سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۷:۳۲

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۲

درس تاریخی میرمهنا به غرب در جزیرهٔ خارک، تنگهٔ هرمز و خلیج فارس

ع. اندیشه: نتیجهٔ حملات نظامی گسترده‌ای از سوی ایالات متحدهٔ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چیزی جز فاجعه‌ای انسانی نبوده است: هزاران تن از غیرنظامیان جان خود را از دست داده‌اند، ده‌ها هزار نفر زخمی شده‌اند و میلیون‌ها انسان با ترس، ناامنی و بی‌ثباتی روبه‌رو شده‌اند. خانه‌ها و ساختمان‌های مسکونی ویران شده، زیرساخت‌های حیاتی آسیب دیده و زندگی روزمرهٔ مردم در بسیاری از مناطق کشور با اختلال جدی مواجه شده است.

هر که نامخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

(رودکی)

مقدمه

در روزهای اخیر منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه بار دیگر وارد مرحله‌ای از تنش و خشونت شده است که پیامدهای انسانی، سیاسی و ژئوپولیتیک آن می‌تواند برای سال‌ها بر سرنوشت مردم این منطقه سایه بیفکند. از روز شنبه ۹ اسفند، حملات نظامی گسترده‌ای از سوی ایالات متحدهٔ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد؛ حملات تجاوزکارانه و جنایتکارانه‌ای که با زیر پا گذاشتن تمامی احکام و قوانین بین‌المللی صورت گرفته است.

در جریان این عملیات نظامی، بخش‌هایی از خاک ایران هدف بمباران‌های سنگین قرار گرفته و مناطق شهری و غیرنظامی نیز از آسیب‌های آن در امان نماندند. نتیجهٔ این حملات چیزی جز فاجعه‌ای انسانی نبوده است: هزاران تن از غیرنظامیان جان خود را از دست داده‌اند، ده‌ها هزار نفر زخمی شده‌اند و میلیون‌ها انسان با ترس، ناامنی و بی‌ثباتی روبه‌رو شده‌اند. خانه‌ها و ساختمان‌های مسکونی ویران شده، زیرساخت‌های حیاتی آسیب دیده و زندگی روزمرهٔ مردم در بسیاری از مناطق کشور با اختلال جدی مواجه شده است.

افزون بر این، خطر گسترش درگیری‌ها به سراسر منطقهٔ خلیج فارس نیز افزایش یافته است؛ منطقه‌ای که به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک و اقتصادی خود یکی از حساس‌ترین نقاط جهان به شمار می‌رود. در چنین شرایطی، بازگشت به تاریخ و مطالعهٔ تجربه‌های گذشته اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند، زیرا تاریخ تنها روایت رخدادهای گذشته نیست بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌ها و درس‌هایی است که می‌تواند درک ما از وضعیت کنونی و مسیر آینده را روشن‌تر سازد.

یکی از این تجربه‌های تاریخی به مبارزات میرمهنا در سدهٔ هجدهم میلادی بازمی‌گردد؛ شخصیتی که در جزیرهٔ خارک و آب‌های خلیج فارس در برابر قدرت‌های استعماری زمان خود ایستاد و نشان داد که تلاش قدرت‌های خارجی برای سلطه بر این منطقه همواره با مقاومت مردم این سرزمین روبه‌رو شده است. بازخوانی این تجربهٔ تاریخی در شرایط امروز می‌تواند نشان دهد که چگونه تاریخ خلیج فارس بارها در برابر سیاست‌های سلطه‌جویانه ایستاده و چه درس‌هایی برای قدرت‌هایی دارد که هنوز تصور می‌کنند می‌توانند با زور نظامی سرنوشت این منطقه را تعیین کنند.

۱میرمهنا؛ چهره‌ای از مقاومت تاریخی ایران در خلیج فارس

در تاریخ ایران، به‌ویژه در تاریخ خلیج فارس، شخصیت‌هایی وجود دارند که نام آنان نه تنها در حافظهٔ ملی ایرانیان بلکه در تاریخ مبارزات ضد استعماری منطقه نیز جایگاهی ویژه یافته است. یکی از برجسته‌ترین این شخصیت‌ها میرمهنا است؛ فرمانده‌ای دریایی و رهبر مبارزات محلی در سدهٔ هجدهم میلادی که توانست در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ خلیج فارس در برابر قدرت‌های اروپایی ایستادگی کند.

میرمهنا در زمانی ظهور کرد که قدرت‌های استعماری اروپا در پی گسترش نفوذ اقتصادی و نظامی خود در آسیا بودند و خلیج فارس به دلیل موقعیت راهبردی خود در مرکز رقابت این قدرت‌ها قرار گرفته بود. در آن دوره پرتغالی‌ها، هلندی‌ها، فرانسوی‌ها و بعدها انگلیسی‌ها تلاش می‌کردند با ایجاد پایگاه‌های نظامی و تجاری در جزایر و بنادر منطقه کنترل مسیرهای دریایی و تجارت جهانی را در دست بگیرند.

تسلط بر تنگهٔ هرمز و جزایر استراتژیکی چون خارک برای این قدرت‌ها به معنای تسلط بر یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی جهان بود. در چنین شرایطی، میرمهنا با تکیه بر نیروهای بومی، دانش دریانوردی محلی و شناخت دقیق از جغرافیای خلیج فارس توانست در برابر این قدرت‌ها مقاومت کند. او برخلاف فرماندهان ارتش‌های بزرگ اروپایی از ناوگان‌های عظیم و تجهیزات پیشرفته برخوردار نبود، اما از دو سرمایهٔ مهم بهره می‌برد: نخست پیوند عمیق با جامعهٔ محلی و دوم آگاهی کامل از شرایط جغرافیایی و دریایی منطقه.

همین عوامل سبب شد که مبارزات او نه تنها یک حرکت نظامی بلکه بخشی از مقاومت تاریخی مردم سواحل خلیج فارس در برابر سلطهٔ خارجی تلقی شود. زندگی میرمهنا در واقع نمادی از سنتی تاریخی است که در آن مردم ایران، به‌ویژه در مناطق جنوبی کشور، بارها در برابر قدرت‌های خارجی ایستاده‌اند و نشان داده‌اند که دفاع از استقلال و حاکمیت ملی تنها به دولت‌ها محدود نمی‌شود بلکه ریشه در ارادهٔ اجتماعی مردم دارد.

۲نبرد خارک؛ شکست قدرت‌های استعماری با قایق‌های کوچک جنگی

یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین بخش‌های زندگی میرمهنا نبردهای او با نیروهای هلندی در جزیرهٔ خارک است؛ جزیره‌ای که در قرن هجدهم به یکی از پایگاه‌های مهم تجاری و نظامی کمپانی هند شرقی هلند تبدیل شده بود. هلندی‌ها با استقرار در این جزیره تلاش داشتند کنترل تجارت منطقه را در دست بگیرند و نفوذ خود را در آب‌های خلیج فارس تثبیت کنند. آنها با استفاده از کشتی‌های بزرگ جنگی، استحکامات نظامی و شبکهٔ تجاری گسترده تصور می‌کردند که می‌توانند بدون مقاومت جدی بر این منطقه مسلط شوند. اما ظهور میرمهنا معادلات آنان را بر هم زد. او با استفاده از ناوگان کوچک اما بسیار چابک خود، که از قایق‌های جنگی محلی تشکیل شده بود، توانست تاکتیک‌هایی را به کار گیرد که برای ناوگان‌های سنگین اروپایی پیش‌بینی‌ناپذیر بود.

این قایق‌ها اگرچه از نظر اندازه و تجهیزات قابل مقایسه با کشتی‌های جنگی هلندی نبودند، اما سرعت بالا، قدرت مانور و آشنایی کامل خدمهٔ آنها با جریان‌های دریایی و مسیرهای محلی مزیتی تعیین‌کننده برای نیروهای ایرانی ایجاد می‌کرد. میرمهنا با بهره‌گیری از حملات ناگهانی، کمین‌های دریایی و تاکتیک‌های جنگ نامتقارن توانست ضربات سنگینی به نیروهای هلندی وارد کند و حضور آنان در خارک را با چالش جدی روبه‌رو سازد.

این نبردها نشان داد که در بسیاری از موارد برتری تکنولوژیک به تنهایی برای پیروزی کافی نیست و عواملی چون شناخت محیط، انعطاف‌پذیری تاکتیکی و حمایت مردمی می‌توانند توازن قوا را تغییر دهند. در واقع نبردهای خارک یکی از نخستین نمونه‌های جنگ‌های نامتقارن دریایی در خلیج فارس به شمار می‌آیند؛ جنگی که در آن نیرویی کوچک‌تر اما آگاه‌تر از محیط توانست قدرتی بزرگ‌تر را وادار به عقب‌نشینی کند و به این ترتیب یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های استعماری آن دوره را با بحران مواجه سازد.

۳خلیج فارس و ناکامی پروژه‌های استعمار

تاریخ خلیج فارس نشان می‌دهد که این منطقه همواره میدان رقابت قدرت‌های جهانی بوده است، اما در عین حال نمونه‌های متعددی از ناکامی پروژه‌های استعماری نیز در آن دیده می‌شود. از قرن شانزدهم میلادی، زمانی که پرتغالی‌ها نخستین تلاش‌های خود را برای تسلط بر تنگهٔ هرمز آغاز کردند، تا دورهٔ رقابت میان هلندی‌ها، فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها در قرون هفدهم و هجدهم، قدرت‌های اروپایی بارها کوشیدند با استفاده از نیروی نظامی و نفوذ اقتصادی کنترل این منطقه را به دست گیرند.

با این حال، برخلاف بسیاری از مناطق دیگر جهان، ایران هرگز به مستعمرهٔ رسمی قدرت‌های اروپایی تبدیل نشد. این واقعیت تاریخی در حالی رخ داد که امپراتوری بریتانیا توانست شبه‌قارهٔ هند و بخش‌های وسیعی از آسیا و آفریقا را تحت سلطهٔ مستقیم خود قرار دهد.

یکی از دلایل این تفاوت را می‌توان در ساختار اجتماعی و تاریخی ایران جست‌وجو کرد؛ جایی که مقاومت در برابر سلطهٔ خارجی نه تنها در سطح دولت بلکه در سطح جامعه نیز ریشه داشته است. شخصیت‌هایی مانند میرمهنا در جنوب ایران و مبارزان دیگری در دوره‌های بعد نشان دادند که جامعهٔ ایرانی در برابر مداخلهٔ خارجی واکنشی قوی و گاه پیش‌بینی‌ناپذیر نشان می‌دهد.

همین مقاومت‌های محلی و مردمی سبب شد که پروژه‌های استعماری در خلیج فارس همواره با دشواری روبه‌رو شوند و قدرت‌های خارجی نتوانند همان الگوی سلطه‌ای را که در مناطق دیگر جهان اجرا کرده بودند در ایران نیز پیاده کنند. به همین دلیل، تاریخ خلیج فارس را می‌توان تاریخ رقابت قدرت‌های جهانی از یک سو و تاریخ مقاومت مردم منطقه از سوی دیگر دانست؛ مقاومتی که بارها مانع تحقق کامل طرح‌های استعماری شده است.

۴درس‌های تاریخ برای سیاست‌های امروز

تحولات اخیر در خلیج فارس بار دیگر این واقعیت را یادآوری می‌کند که این منطقه همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپولیتیک جهان است و هرگونه اقدام نظامی در آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای یک کشور داشته باشد. حضور نظامی قدرت‌های خارجی، رقابت‌های ژئوپولیتیک و تلاش برای اعمال فشار بر کشورهای منطقه نشان می‌دهد که منطق قدرت در سیاست‌های برخی دولت‌ها خصوصاً امپریالیسم آمریکا و متحد جنایتکارش، رژیم صهیونیستی  اسرائیل نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. با این حال، تاریخ خلیج فارس بارها ثابت کرده است که سیاست‌هایی که بر تهدید، جنگ و تحمیل ارادهٔ خارجی استوارند معمولاً به نتایج پایدار نمی‌رسند.

تجربهٔ میرمهنا در جزیرهٔ خارک نمونه‌ای روشن از این حقیقت تاریخی است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد حتی قدرت‌های بزرگ دریایی نیز در برابر مقاومت مردمی و شناخت دقیق از محیط منطقه‌ای آسیب‌پذیر هستند. بسیاری از اندیشمندان تاریخ معتقدند که تاریخ گاه خود را تکرار می‌کند، اما نه به همان شکل نخستین. گفته‌ای مشهور نیز وجود دارد که بر اساس آن تاریخ نخست به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی تکرار می‌شود.

اگر این سخن را به تحولات امروز خلیج فارس تعمیم دهیم، می‌توان گفت که برخی سیاست‌های کنونی یادآور همان الگوهای سلطه‌جویانهٔ گذشته هستند؛ الگوهایی که پیش از این نیز در این منطقه با شکست روبه‌رو شده‌اند. درس اصلی تاریخ خارک و مبارزات میرمهنا این است که سرنوشت خلیج فارس را در نهایت نه ناوگان‌های خارجی بلکه ارادهٔ مردم این سرزمین تعیین می‌کند. از این رو هر قدرتی که بخواهد با تکیه بر زور نظامی یا فشار سیاسی آیندهٔ این منطقه را شکل دهد، ناگزیر با همان واقعیتی روبه‌رو خواهد شد که قدرت‌های استعماری در گذشته تجربه کرده‌اند: مقاومت مردمی که استقلال و حاکمیت خود را به آسانی واگذار نمی‌کنند.

 

کانال تلگرامی صدای مردم 

@sedayemardomdotnet

تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند, ۱۴۰۴ ۱:۵۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!