سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۳۲

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۲

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری

خیزش مردم بار دیگر در تله‌ی خشونت گرفتار شده و شدت سرکوب بی‌سابقه است. حکومت ایران، که از صدر تا ذیل در برابر مردم آرایش جنگی گرفته، مسئول فاجعه است. اما ما مردم نیز در پیشگاه این فاجعه، نیازمند آسیب‌شناسی رفتارها و کنش‌های خود هستیم. ما موظفیم روندها، رهنمودها و وعده‌ها را نقادانه بررسی کنیم. ما حق و مسئولیت داریم از کسانی که در مسیریابی ذهنیت مردم نقش داشته‌اند پرسش کنیم؛ از آنان که با حق‌به‌جانبی، راه‌حل‌های ماجراجویانه و ساده‌لوحانه پیشنهاد می‌دهند، بی‌آنکه درباره‌ی پیامدهای سهمگین آن شفاف‌سازی کنند.

تصویرها، فیلم‌ها و روایت‌های شاهدان عینی که در چند روز گذشته از سدِ مهیبِ قطعِ ارتباطات به بیرون راه یافته‌اند، گواهِ جنایتی هولناک و گسترده‌اند که در سرزمین ما رخ داده و همچنان نیز ادامه دارد. تصویرِ کشته‌شدگان، بدن‌های زخمی، خونین و بی‌جان، گونی‌های پلاستیکیِ سیاهی که ردیف‌به‌ردیف از جسدها پر شده‌اند، تصویرِ داغدارانی که لابلای انبوه پیکرها به‌دنبال عزیزانشان می‌گردند، و صدای عاصی و بهت‌زده‌ی آنان که کشتار را دیده و ثبت کرده‌اند، واقعیتِ انکارناپذیرِ امروزِ ما را ساخته‌اند. ما باید این واقعیت را فریاد بزنیم. باید فریاد بزنیم که حکومت در ایران با تمام قوای نظامی و تبلیغاتی‌اش و با حجم بی‌سابقه‌ای از سبعیت، خشونت و وقاحت، به جنگ با مردم آمده است.

این روزها فاجعه از مرزهای تصور ما فراتر رفته است. به‌رغم شناختمان از تاریخ خون‌باری که این حکومت رقم زده است، همچنان با ناباوری به آنچه روی می‌دهد می‌نگریم. مبهوت به تکه‌پاره‌های کوچکِ واقعیتی مهیب چشم می‌دوزیم و آمارها را می‌خوانیم که با رشدی انفجاری افزایش می‌یابند. هر عدد، نشانه‌یِ یک قتل و گواه جان‌باختن یک هم‌وطن است. از خود می‌پرسیم: چگونه توانستند این‌چنین بی‌محابا بکشند؟ چگونه به هزاران زن و مرد و پیر و کودک شلیک کردند؟ هزاران جسد را بر زمین کشیدند و بردند و زخمی‌ها را ربودند؟ چه کلامی گویای وصف حکومتی‌ست که این‌گونه به روی ملت خود آتش می‌گشاید؟ انگار هیچ واژه‌ای گنجایش این فاجعه را ندارد، اما ما ناگزیر از گفتنیم. مسئولیتِ ما بازماندگان، روایتگری، اعتراض و بسیجِ همبستگی و حمایت است.

نوشتن این متن را پیش از پنجشنبه آغاز کرده بودم، پیش از آنکه قیام مردم به آن عظمت و شور همگانی برسد. اما دیگر نمی‌توانستم همان مسیر ابتدایی را پی بگیرم. سنگینیِ سرکوب چنان آواری بر سرم فرو ریخته که سخن گفتن از قیام، جز از دریچه‌ی فاجعه‌ی حاضر، برایم ناروا و ناراست می‌نمود. نوشته‌ای که آغاز کرده بودم، می‌خواست «زنهاری علیه کشتار» باشد. آن نوشته این‌گونه آغاز شده بود: «در این روزهای سرشار از شور و دلهره که مردم ایران دوباره به خیابان‌ها آمده‌اند و فریاد حق‌خواهی‌شان طنین‌افکن شده، ما که با تمام همدلی تنها از دور نظاره‌گر این قیامیم، چشم به عکس‌ها و فیلم‌ها می‌دوزیم، به آن بدن‌ها که شجاعتشان را می‌ستاییم و برای آسیب‌پذیری‌شان بی‌تابیم.

و از آن سو، به آن بدن‌های دیگر که زره و اسلحه و چماق‌هایشان را به چشممان فرومی‌کنند و آتش خشم و دلهره به جانمان می‌زنند، صف‌به‌صف، تجسمِ تجاوز و سرکوب. وای از شر این جماعت و دردی که بر دل ما نشانده‌اند. هربار که سلاحشان را به سوی هم‌وطنی می‌گیرند، انگار تمام کشتارهای دهه‌های گذشته در یک لحظه نمود می‌یابد. این لحظاتْ تداعیِ تاریخ سرکوب ماست، تداعیِ قتل عزیزانمان به دست اینان و اسلافشان. با هر ضربه‌ای که فرود می‌آورند، دردِ مرگ در سینه‌ی پدرم دوباره فوران می‌کند و دستی گلویم را می‌فشارد تا مادرم را خفه کند، طناب بر گلوی نوید بیندازد، به سینه‌ی ندا شلیک کند، در نیزار ماهشهر معترضان را به رگبار ببندد، در آن تابستانِ شومِ ۶۷ چندهزار زندانی را قتل‌عام کند، موشک‌ها را شلیک کند تا سرنشینان پرواز اوکراینی را بکشد… با هر زخمِ تازه، همه‌ی زخم‌های کهنه‌ی ما باز می‌شوند. و هربار فکر می‌کنی کاش بتوان کاری کرد تا رنج ما پیش چشم آنان که آماده‌ی ضربه زدن هستند، پدیدار شود. کاش سنگینی این بار چنان بر شانه‌شان فرود آید که دستشان از روی ماشه سُر بخورد و آن تنِ جسوری که آزادی را فریاد می‌زند، از تله بجهد و زنده بماند.»

تنها پنج روز از نوشتن آن سطرها گذشته، اما انگار کمرِ ادراک ما زیر بار رنجِ این چند روز شکسته است. حالا واژه‌ی «کاش» بسانِ موجودی ساده‌لوح در میان جمله‌ها نشسته، چرا که واقعیت مسیری واژگون پیموده، زندگی پایمال خشونت شده و هزاران هم‌وطن کشته شده‌اند. شهرهای به‌پاخاسته‌ی این قیام  به صحنه‌ی جنگ بدل گشته‌اند، آن هم جنگِ نابرابرِ «بدن» با «گلوله».

ما که از دور ناظر این فاجعه‌ایم، بیش از هر چیز مسئولیم که با تمام توان اعتراض کنیم و از مردمی که در میانشان زندگی می‌کنیم، طلب همبستگی کنیم. ما مسئول انعکاس هر صدای اعتراضی هستیم که از درونِ تله‌ی سرکوب به گوش می‌رسد. کشتار همچنان ادامه دارد و جان هزاران هم‌وطنی که در روزهای خیزش بازداشت یا زخمی شده‌اند، در خطر است. ما از هر طیف و باوری که هستیم بیش از هرچیز مسئولیم که در این کارزار سهیم شویم.

جای تأسف و نکوهش دارد که در این موقعیت بحرانی، گروهی از مخالفان سیاسی که خود را پرچم‌دار مردم می‌دانند، چنان به انحصارطلبی روی آورده‌اند که همبستگی را دشوار و گاه ناممکن کرده‌اند. دوستی می‌گفت از ترسِ این جماعت پادشاهی‌خواه حتی نمی‌تواند در گردهمایی‌ها شرکت کند. دیگری از تشنج، سانسور شعارها و مصادره‌ی فضاهای اعتراض جمعی به نفع این جریان، که خود را حالا غالب مطلق می‌داند، خشمگین بود. و دوستی دیگر از آن کنشگرانی گلایه می‌کرد که در دفاع از مردم غزه تمام‌قد ایستادند، اما اکنون در حمایت از مردم ایران کوتاهی می‌کنند.

وای بر ما که در مسیر مبارزه‌ی دموکراسی‌خواهانه، به جایی رسیده‌ایم که مدارا با «دیگری» و به رسمیت شناختن تکثر، برایمان دشوار شده است. دموکراسی تحقق نخواهد یافت مگر با پایبندی به سازِکارهای دموکراتیک در خودِ مسیر مبارزه. پس مسئولیم که حتی در این شرایط خطیر، چشم‌پوشی و مصلحت‌سنجی نکنیم.

خیزش مردم بار دیگر در تله‌ی خشونت گرفتار شده و شدت سرکوب بی‌سابقه است. حکومت ایران، که از صدر تا ذیل در برابر مردم آرایش جنگی گرفته، مسئول فاجعه است. اما ما مردم نیز در پیشگاه این فاجعه، نیازمند آسیب‌شناسی رفتارها و کنش‌های خود هستیم. ما موظفیم روندها، رهنمودها و وعده‌ها را نقادانه بررسی کنیم. ما حق و مسئولیت داریم از کسانی که در مسیریابی ذهنیت مردم نقش داشته‌اند پرسش کنیم؛ از آنان که با حق‌به‌جانبی، راه‌حل‌های ماجراجویانه و ساده‌لوحانه پیشنهاد می‌دهند، بی‌آنکه درباره‌ی پیامدهای سهمگین آن شفاف‌سازی کنند.

در این شرایط مهیب و آشفته، نباید ایستادگی بر اصول را — که جان‌مایه‌ی کنش‌های رهایی‌بخش است — به «ژستی اخلاقی» فروکاست. دفاع از حق مردم ایران برای رهایی از ستم، تباهی و ویرانی نمی‌تواند ارمغانِ بمب‌ها و موشک‌هایی باشد که پیش‌تر بر سر همسایگان ما در عراق و افغانستان، یا کمی دورتر در لیبی، سوریه و غزه آوار شده‌اند.

و با وجود تمامی نقدها و اختلاف‌ها، لحظه‌ای از یاد نبریم که مسئولیتِ عاجل ما در این روزهای سخت، بسیجِ اعتراض است به کشتار جمعی هم‌میهنان‌مان و بسیج همبستگی با خیزش مردم ایران در برانداختن نظام حاکم. با امید به اینکه بتوانیم ادای این وظیفه کنیم.

 

نوشته و عکس برگرفته از سایت رادیو زمانه

تاریخ انتشار : ۲۶ دی, ۱۴۰۴ ۶:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حق حیات و مسئولیت قضاوت

حضور دهها هزار نفر از کارگران و کارکنان در خیابان های برلین

غرق‌شدن در هیچ

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

سلطنت مطلقه ؛ آنارشی جنگل گرگ ها

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) روز مبارزه و نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری