سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۴۳

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۳

دونالد ترامپ و فروپاشی نظم حقوقی بین‌المللی- از وعدۀ صلح تا  حاکمیت قانون جنگل

دوران ترامپ نشان داد که بازگشت قانون جنگل نه یک خطر انتزاعی، بلکه امکان بالفعل تاریخ معاصر است. هانا آرنت هشدار می‌دهد که فروپاشی سیاست، آغاز بربریت است؛ و سیاست تنها زمانی معنا دارد که مبتنی بر قانون، مسئولیت و کنش جمعی باشد.اگر ملت‌ها از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل دفاع نکنند، این حقوق نه با کودتا، بلکه با بی‌تفاوتی خواهند مرد. آینده، محصول زور نیست؛ محصول ایستادگی آگاهانه ملت‌هاست.
Getting your Trinity Audio player ready...

مقدمه: بحران نظم، نه انحراف فردی

نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم، با تکیه بر میراث نظم وستفالی و توسعه حقوق بین‌الملل، کوشید سیاست را از «حق زور» به «زورِ حق» منتقل کند. هرچند این نظم همواره ناقص و نابرابر بوده، اما مانعی مهم در برابر بازگشت آشکار قانون جنگل ایجاد کرده است.
ظهور دونالد ترامپ را نباید صرفاً به‌مثابه انحراف یک فرد دید، بلکه باید آن را نشانه بحرانی ساختاری در نظم حقوقی و سیاسی جهانیدانست؛ بحرانی که اندیشمندانی چون هانا آرنت و کارل اشمیت سال‌ها پیش درباره ریشه‌های آن هشدار داده بودند.

۱- وعده صلح و منطق اقتدار:

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود از صلح، عدم مداخله و پایان جنگ‌ها سخن گفت. اما به‌محض دستیابی به قدرت، این وعده‌ها فرو ریخت.
هانا آرنت در خاستگاه‌های توتالیتاریسم توضیح می‌دهد که اقتدارگرایان حقیقت را نه امری پایدار، بلکه ابزاری موقت برای بسیج توده‌ها می‌دانند. وعده‌ها تا زمانی اعتبار دارند که کارکرد سیاسی داشته باشند؛ پس از آن، جای خود را به منطق قدرت عریان می‌دهند.

در این چارچوب، دروغ یا نقض تعهد، خطا نیست؛ بلکه بخشی از روش حکومت‌داری است. ترامپ نیز نه برخلاف ذات خود، بلکه دقیقاً مطابق منطق اقتدار عمل کرد.

۲- سیاست زور و منطق «تصمیم‌گرایی»

ترامپ با آغاز جنگ اقتصادی علیه چین، بمباران مراکز هسته‌ای ایران و حمایت بی‌قیدوشرط از خشونت اسرائیل، تجاوز نظامی به خاک ونزوئلا به‌روشنی نشان داد که حقوق بین‌الملل را مانعی دست‌وپاگیر می‌داند.
اینجا تحلیل کارل اشمیت کلیدی است. اشمیت در نظریه «حاکمیت» می‌گوید:

«حاکم واقعی کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد.»

ترامپ عملاً خود را تصمیم‌گیر نهایی وضعیت استثنایی جهانی فرض کرد؛ کسی که می‌تواند قواعد را تعلیق کند، مرزها را نادیده بگیرد و قانون را به نفع «منافع ملی» کنار بزند. این دقیقاً همان منطق اشمیتی است که در آن، قانون تابع قدرت است، نه برعکس.

۳-  فروپاشی نظم وستفالی: بازگشت به پیشا‌مدرنیته

نظم وستفالی (۱۶۴۸) بر اصل بنیادین حاکمیت دولت‌ها و منع مداخله خارجی استوار بود. این اصل، سنگ‌بنای حقوق بین‌الملل مدرن شد.
تلاش ترامپ برای الحاق سرزمین‌ها (کانادا، تنگه پاناما، بخش‌هایی از دانمارک) و مداخلات مستقیم در ونزوئلا، نقض صریح این منطق است و ما را به دوران پیشاوستفالی بازمی‌گرداند؛ دورانی که مرزها تابع قدرت نظامی بودند.

در این معنا، سیاست ترامپ نه «نوآورانه»، بلکه ارتجاعی است: بازگشت به جهانی که در آن، منابع طبیعی مشروعیت تجاوز را تعیین می‌کنند.

۴-  تغییر از بالا و توهم رهایی: نقد آرنت

مداخله خارجی به‌نام «آزادی ملت‌ها» یکی از خطرناک‌ترین توهمات سیاسی است.
هانا آرنت میان «آزادی» و «رهایی» تمایز می‌گذارد:

  • رهایی می‌تواند با حذف یک حاکم رخ دهد؛

اما آزادی تنها از طریق کنش جمعی و سازمان‌یافته از درون جامعه شکل می‌گیرد.

تجربه لیبی، عراق، افغانستان و سوریه نشان داد که تغییر تحمیلی از بالا، جامعه را از امکان کنش سیاسی تهی می‌کند و آن را به وضعیت وابستگی دائمی می‌کشاند. استبداد با حذف یک فرد از میان نمی‌رود، زیرا ساختارهای آن دست‌نخورده باقی می‌مانند.

۵- تضعیف نهادهای حقوقی: سیاست علیه قانون

تهدید قضات دیوان لاهه، فشار بر قضات فرانسوی، دخالت در دستگاه قضایی اسرائیل و عفو متحدان سیاسی مجرم، همگی بیانگر یک الگوی واحد هستند:
جانشینی وفاداری سیاسی به‌جای قانون.

کارل اشمیت آشکارا با لیبرالیسم حقوقی دشمن بود و قانون را پوششی برای قدرت می‌دانست. ترامپ این دیدگاه را از سطح نظری به سطح عمل سیاسی منتقل کرد. نتیجه، فرسایش اعتماد عمومی به نهادهای قضایی و فروپاشی مفهوم عدالت جهانی است.

۶- سه واکنش اجتماعی: آزمون اخلاق سیاسی

در برابر این وضعیت، واکنش‌ها را می‌توان در سه دسته دید:

۱) وفاداران به اصول

کسانی که حقوق بشر و حقوق بین‌الملل را دستاوردهای تمدنی می‌دانند و باور دارند بدون این اصول، سیاست به خشونت عریان فرو می‌غلتد.

۲) مصلحت‌گرایان انتخابی

آنان که حقوق را تابع منافع می‌کنند، اما نمی‌فهمند که با حذف معیار حقوقی، امکان دفاع اخلاقی از هیچ ملتی ـ حتی اوکراین ـ باقی نمی‌ماند.

۳) “واقع‌گرایان”

کسانی که قانون را توهم می‌دانند و خواهان افزایش زورند؛ بی‌آنکه بپذیرند این مسیر، رقابت بی‌پایان خشونت و ناامنی را تضمین می‌کند.

نتیجه‌گیری: انتخاب میان سیاست و بربریت

دوران ترامپ نشان داد که بازگشت قانون جنگل نه یک خطر انتزاعی، بلکه امکان بالفعل تاریخ معاصر است.

هانا آرنت هشدار می‌دهد که فروپاشی سیاست، آغاز بربریت است؛ و سیاست تنها زمانی معنا دارد که مبتنی بر قانون، مسئولیت و کنش جمعی باشد.اگر ملت‌ها از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل دفاع نکنند،

این حقوق نه با کودتا، بلکه با بی‌تفاوتی خواهند مرد. آینده، محصول زور نیست؛ محصول ایستادگی آگاهانه ملت‌هاست.

 

 

تاریخ انتشار : ۱۶ دی, ۱۴۰۴ ۱۱:۵۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان