سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۶:۲۱

شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۱

زیرپله‌ها و میان آوار

امروز برای نوشتن این سطور، دستم از دردی عمیق می‌لرزد. بیمارستان‌ها و خانه‌های سالمندان نیز از هجوم بی‌رحم جنگ در امان نمی‌مانند. مادری عزیز که روزهای پرهراس که وحشت فکر زدن زندان‌ها را تجربه کرده و آزار دیده بود و آن سال‌های را تاب آورده بود، اکنون با پای شکسته و در سکوتی سنگین چشم از جهان می‌بندد. کسی مسئولیت را بر عهده نمی‌گیرد و نمی‌گوید مرگش چگونه رقم خورد؛ آیا با صدای انفجار، قلبش از تپش ایستاد؟ آیا درها بسته بود؟ رفتنی چنین، در آتش جنگ و در خاموشی، زخمی است ابدی بر جان انسان‌ها؛ زخمی که هیچ واژه‌ای توان تسکینش را ندارد.
Getting your Trinity Audio player ready...

آن سال‌ها در تهران زندگی می‌کردم؛ فرقی هم نمی‌کرد کجا باشی، صدای آژیر همچون ضربه‌ای بر قلب فرود می‌آمد. همسرم در زندان قزلحصار بود و هر بار که خبر می‌رسید «کرج را زدند»، احساس می‌کردم دلِ من بر سیم‌های خاردار زندان پرپر می‌زند. هیچ‌کس نمی‌دانست موشک دقیقاً کجا فرود آمده است. مردم به دودهای سیاه در آسمان خیره می‌ماندند و هرکس با خود می‌گفت شاید این بار نوبت من باشد.

دعا می‌کردم زندان هدف نباشد، اما هیچ راهی برای آرام کردن این کابوس نبود. تصور ضربه خوردن به دیوارهای زندان، ذهنم را آشفته می‌کرد و فریادرسی در کار نبود.

من پیش‌تر پسرکم را از دست داده بودم و همسرم در بند بود. تهران شبیه اتاقی شده بود با پنجره‌های بسته و هوایی سنگین؛ جایی که نفس کشیدن هم دشوار بود.

وقتی آژیر خطر به صدا درمی‌آمد، مردم به زیرزمین‌ها و زیرپله‌های باریک پناه می‌بردند. آن فضاهای تنگ و تاریک، پناهگاه خانواده‌هایی می‌شد که شانه‌به‌شانه، در سکوتی آکنده از اضطراب می‌ایستادند. کودکان گریه می‌کردند، مادران دستان فرزندانشان را محکم می‌فشردند، و پدران به سقف خیره می‌ماندند و به صدای آسمان گوش می‌دادند. امروز نیز حال و روز مردم وطنم برای هر وجدان بیداری قابل درک است.

انفجار که می‌آمد، دیوارها می‌لرزیدند و سکوتی سنگین‌تر از خود انفجار بر فضا حاکم می‌شد. کسی نمی‌دانست چه کسی زنده مانده و چه کسی جان باخته است. گریه، تنها واکنشی بود که برای زنده و مرده می‌شد انجام داد. جنگ، جنگ است؛ تا کسی زیر بمباران نبوده باشد، نمی‌داند این واژه چه معنایی دارد. من آدم ترسویی نبودم، اما می‌ترسیدم؛ ترس من از جنس دیگری بود.

ما دست‌کم می‌توانستیم به زیرپله‌های باریک پناه ببریم، اما زندانیان حتی همین امکان را هم نداشتند. آنان پشت دیوارها، در بند بودند.

گاهی با خود فکر می‌کردم اگر موشکی به زندان بخورد چه خواهد شد؟ هشدار می‌دادند چراغ‌ها را خاموش کنید، سیگار نکشید، دشمن می‌تواند ببیند؛ اما هیچ‌گاه نمی‌گفتند چرا چراغ‌های زندان نباید خاموش شود. شاید در سکوت، آرزویی پنهان برای ویرانی آن‌ها هم وجود داشت.

این تصویر سال‌ها از ذهنم پاک نمی‌شد: دیواری که فرو می‌ریزد، دود، فریاد، زندانیانی که میان آوار می‌دوند… و شاید گلوله‌هایی که به نام «فرار» شلیک می‌شوند.

امروز برای نوشتن این سطور، دستم از دردی عمیق می‌لرزد. بیمارستان‌ها و خانه‌های سالمندان نیز از هجوم بی‌رحم جنگ در امان نمی‌مانند. مادری عزیز که روزهای پرهراس که وحشت فکر زدن زندان‌ها را تجربه کرده و آزار دیده بود و آن سال‌های را تاب آورده بود، اکنون با پای شکسته و در سکوتی سنگین چشم از جهان می‌بندد. کسی مسئولیت را بر عهده نمی‌گیرد و نمی‌گوید مرگش چگونه رقم خورد؛ آیا با صدای انفجار، قلبش از تپش ایستاد؟ آیا درها بسته بود؟ رفتنی چنین، در آتش جنگ و در خاموشی، زخمی است ابدی بر جان انسان‌ها؛ زخمی که هیچ واژه‌ای توان تسکینش را ندارد.

من از جنگ بیزارم؛ از جنگ‌افروزان بیزارم؛ از آنان که هرگز زیرپله‌های تنگ و لحظه‌های نفس‌گیر را تجربه نکرده‌اند، اما برای مردم تصمیم می‌گیرند و هزینه‌اش را بر دوش جامعه می‌اندازند.

وقتی به گذشته و حال می‌نگرم، یک پرسش بزرگ در ذهنم شکل می‌گیرد: چرا سرنوشت مردم این سرزمین باید بارها با جنگ و تهدید جنگ گره بخورد؟ مردم جنگ نمی‌خواهند و در تصمیم‌گیری آن نقشی ندارند، اما جان و مالشان بهای آن می‌شود.

خانه‌ها فرو می‌ریزند، شهرها ویران می‌شوند. آیا کسانی که بیمارستان‌ها و مدرسه‌ها را با موشک هدف می‌گیرند، از زدن زندان‌ها نیز ابایی دارند؟

کاش در این روزهای دردآلود، همه با هم فریاد بزنیم:

زندانیان سیاسی باید آزاد شوند و همه زندانیان عقیدتی و حتی زندانیان عادی باید به مرخصی و آزادی دست یابند.

زری

تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۹:۳۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فلسفه اپیکور؛ نبوغ روشنفکران یونان باستان.

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – انتشار مجموعه چهار بخش

چرا عادی‌سازی سلطنت با میراث جنبش فدائیان ناسازگار است؟

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان

دوقطبی های کاذب؛ هنگامی که وطن‌دوستی به ابزار توجیه جنگ‌طلبی بدل می‌شود

نامه پخشان عزیزی از زندان اوین؛ «من آنی‌ام که برای زندگی می‌میرم، نه آنکه برای مرگ زندگی کنم»