سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ تیر, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۴

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۴

خودکشی زنان، پدیده شوم و خاموش

بهروز شوقی: اگرچه تا حدی از شدت محدودیت‌ها کاسته شده و برخی تابوهای جنسیتی در حال شکستن است، اما روابط انسانی میان دختران و پسران هنوز زیر سایه‌ی سنگین گذشته قرار دارد؛ گذشته‌ای که مفهوم سلامت و تعادل در ارتباط را از میان برده است. خودکشی زنان و جوانان تنها یک رخداد فردی نیست؛ فریاد خاموش نسلی است که در برابر تبعیض، سرکوب و بی‌عدالتی، دیگر توان فریاد زدن ندارد.
Getting your Trinity Audio player ready...

محدودیت‌ها و فشارهای حکومتی، در کنار تبعیض‌های ریشه‌دار جنسیتی در خانواده‌ها، تأثیرات عمیق و ماندگاری بر نسل جوان، به‌ویژه زنان، بر جای گذاشته است. نشانه‌های این فشارها هنوز بر پیکر خسته و رنجور جامعه آشکار است. پس از سال‌ها تلاش مدنی و مبارزه برای دستیابی به آزادی‌های اجتماعی و سیاسی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران شد؛ جنبشی که افق تازه‌ای در مسیر مطالبات زنان گشود و یکی از مهم‌ترین دستاوردهایش، به چالش کشیده شدن حجاب اجباری و کنار گذاشتن آن از سوی بخش بزرگی از زنان بود.

در میانه‌ی بحران‌های گسترده‌ی اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، جامعه با بحرانی عمیق‌تر و خاموش‌تر روبه‌روست: بحران روحی و روانی نسل جوان، به‌ویژه دختران. این بحران در چهره‌هایی چون افسردگی، انزوا، زن‌کشی، دخترکشی و نهایتاً خودکشی خود را نشان می‌دهد؛ پدیده‌ای دردناک که ریشه در سیاست‌های سرکوبگرانه و نابرابر حکومت دارد.

اگرچه تا حدی از شدت محدودیت‌ها کاسته شده و برخی تابوهای جنسیتی در حال شکستن است، اما روابط انسانی میان دختران و پسران هنوز زیر سایه‌ی سنگین گذشته قرار دارد؛ گذشته‌ای که مفهوم سلامت و تعادل در ارتباط را از میان برده است. خودکشی زنان و جوانان تنها یک رخداد فردی نیست؛ فریاد خاموش نسلی است که در برابر تبعیض، سرکوب و بی‌عدالتی، دیگر توان فریاد زدن ندارد. روایت زیر نمونه‌ای است از این زخم‌های اجتماعی که از دل سیاست‌های ناعادلانه بر تن جامعه نشسته است.

چندی پیش طبق معمول، برای انجام کارهای روزمره از خانه بیرون رفته بودم. نزدیک ظهر، برای استراحت سری به پارک محله زدم؛ جایی که سال‌هاست با چند دوست بازنشسته دیگر آنجا همدیگر را می‌بینیم، پیاده‌روی می‌کنیم و از زمین و زمان حرف می‌زنیم. تازه رسیده بودم که یکی از دوستانم ـ سرهنگ بازنشسته ـ با عجله به سمتم آمد و گفت:
«کجایی؟ منتظرت بودیم، بیا بریم، عجله داریم!»
پرسیدم: «چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟»
با صدایی جدی گفت: «یه دختر روی نرده کنار اتوبان نشسته بود، حالش خوب نبود… ترسیدم نکنه تصمیم خطرناکی گرفته باشه.»

با شتاب راه افتادیم. از دور دختری را دیدم که بر لبه‌ی نرده نشسته بود، چهره‌اش پریشان و غمگین. آرام جلو رفتم. وقتی نگاهم کرد، اشک در چشمانش حلقه زد و روی گونه‌هایش لغزید. لبخندی زدم و گفتم:
«می‌خوام فقط چند دقیقه باهم حرف بزنیم… شاید سبک‌تر بشیم هر دو.»
چیزی نگفت، اما وقتی دستم را دراز کردم و گفتم:
«بیا، باهم بریم بشینیم. شاید قسمت این بود امروز همدیگه رو ببینیم.»
آرام از روی نرده پایین آمد و پشت آن ایستاد. باهم به سمت آلاچیق کوچک پارک رفتیم و نشستیم. دوستم با کمی فاصله ایستاد تا مزاحم نباشد.

دختر، چهره‌ای معصوم داشت و بی‌صدا اشک می‌ریخت. گفتم:
«می‌دونی، همه‌ی جوونا یه دوره‌ی سخت رو پشت سر می‌ذارن. منم مثل تو بودم. اگه کسی بگه هیچ‌وقت این دوران رو نداشته، راست نمی‌گه. فقط خجالت می‌کشه بگه. نمی‌دونم مشکل تو چیه، اما می‌فهمم سخته. قبل از هر حرفی، بذار بگم من پدرت نیستم، ولی مثل یه پدر بهت نگاه می‌کنم. منم سه تا بچه دارم، الانم سه تا نوه.»
پرسیدم: «چند سالته؟»
با صدایی لرزان گفت: «شانزده.»
لبخندی زدم و گفتم: «فقط سه سال از نوه بزرگم بزرگ‌تری.»

آرام ادامه داد:
«ازم جدا شد و رفت… بی‌هیچ حرفی… فقط گفت به درد هم نمی‌خوریم.»
پرسیدم: «دوستش داشتی؟»
نگاهش را پایین انداخت و گفت: «آره، هنوزم دارم.»
یکی از دوستانم که نزدیک بود گفت: «علاقه که یک‌طرفه نمی‌شه دخترجان…»
سکوت کرد. من گفتم:
«بهت حق می‌دم. دوست داشتن جرم نیست، اما اگه کسی تورو درک نکرد، نباید بذاری علاقه‌ات بهت آسیب بزنه. سخته، اما ممکنه.»

برای اینکه فضا کمی آرام‌تر شود، گفتم:
«می‌دونی، منم وقتی جوون بودم عاشق شدم. دبیرستانی بودم، به دختری درس شیمی می‌دادم. یه روز با خانواده‌اش رفت و دیگه ندیدمش. از ناراحتی چهار روز تب کردم!»
لبخند کمرنگی بر لبانش نشست. ادامه دادم:
«ببین دخترم، همه‌ی جوونا از این مرحله رد می‌شن. زندگی ادامه داره. هنوز خیلی زوده برای ناامیدی. دنیا منتظر توئه.»

پرسیدم: «رابطه‌ات با پدرت چطوره؟»
کوتاه گفت: «خوبه.»
پرسیدم: «باهاش حرف می‌زنی؟ از این چیزا گفتی؟»
گفت: «نه، اما مادرم می‌دونه، فقط همیشه سرزنشم می‌کنه.»
گفتم: «اون نگرانته. مادرها همیشه نگرانن، حتی اگه بلد نباشن درست نشونش بدن.»

در همین لحظه، دختری از دور صدایش زد: «آوا! کجایی؟ مادرت نگران شده بود!»
لبخند زدم و گفتم: «پس اسمت آواست، چه اسم قشنگی.»
رو به دوستش کردم و گفتم: «نگران نباش، حالش خوبه. فقط کمی حرف زدیم.»
بلند شدم و گفتم:
«آوا، دخترم، من هر روز با دوستام میام این پارک. اگه خواستی، بیا باهم بیشتر حرف بزنیم. خوشحال می‌شم.»
با خجالت گفت: «مرسی، حتماً.»
لبخند زدم و گفتم: «قبل از خداحافظی یه قول بده.»
سرش را پایین انداخت و گفت: «می‌دونم… باشه.»

با دوستان برگشتیم. سرهنگ که حالا آرام‌تر شده بود، زیر لب شروع کرد به خواندن ترانه‌ای قدیمی:
«مرا ببوس… مرا ببوس… برای آخرین بار…
تو را خدا نگهدار… که می‌روم به سوی سرنوشت…»

و من در دل با خود گفتم: شاید همین گفت‌وگوی کوتاه، سرنوشت دختری را برای همیشه عوض کرده باشد.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر, ۱۴۰۴ ۶:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. رئوف حسن زاده گفت:

    بسیار مقاله خوبی است، هم‌در بخش تحلیلی و هم در بخش روایت پارک. دستتان درد نکند، از خواندنش متاثر شدم‌. چرا که چند سال پیش که دختر من ۱۷ ساله بود، چنین تجربه تلخ، اما آموزنده ای را از سر گذرانده بود. من هیچگاه دردانه های اشکانش را که بر گونه هایش می ریخت فراموش نمیکنم، دوست پسرش از او جدا شده و دنیا برایش تنگ و تار شده بود. گاهی میگفت « بله بابا شاید که زیبا نیستم و یا این عیب این نقص را دارم، شاید من به اندازه کافی عاشق او نبودم، شاید چاقم و ده ها شاید دیگر».در اوج آن شکست عطفی او‌فکر می‌کرد زندگی و جهان به پایان رسیده است. اما هنگامی که برایش گفتم که او همچون پرنده کوچکی که در چاله ای پر شده از باران زمان افتاده و فکر می‌کند دنیا همین چاله پر آب است و بس، کمی به خود آمد و توانست چشمانش و دل پر اندوهش را بروی جهانی فراختر بگشاید.
    اما اینجا تنها تفاوت‌های اجتماعی، فرهنگی- خانوادگی و جغرافیایی است که این شکستهای عاطفی را بویژه در میان دختران جوان، از بکدیگر متمایز می‌کند و منجر به واکنشهای گوناگون می‌شود.

    با سپاس دوباره از نوشته خوبتان

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…