هرسال درآستانه سالگرد شانزدهم آذر، شوروهیجان خاصی محیط های دانشجویی وفضای سیاسی را فرا میگرفت.
این روز یادگار حادثه مهمی در تاریخ مبارزات ملی ودموکراتیک ایران بوده است.
حتا یکی از انشعابات فداییان ، نام این رخداد را بعنوان اسم وهویت خود برگزیده بود.
امروزبه نظرمیرسد از آن شوروشوق و نمایشهای سیاسی آن، میراث چندانی بجا نمانده است.
به نظرم مورد خوبی است که پیرامون آن اظهارنظر شود.
چرا ۱۶ آذر با آن همه جلال وجبروتش، اینقدرسوت وکورشده است.
نمیشود همه آنرا فشارسیاسی حکومت به جامعه و دانشگاه نسبت داد، درشرایط بدترازامروزهم برگزارمیشده است ، یاحداقل در فضای مجازی نوشتاری درمورد این، بحث میشده است.
راستی چه شده است؟
ترکیب دانشجویان بهم خورده؟روشنفکران مایوس شده اند؟ فضای سیاسی دچارسردرگمی سیاسی و فکری شده است؟ مبارزه ضدامپریالیستی مذموم شده است؟ راه گذشته رااشتباه پیموده ایم؟ حکومت سیاست ورزی را از معنی تهی کرده وازشوق ورغبت انداخته است؟ غربگرایان پیرو شده اند؟
چپ ها از رمق افتاده اند؟
اصلاح طلبان ودموکراتها هم ازنفس افتاده اند؟
واقعاً چه شده است؟
سیاوش
۱۴ آذر ۱۴۰۴



