در هشتم ژانویه سال ۱۸۶۷ در بوستون ایالت متحده امریکا در خانهای آرام، دختری به دنیا آمد که نامش را امیلی گرین بالچ (Emily Greene Balch) گذاشتند؛ دختری که بهسبب پایداری در راه صلح در حافظهٔ تاریخ ماندهاست.
امیلی از همان کودکی آموخت که دانایی مسئولیت میآورد. خانوادهاش اهل دانش و اندیشه و گفتوگو درباره سیاست، جامعه و اخلاق بودند. در چنان محیطی بود که وی از خود میپرسید:
آیا میشود دنیا را نه با جنگ، بلکه با درک متقابل ساخت؟
امیلی جوان، با شوقی بیپایان به تحصیل روی آورد. در کالج برین مار درس خواند و بعد راهی اروپا شد تا اقتصاد و علوم اجتماعی بیاموزد. پس از بازگشت به آمریکا در کالج ولزلی به تدریس پرداخت، او خیلی زود فهمید که تدریس تنها در کلاس های دانشگاه نیست؛ و
جامعه، کلاس بزرگتر او شد.
او به محلههای مهاجرنشین میرفت و درباره فقر می نوشت، از حقوق زنان و کارگران دفاع کرد و تلاش کرد علم را به ابزاری برای عدالت بدل کند.
سال ۱۹۱۴، با آغاز جنگ جهانی اول ، جهان در آتش فرو رفت. بسیاری سکوت کردند؛ برخی تشویق به جنگ شدند. اما امیلی راه دیگری برگزید: او تصمیم گرفت در برابر موج خشونت جنگ بایستد.
یک سال بعد در ۱۹۱۵، در کنگره بینالمللی زنان در لاهه، در کنار زنانی چون جین آدامز ایستاد و برای صلح جهانی تلاش کرد؛
و به خاطر باورش و مخالفتش با ورود آمریکا به جنگ، شغلاش را از دست داد. اما هرگز پشیمان نشد. بعدها نوشت: «از دست دادن یک شغل آسانتر است از از دست دادن وجدان.»
پس از جنگ، او از پایهگذاران اتحادیه بینالمللی زنان برای صلح و آزادی شد؛ سازمانی که میخواست صدای زنانی باشد که به آیندهای بدون جنگ باور داشتند. امیلی سالها بدون حقوق کار کرد، سفر کرد، نوشت، سخنرانی کرد و میان ملتها پل ساخت.
اوبه جای نفرت، گفتوگو را پیشنهاد میداد؛
به جای انتقام، عدالت را؛
و به جای ترس، امید را.
صدای او در دورانی که سیاست غالب فریاد و تهدید بود، آرام وعمیق مانند رودی بیهیاهو، مسیرش را در سنگها و مشکلات باز میکرد.
در سال ۱۹۴۶، جهان سرانجام به پاس یک عمر تلاش، امیلی گرین بالچ همراه با جان مت ، جایزه صلح نوبل دریافت کرد. او در ۷۹سالگی روی سکوی افتخار ایستاد؛ و بخشی از جایزهٔ نقدی خود را برای تداوم مسیر صلح به اتحادیه بینالمللی زنان برای صلح و آزادی اهدا کرد.
جنگ جهانی دوم نگاه امیلی را پیچیدهتر کرد. او همچنان صلحطلب بود، اما میدانست که در برابر شر مطلق، گاهی انتخابها دشوار میشوند. با این حال، هرگز از دفاع از حقوق بشر، کرامت انسانی و همکاری بین ملتها دست نکشید.
او هرگز ازدواج نکرد؛ و در سال ۱۹۶۱، درست یک روز پس از تولد ۹۴سالگیاش، چشم از جهان فروبست. آرام، بیهیاهو؛ همانگونه که زیسته بود.
امروز وقتی نام امیلی گرین بالچ را میخوانیم، با خود میاندیشیم:
چگونه ممکن است انسانی بیسلاح، چنین اثری بر جهان بگذارد؟
پاسخ شاید ساده باشد:او شجاعت اخلاقی داشت؛ و این کمیابترین شکل شجاعت است.
امیلی ثابت کرد که صلح نه تنها، رؤیایی کودکانه نیست؛ بلکه انتخابی مسئولانه و آگاهانه است. انتخابی که هر نسل باید دوباره آن را از سر بگذراند.
گروه کار زنان فداییان خلق ایران (اکثریت)
Emily Greene Balch – Wikipedia




3 Comments
اسم این خانم را بایست به لاتین می نوشتید تا خواننده بتواند وی را در منابع غیرفارسی پیدا کند .
این قدم نخست تحقیق و پژوهش است !
دامت افاضاتو.
جالب بود. هرگز نام او را نشنیده بودم. دست شما درد نکند. البته اگر مأخذ و منبعی را ذکر کنید کمک بیشتری به شناخت او کرده اید.
از دیدگاه شما سپاسگزاریم. با کلیک بر روی نوشتههای آبیرنگ (لینکهای فعال)، به منبع اصلی ارجاع داده خواهید شد.