|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
متن زیر ترجمه سرمقالهای است که مجله اکونومیست در ۱۱ ژوئن منتشر کرده است. این سرمقاله به هزینههای جنگ آمریکا علیه ایران، پیامدهای آن برای بازار جهانی انرژی و چشمانداز توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن میپردازد.
کم ضررترین گزینه بد امریکا در قبال ایران کدام است؟’
ترامپ باید غرورش را غورت بدهد و بپذیرد که به توافق بدتری از قبل از جنگ تن دهد.
دونالد ترامپ در ۱۰ ژوئن بار دیگر ادعا کرد که ایران «کاملاً شکست خورده است». با این حال، تناقض آشکار در این است که همین «قلدر خاورمیانه» که به گفته او «مرده است»، ظاهراً هنوز آنقدر قدرت دارد که به دلیل نپذیرفتن شرایط صلح مورد نظر ترامپ، مستحق مجازات شناخته شود.
واقعیت این است که با وجود بیش از ۱۰۰ روز بمباران و محاصره از سوی قدرتمندترین ابرقدرت نظامی جهان و متحد اسرائیلیاش، حکومت ایران نه تنها فرو نپاشیده، بلکه جسورتر نیز شده است. این هفته، ایران یک بالگرد آمریکایی را سرنگون کرد و موشکهایی به سوی اسرائیل و برخی همسایگان عرب خود در خلیج فارس شلیک کرد. گویی تهران عمداً ترامپ را به چالش میکشد تا آتشبس شکننده کنونی را کنار بگذارد و بار دیگر جنگی تمامعیار را شعلهور سازد.
ترامپ اکنون در تنگنایی سهگانه گرفتار شده است. ایران با تهدید تردد نفتکشها در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را ملتهب کرده است. اسرائیل نیز، برخلاف خواست کاخ سفید، به بمباران لبنان ادامه میدهد. در همین حال، جنگطلبان در آمریکا ترامپ را برای تحقق اهدافی بلندپروازانه و غیرواقعبینانه در این جنگ تحت فشار قرار دادهاند.
سرانجام، یکی از این عوامل ناگزیر باید تغییر کند یا از میان برود. اما آشفتگیای که ترامپ با آغاز این جنگ به وجود آورد، احتمالاً بسیار بیشتر از آنچه بازارها انتظار دارند دوام خواهد داشت. جهان باید خود را برای افزایش بهای انرژی آماده کند.
در داخل ایران نیز چشمانداز چندان روشنی دیده نمیشود. با این حال، به نظر میرسد جنگ موقعیت تندروها، بهویژه سپاه پاسداران، را تقویت کرده و آنان اکنون عملاً ابتکار عمل را در دست دارند. مردم ایران از فقر، تنگدستی و قطع برق رنج میبرند، اما تحولات اخیر نشان میدهد که حاکمان جمهوری اسلامی ترجیح میدهند خطر بازگشت به جنگی تمامعیار را بپذیرند تا اینکه صلحی را بر اساس شرایط مورد نظر ترامپ بپذیرند
ترامپ در آغاز کوشید تنشها را کماهمیت جلوه دهد، اما سپس با صدور دستور حملات تلافیجویانه، به چرخه تشدید درگیری دامن زد؛ اقدامی که ایران را نیز به شلیک موشکهای بیشتری واداشت.
اسرائیل نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. ترامپ برای هموار کردن مسیر دستیابی به توافقی با ایران، خواهان آن است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حملات خود علیه حزبالله لبنان ــ مهمترین نیروی نیابتی ایران در لبنان ــ را کاهش دهد. حتی گفته میشود که او با حمله به بیروت، پایتخت لبنان، مخالفت کرده است.
با این حال، با وجود تأکید رئیسجمهور آمریکا بر اینکه «همه تصمیمها را من میگیرم»، اسرائیل همچنان به گسترش حضور و کنترل خود در جنوب لبنان ادامه میدهد.
بنیامین نتانیاهو نیز در آستانه انتخابات، میکوشد چهرهای مقتدر و سختگیر از خود به نمایش بگذارد. گزارشها حاکی از آن است که گفتوگوهای او با ترامپ روزبهروز پرتنشتر شده و حتی با الفاظ تند همراه بوده است. تندروهای تهران از شکاف میان دو متحد اصلی خود خشنودند.

درصد محبوبیت خالص ترامپ
در همین حال، جنگطلبان در آمریکا خواهان آغاز جنگی تمامعیار علیه ایران هستند؛ از جمله حمله به تأسیسات نفتی این کشور. آنان معتقدند که چنین اقدامی حکومت ایران را وادار خواهد کرد برنامه تسلیحات هستهای خود را کنار بگذارد، ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را تحویل دهد و اجازه ازسرگیری عبور و مرور کشتیها را بدهد.
اما موفقیت چنین راهبردی بعید به نظر میرسد، زیرا ایران همچنان اهرم فشار قدرتمندی بر تنگه هرمز در اختیار دارد. از این رو، مقاومت ترامپ در برابر این خواستهها، تصمیمی واقعبینانهتر به نظر میرسد
قیمت نفت با هر خبر جدید دچار نوسان میشود، اما هنوز به سطحی که در صورت تشدید بحران میتواند تجربه کند، نرسیده است. چین و دیگر واردکنندگان بزرگ انرژی مصرف خود را تعدیل کردهاند، آمریکا و سایر تولیدکنندگان بر میزان تولید افزودهاند و برخی کشورها نیز از ذخایر استراتژیک خود استفاده کردهاند
اما این وضعیت نمیتواند برای مدت طولانی ادامه یابد. با افزایش تقاضا برای بنزین و سوخت هواپیما در تابستان و کاهش ذخایر انرژی بسیاری از کشورها (به استثنای چین) تا پاییز، بحران انرژی میتواند ابعاد بسیار دردناکتری پیدا کند
رأیدهندگان آمریکایی که افزایش قیمت سوخت را مستقیماً در زندگی روزمره خود احساس خواهند کرد، ممکن است در انتخابات میاندورهای نوامبر، جمهوریخواهان را تنبیه کنند
بنابراین، ترامپ ناگزیر است با ایران به توافق برسد. دیگر باید رؤیای بازگشت به شرایط پیش از جنگ را کنار گذاشت؛ چه رسد به دستیابی به توافقی مشابه برجام ۲۰۱۵ که باراک اوباما برای مهار برنامه هستهای ایران منعقد کرد و خود ترامپ بعدها از آن خارج شد.
بهترین سناریویی که اکنون میتوان برای واشنگتن متصور شد، دستیابی به توافقی موقت و شکننده است؛ توافقی که به بازگشایی تنگه هرمز و برقراری آتشبسی پایدارتر بینجامد و شاید در نهایت راه را برای صلحی باثبات هموار کند.
دستیابی به چنین توافقی مستلزم ارائه مشوقهای اقتصادی خواهد بود و تهدید به توسل به زور نیز همچنان در پسزمینه باقی خواهد ماند. با این حال، چانهزنی بر سر برنامه هستهای ایران احتمالاً باید به زمانی دیگر موکول شود.
چنین توافقی نه برای آمریکا افتخارآمیز خواهد بود و نه از بیثباتی مصون. با این همه، در میان گزینههای واقعبینانه موجود، کمهزینهترین و کمضررترین گزینه به شمار میرود.
با وجود همه رؤیاهای ترامپ برای جشن گرفتن پیروزی، جنگ علیه ایران برای آمریکا هزینهای سنگین به همراه داشته است
لینک منبع:
Donald Trump’s least bad option in Iran
https://economist.com/leaders/2026/06/10/donald-trumps-least-bad-option-in-iran
from The Economist



