سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۵۴

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۴

شاه‌الهی و حزب‌الهی؛ دو روایت از یک بیماری

اختلاف ظاهری میان شاه‌اللهی و حزب‌اللهی، اغلب مردم را فریب می‌دهد. اما در ژرفای این دو جریان، همان ساختار ذهنی سلطه‌پذیر، کیش شخصیت، و نفی مشارکت مستقل سیاسی خوابیده است.

در سپهر سیاسی ایران، بسیاری شاه‌الهی‌ها و حزب‌الهی‌ها را در تقابل بنیادین با یکدیگر می‌بینند:

یکی سلطنت‌طلب و سکولار، دیگری دین‌محور و انقلابی. اما اگر این تضاد ظاهری را کنار بزنیم و به لایه‌های عمیق‌تر روان‌شناختی و فرهنگی بنگریم، با واقعیتی تلخ روبه‌رو می‌شویم: این دو گروه، بیش از آن‌که متضاد باشند، انعکاس معکوس یکدیگرند.

۱. کیش شخصیت،

شاه یا امام، فرقی نمی‌کند چه آن‌که بر تصویر ودست شاهی بوسه می‌زند و چه آن‌که انگشتر وعبای رهبری را مقدس می‌داند، هر دو به دنبال پدر سیاسی مقتدر هستند. در ذهن این دو، جامعه بدون «پادشاه» یا «رهبر» دچار فروپاشی‌ست. این نگاه، نه حاصل تحلیل سیاسی که نشانه‌ی یک ناتوانی عمیق در درک خودمختاری اجتماعی‌ست.

کیش شخصیت، در این دو گفتمان، جای خرد سیاسی را گرفته است. هر دو گروه، به جای ساختار، قانون، یا مشارکت مردمی، به شخصی کاریزماتیک امید بسته‌اند تا آنان را «نجات دهد».

۲. فرهنگ بندگی

از “جاوید شاه” تا “لبیک یا خمینی – خامنه‌ای” در هر دو جهان‌بینی، مردم رعیت‌اند، نه شهروند. مفهوم «مسئولیت سیاسی» غایب است، در عوض، وفاداری بی‌چون‌وچرا ارزش قلمداد می‌شود.

سلطنت‌طلبان، مردم را محتاج «تاج‌دار مقتدر» می‌دانند. اسلام‌گرایان نیز به «ولی فقیه» به عنوان حافظ نظم الهی و ناجی نگاه می‌کنند. در هر دو مورد، استقلال فکری مردم خطرناک و نابودگر تلقی می‌شود. این ذهنیت، در نهایت، شهروندان را به ابزار مشروعیت دیکتاتوری تقلیل می‌دهد.

۳. شعار زدگی به‌جای اندیشه

“مرگ بر …” و “جاوید باد …”، دو نمونه از زبان عقیم سیاسی‌اند. زبانی که به‌جای باز کردن راه برای گفت‌و‌گو و تحلیل، ذهن را در حصار جملات کلیشه‌ای محبوس می‌کند.

این شعارها، ابزاری هستند برای حذف دیگری، نه درک او. ذهنی که با چنین ابزارهایی فکر می‌کند، اغلب از تحلیل واقعی فرار می‌کند و به جادوی تکرار پناه می‌برد.

۴. ترس از آزادی

در نهایت، هر دو گروه دچار هراس از آزادی و مسئولیت‌اند. آن‌ها از جامعه‌ای که بدون “رهبر” باشد، می‌ترسند. برایشان، رهایی مساوی با آشوب است. به همین دلیل است که همواره آماده‌اند تا بار دیگر افسار خود را به دست دیکتاتوری تازه بدهند.

اختلاف ظاهری میان شاه‌اللهی و حزب‌اللهی، اغلب مردم را فریب می‌دهد. اما در ژرفای این دو جریان، همان ساختار ذهنی سلطه‌پذیر، کیش شخصیت، و نفی مشارکت مستقل سیاسی خوابیده است.

تا زمانی که فرهنگ ارباب‌پرستی و ترس از آزادی درونی‌سازی شده باشد، تغییر واقعی در ایران ممکن نیست ،نه با تاج، نه با عمامه.

دو سرِ یک طناب پوسیده

یکی با تفکر تاج به‌سری، دیگری با تقدیس آئین عمامه‌داری.

اما هر دو از یک قماش‌اند:

سایه‌ای از ارباب، با نگاهی به رعیت. یکی تصویر شاه را بوسه می‌زند، دیگری ردای رهبر را متبرک می‌داند. اما هر دو، زانو زده‌اند بر آستانِ قدرت، و نامش را وفاداری گذاشته‌اند.

یکی فریاد می‌زند: «جاوید شاه!» دیگری نعره می‌کشد: «لبیک یا خمینی – خامنه‌ای!»

اما هر دو،از اندیشیدن می‌گریزند، از آزادی می‌ترسند،و از خود، خالی‌اند.

نه به آزادی باور دارند، نه به مردم، نه به توان تغییر بی‌قیم.

تاج و عمامه، دو نقاب‌اند بر چهره‌ی یک ترس مشترک، ترس از بودن بدون ارباب، ترس از مسئولیت، ترس از خود. و چه خنده‌دار است که این بندگان رنگارنگ، فقط در شکل افسار با هم دشمن‌اند ، وگرنه در ذات، یکی‌اند. نه یار مردم، که سرباز دیکتاتور بعدی.

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۸ مرداد, ۱۴۰۴ ۰:۴۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!