سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۵۸

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۸

اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران

اعتراض مردم ایران مشروع است. این اعتراض، محصول فقر، ناامنی شغلی، سقوط امید اجتماعی و احساس نادیده‌گرفته‌شدن است. مردمی که به خیابان می‌آیند، نه مزدورند و نه ابزار بیگانه؛ بلکه شهروندانی هستند که حق دارند از وضعیت موجود ناراضی باشند و برای تغییر آن تلاش کنند.

ایران امروز صحنه تلاقی دو واقعیت هم‌زمان است: از یک‌سو اعتراضات گسترده مردمی که ریشه در فشارهای اقتصادی، تبعیض‌های ساختاری، فساد، ناکارآمدی مدیریتی و انسداد مسیرهای اصلاح دارد؛ و از سوی دیگر، تلاش سازمان‌یافته نیروهایی که می‌کوشند این اعتراضات را از مسیر مدنی خارج کرده و به ابزار پروژه‌های سیاسی خارجی و فروپاشی ملی تبدیل کنند. تفکیک دقیق این دو، شرط نخست هر تحلیل مسئولانه است.

اعتراض مردم ایران مشروع است. این اعتراض، محصول فقر، ناامنی شغلی، سقوط امید اجتماعی و احساس نادیده‌گرفته‌شدن است. مردمی که به خیابان می‌آیند، نه مزدورند و نه ابزار بیگانه؛ بلکه شهروندانی هستند که حق دارند از وضعیت موجود ناراضی باشند و برای تغییر آن تلاش کنند. اما همین اعتراض، زمانی که به خشونت کور، تخریب بی‌هدف و آشوب هدایت شود، دیگر در خدمت مردم نخواهد بود، بلکه به سود نیروهایی تمام می‌شود که از بی‌ثباتی ایران ارتزاق می‌کنند.

در رأس این نیروها، دولت ایالات متحده آمریکا قرار دارد؛ کشوری که کارنامه‌اش در ایران و منطقه، هیچ نسبتی با آزادی، حقوق بشر و دموکراسی ندارد. آمریکا همان قدرتی است که کودتای ۲۸ مرداد را علیه دولت ملی ایران سازمان داد، از دیکتاتوری پهلوی حمایت کرد، جنگ عراق علیه ایران را پشتیبانی نمود، تحریم‌های فلج‌کننده را علیه مردم اعمال کرد و امروز نیز آشکارا از تضعیف و فروپاشی ایران به‌عنوان یک هدف ژئوپلیتیک سخن می‌گوید. آمریکا نه دوست مردم ایران است و نه هرگز بوده است. سیاست آمریکا نسبت به ایران همواره بر پایه فشار، تحقیر، مهار و سلطه شکل گرفته، نه بر پایه احترام به حق تعیین سرنوشت ملت.

از این رو، دعوت از آمریکا برای «کمک به مردم ایران»، نه یک خطای ساده سیاسی، بلکه یک خیانت تاریخی به منافع ملی است. هرکس که دست یاری به سوی واشنگتن دراز می‌کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، مردم ایران را به همان قدرتی می‌سپارد که تحریم‌هایش میلیون‌ها ایرانی را فقیرتر، بیمارتر و بی‌پناه‌تر کرده است. تجربه عراق، لیبی، افغانستان و سوریه به روشنی نشان داده است که مداخله آمریکا هرگز به آزادی منتهی نشده، بلکه به ویرانی، تجزیه، جنگ داخلی و نابودی زیرساخت‌های انسانی انجامیده است. کسانی که هنوز به این قدرت خون‌آلود امید بسته‌اند، یا تاریخ نمی‌دانند، یا آگاهانه در حال فریب افکار عمومی‌اند.

جریان‌های برانداز و گذارطلبی که سیاست خود را بر محور حمایت آمریکا، اروپا و لابی‌های صهیونیستی تنظیم کرده‌اند، عملاً از جایگاه اپوزیسیون ملی خارج شده‌اند. این نیروها به جای اتکا به مردم، به سفارتخانه‌ها و اتاق‌های فکر خارجی تکیه دارند. آنان به جای تقویت مبارزه مدنی درون‌زا، نسخه‌های تحریمی، فشار خارجی و حتی مداخله نظامی را به‌عنوان «راه نجات» تبلیغ می‌کنند. چنین جریانی نه راه‌حل است و نه آلترناتیو؛ بلکه بخشی از بحران است. این نیروها نمی‌خواهند ایران اصلاح شود، بلکه می‌خواهند ایران تضعیف شود تا زمینه نفوذ و مدیریت خارجی فراهم گردد.

در همین چارچوب، نامه‌نگاری به رئیس‌جمهور آمریکا و درخواست اقدام علیه جمهوری اسلامی، حتی اگر با شعار حمایت از معترضان انجام شود، در واقع مشروعیت‌بخشی به همان قدرتی است که بزرگ‌ترین دشمن معیشت مردم ایران بوده است. تحریم، جنگ و فشار خارجی هیچ‌گاه ابزار نجات ملت‌ها نبوده‌اند. این ابزارها تنها دولت‌ها را سرسخت‌تر و ملت‌ها را فقیرتر و فرسوده‌تر کرده‌اند.

هم‌زمان، پروژه‌های قوم‌گرایانه و تجزیه‌طلبانه نیز در امتداد همین سیاست‌ها عمل می‌کنند. برخی جریان‌های کرد، بلوچ، عرب و دیگر گروه‌های قومی، با پیوند خوردن به شبکه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، مطالبات واقعی مردم این مناطق را به ابزار گسست ملی تبدیل کرده‌اند. این مسیر نه به عدالت می‌رسد و نه به آزادی؛ بلکه ایران را به سوی سناریوهای خطرناک بالکانیزه شدن سوق می‌دهد. هیچ ملتی در منطقه با تجزیه به رفاه، امنیت و دموکراسی نرسیده است.

با این همه، نقد قاطع آمریکا و پروژه‌های وابسته، به معنای چشم بستن بر مسئولیت حاکمیت نیست. حاکمیت باید بداند که اعتراض امروز نتیجه سال‌ها انباشت نارضایتی است. بی‌توجهی به مطالبات مردم، پاسخ‌های امنیتی، و فقدان اصلاحات واقعی، کشور را در مسیر فرسایش اجتماعی قرار داده است. اگر راه گفت‌وگو، اصلاح و مشارکت بسته بماند، میدان برای افراط، آشوب و مداخله خارجی بازتر می‌شود.

ایران در برابر یک دوگانه تاریخی ایستاده است: یا مسیر اصلاحات عمیق، عقلانی و مبتنی بر خواست مردم را می‌پذیرد، یا ناخواسته کشور را به میدان رقابت نیروهای خارجی و پروژه‌های فروپاشی تبدیل می‌کند. نه سرکوب می‌تواند آینده بسازد و نه مداخله خارجی. تنها راه نجات، بازگشت به مردم، پذیرش حق اعتراض، گشودن مسیر اصلاح و تقویت مبارزات مسالمت‌آمیز مدنی است.

اعتراض مردم سرمایه ملی است، نه ابزار آمریکا. ایران متعلق به ملت ایران است، نه میدان بازی کاخ سفید، نه سکوی پرش نیروهای وابسته و نه آزمایشگاه پروژه‌های تجزیه‌طلبانه. دفاع از اعتراض، هم‌زمان دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و کرامت ملی است. هر مسیری غیر از این، دیر یا زود به زیان همان مردمی تمام خواهد شد که امروز با امید و رنج، در جست‌وجوی آینده‌ای بهتر به خیابان آمده‌اند.

 

 

مهرزاد وطن آبادی

تاریخ انتشار : ۲۱ دی, ۱۴۰۴ ۶:۲۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار