سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۱۶

چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۶

پاییز پدرسالار

قدرت، معشوقه‌ای‌ست که هر آن ممکن است رقیب یا رقیبان دیگر بتوانند دل او را بربایند و به همین سبب شش‌دانگ باید حواسشان جمع باشد... غافل از این که عجوزه‌ی قدرت، «عروسِ هزار داماد^^» است. چه بسیار همراهانی که به سبب یک سوءظن، بدن‌شان از زیر تحمل سنگینی بار سرشان خلاص می‌شود و سبکبار از قطار همراهی با اینگونه حاکمان پیاده می‌شوند.....

@apahlavan
«در آخرین روزهای هفته، لاشخورها به کاخ ریاست جمهوری یورش برده، با منقارهایشان همه پرده‌های پنجره‌های ایوان را ازهم دریده ، وارد کاخ شده و با صدای بال‌هایشان سکوت مطلق حاکم بر درون کاخ را شکسته بودند. هنوز سپیده‌ صبح روز دوشنبه ندمیده بود که نسیمی گرم و ملایم پس از عبور از فراز جسد مردی که دردوران زندگی ابهتی سترگ ودر عین حال پوشالی داشت، شهر را از رخوت صدساله، رهایی بخشید و بیدار کرد وماهم درآن لحظه به خود جرات دادیم و گام به محوطه ایوان کاخ نهادیم…»

رمان «پاییز پدر سالار این گونه آغاز می‌شود، درست‌تر بخواهیم بگوییم The Autumn of the Patriarch »، یعنی «خزان پیشوا». بسیاری از منتقدان براین باورند نگرش، درونمایه و هماهنگی‌‌ «خزان پیشوا» بهتر از «صد سال تنهایی» است و می‌توان آن را بهترین اثر «گابریل گارسیا مارکز» خواند. این رمان، داستانی جهانی دربارۀ تأثیرات فاجعه‌باری‌ست که با تمرکز قدرت بر یک فرد ایجاد می‌شود. خزانِ خودکامه توصیفی شاعرانه و خاص از یک خیره‌سری ویژه از خطه‌ی آمریکای لاتین است که البته با مختصری حذف و اضافه می‌توان بر استبدادهای نقاط دیگر جهان تطبیق داد. پیرمردی که بنا به روایات مختلف عمر طولانی کرده بود، عمری دراز و افسانه‌ای و حکومتی که بسیار طولانی می‌نمود و به جاودانگی پهلو می‌زد. اما از آنجا که هیچ چیز این دنیا ابدی نیست، زمان او نیز به پایان رسید و چیزی از او باقی نماند، تصویری که همه‌جا بود، مملکتی به فنا رفته، شعرها و ترانه‌هایی در هجوش، داستان‌هایی در باب جنایات و کارهای احمقانه‌اش… داستان در واقع روایت شاعرانه و تلخی است از زندگی او. کتاب حاوی شش پاره است که همگی با همان صحنه‌ی ابتدایی داستان یعنی پیدا شدن جسد او آغاز می‌شود. مثل شعری بلند و شش‌تکه که هر تکه‌اش با ابیاتی تقریباً مشابه آغاز شده باشد. مارکز این اثر را مهمترین کار ادبی خودش می‌داند. سال‌ها روی آن کار کرده و چندین بار آن را متوقف و دوباره از نو آغاز کرده و آن‌قدر این کار را ادامه داده تا لحن و ساختار مناسب و مورد نظرش را یافته بود. اصولاً نوشتن داستانِ این‌گونه خیره‌سری‌ها از موضوعات اساسی و مورد علاقه نویسندگان آمریکای لاتین است و چه آثار نابی… در این داستان مارکز تلاش کرده است عصاره خودکامگی منطقه کارائیب را در شخصیت داستانش بریزد. مارکز نقل می‌کند که ژنرال عمر توریخیوس (مستبد پانامایی از ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۱) دو روز قبل از مرگش به او گفته است: «خزانِ خودکامه بهترین داستان توست؛ ما همه همانطور هستیم که تو توصیف می‌کنی!…»

اولین خصوصیتی که از خودکامه در داستان، زیر بینی‌مان می‌زند شکاکیت اوست. عموم مستبدین با زدوبند و توطئه به قدرت دست پیدا می‌کنند لاجرم شک و تردید نسبت به دیگران و رقبای احتمالی همیشه در پس ذهن آنها فعال است. قدرت، معشوقه‌ای‌ست که هر آن ممکن است رقیب یا رقیبان دیگر بتوانند دل او را بربایند و به همین سبب شش‌دانگ باید حواسشان جمع باشد… غافل از این که عجوزه‌ی قدرت، «عروسِ هزار داماد^^» است. چه بسیار همراهانی که به سبب یک سوءظن، بدن‌شان از زیر تحمل سنگینی بار سرشان خلاص می‌شود و سبکبار از قطار همراهی با اینگونه حاکمان پیاده می‌شوند. تفاوتی ندارد که تا چه اندازه به او نزدیک باشند، اتفاقاً هرچه نزدیک‌تر باشند خطر بیشتری آنان را تهدید می‌کند. حاکم کوره‌ای‌ست که عناصر اطرافش را خالص و خالص‌تر می‌کند… یک‌دست‌گرایی… افکار و سلیقه‌های متفاوت حذف می‌شوند. به همین خاطر است که آنها روز به روز تنها و تنهاتر می‌شوند. در شعر بلند مارکز، تنهایی بارزترین خصوصیت اوست. آنان آن‌چنان زندگی و حکومت می‌کنند گویی به جاودانگی خود ایمان دارند. باور این موضوع برای ما سخت است که کسی چنین گمانی داشته باشد اما وقتی به رفتار و گفتار آنها دقیق شویم راهی نمی‌ماند جز این‌که قبول کنیم آنها چنین باوری دارند! و به نظر می‌رسد اطرافیان و طرفداران آنها با شعارها و غلوهایی که در مورد او می‌کنند؛ چنین احساسی در آنها به وجود می‌آورند!… یکی از راه‌هایی که چاپلوسان درگاه در این‌خصوص به کار می‌بندند این است که نشان می‌دهند بعد از مرگ این خودکامه دنیا وارد دوره آخرالزمانی خود می‌شود و اگر پررو باشند او را به یکی از نشانه‌های آخرالزمان، و اگر خیلی پررو باشند او را به یکی از یاران منجی موعود یا خود منجی تبدیل می‌کنند… رمان در صفحات پایانی اینگونه به انتها می‌رسد: «در طول سال‌های پرشمارش دریافت که دروغ، راحت‌تر از تردید، مفیدتر از عشق و بادوام‌تر از حقیقت است…» داستان نه علم روانشناسی است و نه علم تفسیر؛ ، پیش از هر چیز بیان واقعیتی است رخداده یا واقعیتی خیال‌انگیز. در واقع نحوه روایت آن واقعه است که مهم است نه توصیف و تفسیر آن… مارکز جایی گفته بود: «در مفهومی خاص تمام ادبیات سیاسی است…»

 

پی‌نوشت:
^.گابریل خوزه گارسیا مارکِز Gabriel José García Márquez زادهٔ ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکدهٔ آرکاتاکا درمنطقهٔ سانتامار در کلمبیا .درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو مشهور بود و پس از درگیری با رئیس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش، در مکزیک زندگی می‌کرد. مارکز برنده جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ شد…
^^.حافظِ شیرازی: خواجه شمسُ‌الدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی (۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری) مشهور به لِسانُ‌الْغِیْب، تَرجُمانُ الْاَسرار، لِسانُ‌الْعُرَفا و ناظِمُ‌الاُولیاء، متخلص به حافظ، شاعر فارسی‌گوی ایرانی…

واپسین روزهای آبان۱۴۰۴ پهلوان
@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۹ آبان, ۱۴۰۴ ۱:۲۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مورخ آمریکایی: «هر دولتی که با حمایت ایالات متحده به قدرت برسد، فاقد مشروعیت خواهد بود.»

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

تعویق مذاکرات غنی‌سازی هسته‌ای تا زمان دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ و باز کردن تنگه هرمز.

از غزه تا میناب | کودکان در جنگ | برنامه ویژه دوره هفدهم جشنواره بین‌المللی سینمای تبعید – سوئد

خون صلح، اضطراب جنگ

کانون مدافعان حقوق کارگر: پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت – یادش گرامی