سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۳۵

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۵

شوخیِ تلخِ تاریخ!

اگر به‌فرض در جهان وارونۀ کنونی شانسی هم برای ربودن جایزۀ صلح نوبل برای یک صلح‌طلب قلابی چون ترامپ و به قول خود وی استقرار صلح از موضع اقتدار وجود داشت، با پیش‌قدم شدن نتانیاهو همان میزان شانس اندک هم که وجود دارد، حالا احتمالا با خوردن انگ نام نتانیاهو، کسی که خود به‌دلیل جنایات جنگی و نسل‌کشی موردپیگرد قرار دارد دود شده و به آسمان‌ می‌رود.

وقتی یک متهم به جنایت جنگی و نسل‌کشی، نامزد و کاندیدای جایزۀ صلح نوبل پیشنهاد می‌کند، نفس این پدیده بی‌کم‌وکاست حامل طنزی است گزنده و قبل از هرچیز پیرامون اوضاع برآشفتۀ کنونی جهان، و فی‌نفسه در خود حکایت‌ها دارد. که درون‌مایۀ آن قرار گرفتن سیرتمدن بشر در حرکت با دنده‌عقب و بر سویۀ تاریک خود است (تا چه زمانی و با چه پی‌آمدهایی‌).

این که یک متهم به جنایت جنگی و تحت پیگرد، طبق موازین و معیاری‌های حقوقی همین جهان موجود، به خودجرئت می‌دهد که یک مافوق و یک جنایت‌کار دیگر را نامزد جایزه صلح کند، به‌راستی یک شوخیِ تلخِ تاریخی است.

من آن رندم که گیرم از شهان باج / بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج!

چرا رند و چرا نارِند و چرا نارو‌زن؟

در شرایطی که بی‌بی، استاد شروع‌کنندۀ جنگ و ناتوان از پایان دادن به‌ آن، در جنگ غزه و بن‌بست آن گیر‌ می‌کند (فراموش نکنیم که حتی زمانی بایدن و مقامات آمریکا یی در حملۀ گسترده به غزه به وی گوشزد کرده بودند که از تجربۀ ما در عراق درس بگیرید که صرفا با نفی و فقدان ایجاب وارد میدان شدیم) و در اصل گرفتار انفجار بحران مزمن و تاریخی حل نشدۀ فلسطین و اسرا ییل می‌شود، با فراکنی از آن و با گشودن جبهۀ جدیدی از جنگ به عنوان حملۀ «پیشگیرانه» و مبتنی بر «حق دفاع از خود» در برابر خطر تهاجم مفروض دیگری* و در همراهی دولت آمریکا، اینک به دیدار ترامپ شتافته است تا هم‌چنان مسیر ناتمام موج اول جنگ با ایران را گشوده نگهدارد.

چنان که می‌دانیم دولت او با رویکرد کلنگی‌کردن خاورمیانه، سودای ساختن خاورمیاتۀ جدید بر ویرانه‌های جنگ را به سرگردگی اسراییل، البته به نیابت از ژاندارم جهان در سر دارد. راه‌حلش در مورد گشودن بن‌بست غزه، در گام نخست جداسازی و تشکیل اردوگاه جدیدی برای حدود ۲ میلیون نفر با هدف تفکیک آن‌ها و حماس از یکدیگر، و سپس کوچ دادن مردم غزه به سرزمین‌های دیگر است. شکل دادن به خاورمیانۀ‌ جدید مدنظر چنان بار سنگین و شاقی است که رنج حمل بار طافت‌فرسای افسانه سیزیف که خدایان آسمان برای همیشۀ عمر او را محکوم به آن کرده بودند، رشک برانگیزاست. اما در سوی مقابل آن، طبعِ سیال ترامپ قرار دارد که به همان اندازه که سریع و ناگهانی بحران و فاجعه می‌آفریند و هم‌دست می‌شود، به همان سرعت‌هم خواهان جمع کردن آن و امتیازخواهی از ِقبل آن می‌شود.

بر چنین بستر و دیداری است که نتانیاهو و مشاوران ِرند و کمنداندازش که گویا سیاست‌ورزی را سراسر نیرنگ و حقه‌بازی می‌دانند، فکر بکری به سرشان می‌‌زند: آن‌ها با در نظرگرفتن رگ خواب و خودشیفتگی علاج‌ناپذیر ترامپ و میل وافر و مهارنشدنی‌اش به دریافت جایزۀ صلح، بدون پرداختن هزینه‌ای، با نگارش یک متن حاوی درخواست نامزدی ترامپ برای جایزۀ صلح، و این که او به عنوان معمار صلح در جهان و منطقه شایسته‌ترین کس برای دریافت آن است، و تقدیم نسخه‌ای از آن به او، به دلبری پرداخته و به ‌دیدارش می‌شتابند.

در منطق «لویاتان»‌ها گزاره‌ای وجود دارد که طبق آن، اگر خواهان صلح هستی باید برای آن بجنگی در فلسفۀ «هابز» وضعیت طبیعی جوامع انسانی همانا جنگ انسان‌ با انسان و انسان گرگ انسان استواراست؛ و چنین است که نتانیاهو و ترامپ خویشتن را صلح‌جوترین رهبران جهان می‌پندارند. خوب، اگر بتوانند ترامپ را به دام کمند خود بیافکنند، چرا سرحلقۀ «رندان جهان» نباشند؟

اما چرا نا ِرند؟!

اگر به‌فرض در جهان وارونۀ کنونی شانسی هم برای ربودن جایزۀ صلح نوبل برای یک صلح‌طلب قلابی چون ترامپ و به قول خود وی استقرار صلح از موضع اقتدار وجود داشت، که البته در آن صورت‌ هم بیش از آن‌که ترامپ را مفتخر می‌کرد، این نهاد را بدنام می‌کرد. اما نکته آن است که با پیش‌قدم شدن نتانیاهو همان میزان شانس اندک هم که وجود دارد، حالا احتمالا با خوردن انگ نام نتانیاهو، کسی که خود به‌دلیل جنایات جنگی و نسل‌کشی موردپیگرد قرار دارد و بدان شهرۀ آدم و عالم است، دود شده و به آسمان‌ می‌رود و آن‌گاه است که ترامپ سرگشته باید با خود زمزمه کند:

نه در مسجد گذارندم که رندی/ نه در میخانه، که این خَمّارخام است!

البته، این نمی‌تواند ذره‌ای از نقش و مسئولیت بزرگ و بحران‌آفرین حکومت اسلامی در برافروختن نائرۀ جنگ کم کند. برعکس، در یک جنگ سراسر ارتجاعی از هر دو سو، وظیفۀ نخست شهروندان هر کشور آن است که در چهارچوب مخالفت و مبارزۀ کلی و فراگیر علیه حنگ و بربریت، لبۀ تیز مبارزۀ خود را علیه جنگ‌طلبی دولت خودی و امحاء ریشه‌های جنگ‌افروزی آن متمرکز کنند و بر همین اساس در ایران خزیدن به زیربال و پر حاکمان تحت عنوان دفاع از وطن، جز پروارکردن مجدد یک رژیم بحران‌زی و جنگ‌طلب که کشور را به لبۀ پرتگاه خطرناکی کشانده است، به‌جای خشکاندن و امحاء ریشه‌های آن نیست. اساساً دولت‌-ملت‌های ایدئولوژیک و مذهبی و قومی، به‌مثابه دولت‌- ملت‌های بدخیم، هویت وجودی خویش را به‌عناوین مختلف بر نفی و حذف دیگری دشمن بنا می‌کنند و حیات و مماتشان به آن گره می خورد. در همین رابطه است که حکومت اسلامی از بدو تولد خود، سیاست منطقه‌ای خود را، تحت عنوان «صدورانقلاب اسلامی»، آن‌هم با قرائت خاص و فوق‌ارتجاعی ولایت‌مدارانۀ خویش بر نفی اسرا ییل و دولت‌ آن گذاشته است. و حال آن که ریشۀ حل بحران تاریخی و مزمن فلسطین و اسرا ییل نیز نه در تفوق این یا آن دولت و این یا آن امت و قوم، که در جراحی و برون افکنی غدۀ بدخیم فوق از کالبد دولت‌قومی-مذهبی و تمکین به شکوفا یی ملت مدنی و پیش‌رو و به پلورالیسم مدنی و مدرن از هر دو سو است‌. بر فلسفه‌ای مبتنی بر زیست مشترک انسان‌های متفاوت و رنگارنگ. تاریخ مدرن و پیشرو نه با غرق شدن در گذشته و سودای احیاء آن که با فراتررفتن از گذشته و آغوش گشودن به هم سرنوشتی انسان با هرعقیده و باور و این‌‌که شکوفا یی و آزادی هرکس در گرو آزادی و شکوفا یی‌دیگری است گشوده می شود.

 

به‌قول شاعر (فرخی سیستانی): فسانه گشت و کهن شد، حدیت اسکندر/ سخن، نو آر که نو را حلاوتی است دیگر!

 

تقی روزبه ۲۰۲۵.۰۷.۰۹

 

 

تاریخ انتشار : ۱۹ تیر, ۱۴۰۴ ۳:۲۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار