست. هرچند اقداماتی نظیر جلسات مشاوره، کارگاه‌های فرهنگی یا دوره‌های روانشناختی ممکن است در سطحی محدود اثربخش باشند، اما در غیاب تغییرات ساختاری، این اقدامات چیزی جز مُسکن‌هایی موقتی نیستند. آنچه با آن مواجهیم، نظمی ناکارآمد و گاه ستمگرانه است که تحت عنوان آموزش پزشکی، کرامت انسانی و روانی دانشجو را به تدریج فرسوده و تخریب می‌کند.

در برابر بحران سلامت روان دانشجویان، پاسخ‌های ارائه‌شده غالباً واکنشی و سطحی بوده‌اند: جلسات مشاوره، تورهای فرهنگی، دوره‌های تاب‌آوری. این اقدامات، در جای خود مفیدند، اما در غیاب اصلاحات ساختاری، نقش آن‌ها چیزی فراتر از مُسکن نیست. ما به تغییر بنیادینی در نگاه به زیست دانشگاهی دانشجویان نیاز داریم. تا زمانی که رزیدنت‌ها در شیفت‌های کشنده، با حقوقی ناچیز و آینده‌ای مبهم کار می‌کنند، صحبت از تاب‌آوری بیشتر، توهینی‌ست به واقعیت زندگی آن‌ها.

یکی از نشانه‌های بحرانی بودن وضعیت، حذف یا تضعیف نهادهای صنفی مستقل دانشجویان است. سال‌هاست که دستیاران پزشکی از نبود نمایندگی واقعی برای پیگیری مطالباتشان می‌نالند. سال‌هاست که دانشجویان، به‌ویژه رزیدنت‌ها، نه تنها تحت فشار طاقت‌فرسا زندگی می‌کنند، بلکه صدایشان نیز در ساختار رسمی گم شده است. در فقدان یک بستر رسمی برای شنیده شدن، دانشجو ناگزیر به درون خود عقب‌نشینی می‌کند؛ جایی که اندوه، بی‌پناهی و گاه تصمیم نهایی شکل می‌گیرد.

این بحران، صرفاً روانی یا اخلاقی نیست؛ یک بحران نهادی و استراتژیک است. جامعه‌ای که درمان‌گرانش، خود زخمی، خاموش یا در معرض گسست روانی‌اند، چگونه می‌خواهد از سلامت دیگران پاسداری کند؟ سرمایه انسانی نظام سلامت، پیش از آنکه پزشک شود، باید زنده، امیدوار، شنیده‌شده و محترم باقی بماند.

پاسخ به این بحران، در جزوه‌ها و بروشورها نیست. راهکارها از دل آمار بیرون نمی‌آیند؛ از دل روایت‌های زیسته دانشجویان می‌آیند. تا زمانی که نهادهای صنفی مستقل بازنگردند، ساختارهای بهره‌کش آموزشی اصلاح نشوند و گوش سپردن به دردهای این گروه به یک اصل سیاست‌گذاری بدل نگردد، هیچ برنامه‌ای نمی‌تواند از تکرار این مرگ‌های خاموش جلوگیری کند.

بازنگری در سیاست‌های آموزش پزشکی، تنها یک ضرورت حرفه‌ای نیست؛ یک الزام انسانی، اجتماعی و ملی است. سلامت روان دانشجویان پزشکی، حاشیه‌ای بر نظام سلامت نیست، بنیاد آن است. و تا وقتی این بنیاد لرزان باشد، هیچ سقفی بر آن ایمن نخواهد بود.

 

۷ دانشجوی علوم پزشکی بر اثر خودکشی جان باختند! | رویداد۲۴

دلیل افزایش خودکشی رزیدنت ها از زبان معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی | رویداد۲۴

تاریخ انتشار : ۴ خرداد, ۱۴۰۴ ۶:۰۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه

از سالن والیبال تا راهروهای خونین بیمارستان؛ روایت یک مادر از عصرِ انفجار در لامرد

موج تازه سرکوب در هرات؛ وقتی بدن زنان به میدان نمایش قدرت تبدیل می‌شود

واقعیت تلخِ تجارتِ شیرین