سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۵۷

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۷

توهم آزادی از دهانۀ موشک: افشاگری علیه مدافعان حملۀ نظامی به ایران

آزادی از میان اجساد مردم، آوار خانه‌ها و بمباران کشور زاده نمی‌شود. دموکراسی را نه با موشک، بلکه با اراده و فداکاری خودمان می‌سازیم؛ نه با همدستی با دشمن، بلکه با ایستادگی در برابر هر دو استبداد: استبداد داخلی و تجاوز خارجی
Getting your Trinity Audio player ready...

در تاریخ معاصر ایران، بارها صدای خیانت در لباس آزادی‌خواهی طنین‌انداز شده است. نمونه‌های آنان که برای نابودی یک استبداد، فرش قرمز زیر پای استعمار پهن کردند، در تاریخ فراوانند. امروز نیز بار دیگر با چنین پدیده‌ای روبه‌رو هستیم:

کسانی که با چهره‌ای انقلابی، با ادبیاتی پرشور و با ادعای حمایت از مردم ایران، در عمل به زبان نیروهای متخاصم خارجی سخن می‌گویند.

ف.م. سخن، نمونه‌ی عریان و بی‌پرده‌ی این طیف است. او در نوشته‌ای که بیش از آنکه شجاعانه باشد، نشانه‌ی سردرگمی و توهم مطلق سیاسی است، از حملۀ اسرائیل و آمریکا به خاک ایران دفاع کرده، آن را ضروری و شرافتمندانه جلوه داده، و حتی خواهان ادامۀ آن شده است. این نوشته نه یک موضع سیاسی، که یک فاجعۀ اخلاقی و فکری است؛ نمونۀ بارزی از آن‌که چگونه نفرت از یک رژیم می‌تواند انسان را به دامان دشمنان مردم خودش بیندازد.

بمباران به‌جای براندازی؟ یا فقط معامله‌ بر سر منافع؟

ف.م. سخن با هیجان از بمباران اصفهان، فردو و نطنز توسط آمریکا و اسرائیل سخن می‌گوید.گویی صحنه‌ی فیلمی هیجان‌انگیز را روایت می‌کند، نه واقعیت تلخ تجاوز به حاکمیت ملی و نابودی ظرفیت‌های علمی و صنعتی کشور. او بدون ذره‌ای اندیشه، فراموش می‌کند که این بمباران‌ها نه برای نجات مردم، که برای برچیدن آن بخشی از توانایی‌های ایران بود که می‌توانست پایه‌ای برای تقویت زیرساخت‌های کشور در ایران آزاد و دموکرات آینده باشد.

اگر هدف این حملات، نجات مردم از استبداد بود، پس چرا همان لحظه که مراکز هسته‌ای منهدم شدند، مهاجمان با همان رژیم نکبت که گویا باید بَرَش می‌داشتند، پای میز مذاکره نشستند؟ این حقیقت تلخ را ف.م. سخن و همسویانش، به‌دلایل مشخص، هرگز توضیح نمی‌دهند، زیرا که پذیرفتن آن، درضمن به معنای پذیرش فریب خوردن و سرکار بودنشان است.

قیاس ایران با آلمان نازی، قیاسی است مع‌الفارق. نویسنده با قیاسی رسوا، حمله به ایران را با حملۀ متفقین به آلمان نازی مقایسه می‌کند و منتقدان را به دفاع از هیتلر متهم می‌سازد. این تلاش کودکانه برای مشروع‌سازی تجاوز نظامی است.

ایرانِ امروز، هرچند با حکومتی سرکوبگر، فاسد و استبدادی روبه‌روست، اما نه کشوری اشغال‌گر است و نه در حال نسل‌کشی. قیاس آن با آلمان نازی، نه فقط دروغین است، بلکه توهینی آشکار به شعور عمومی و رنج مردم ایران نیز هست. متفقین پس از شکست آلمان نازی در سال ۱۹۴۵، آن را اشغال و به چهار منطق۱ نفوذ تقسیم کردند (آمریکا، شوروی، بریتانیا و فرانسه). برلین نیز خود به چهار بخش تقسیم شد. و برای ده‌ها سال برآن حاکم بودند. آیا آزادی ما هم می‌بایستی مانند آزادی آلمان ولی تحت حاکمیت آمریکا و اسرائیل باشد؟ تجربۀ آلمان پس از نازیسم، تقسیم و اشغال بود؛ نه دموکراسی بلافاصله و نه رهایی واقعی.

در واقع، این همان الگوی آشنای پروپاگاندای جنگی‌ست. تبدیل دشمن سیاسی به موجودی مطلقاً شر، برای موجه‌سازی هر جنایتی علیه خاک آن کشور. اما هرچقدر رژیم جمهوری اسلامی جنایت‌کار و ضد انسانی باشد – که هست – این مجوزی برای دعوت دشمن به بمباران ایران نیست.

سرسپردگی، در پوشش آزادی‌خواهی

کسی که حملۀ نظامی خارجی به کشورش را تحسین می‌کند، دیگر یک مخالف سیاسی نیست، بلکه آلت دست قدرت‌های متخاصم است. وقتی ف.م. سخن می‌نویسد: «هر کس که در این خاک، با این اژدها بجنگد، قدمش روی چشمان من است…» او عملاً خاک ایران را میدان رقابت قدرت‌ها کرده، و مردم را قربانی تسویه‌حساب‌های ژئوپلیتیک می‌خواهد. این موضع، دقیقاً نقطه مقابل استقلال‌خواهی، ملی‌گرایی، یا حتی آزادی‌خواهی‌ست. نام این، سرسپردگی مطلق است.

این همان موضعی است که مسعود رجوی در اتحاد با صدام حسین داشت. او هم معتقد بود هرکس که در جنگ او با رژیم خمینی به او کمک کند، قدمش روی چشم است. او هم همانند سلطنت‌طلبان امروز دستش در دست دشمن بود.

همکاری با دشمن، در رؤیای حکومت فردا

ف.م. سخن، در تخیل خود، حملۀ اسرائیل را مقدمه‌ای برای سقوط رژیم و پیدایش حکومتی نوین – البته با حضور جریان‌های همسو با او، – می‌بیند. اما آن‌چه تجربۀ عراق، لیبی، سوریه و افغانستان نشان داده، این است که جنگ خارجی، نه به دموکراسی، بلکه به هرج‌ومرج، اشغال، تجزیه و بازتولید خشونت می‌انجامد. حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، آن‌چه از دل آوار بیرون خواهد آمد، نه عدالت، که آشوب است؛ نه آزادی، که ویرانی.

دموکراسی را با موشک نمی‌آورند

آزادی و دموکراسی، اگر قرار باشد واقعی و ماندگار باشد، باید از دل اراده مردم خود ایران، از بطن جامعه مدنی، از آگاهی عمومی، و از مقاومت درونی علیه استبداد و سرکوب برآید؛ نه از حملات هوایی، نه از پیمان‌های پشت پرده، و نه از توپ و تانک بیگانگان.

هرچند مبارزه با جمهوری اسلامی دشوار، خطرناک و فرسایشی است، اما راهی جز آن نداریم. پناه بردن به بیگانه، نه تنها نوعی خیانت است، بلکه در نهایت، دشمنی تازه و خطرناک‌تر به‌جای دشمن فعلی خواهد نشاند.

نتیجه‌گیری: زبان دشمن را تکرار نکنید

ف.م. سخن، و جریان‌های همسو با او، صدای مردم نیستند؛ بلندگوی نقشه‌های بیگانه‌اند. ادبیات آن‌ها، تبلیغات اسرائیلی است با لهجۀ فارسی. امیدشان، بر موشک آمریکایی و جنگنده‌ی اسرائیلی استوار است، نه بر مقاومت مردم. آن‌ها آماده‌اند خاک ایران ویران شود، اگر نتیجه‌اش نشستن بر صندلی قدرت باشد.

اما باید با صدای بلند گفت:

آزادی از میان اجساد مردم، آوار خانه‌ها و بمباران کشور زاده نمی‌شود.

دموکراسی را نه با موشک، بلکه با اراده و فداکاری خودمان می‌سازیم؛

نه با همدستی با دشمن، بلکه با ایستادگی در برابر هر دو استبداد:

استبداد داخلی و تجاوز خارجی.

تاریخ انتشار : ۱۲ تیر, ۱۴۰۴ ۲:۱۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.