|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
با تعطیلی ناگهانی کارخانه «سرجینبافت» و بلاتکلیفی ۳۵۰ کارگر، مسئله فقط یک بحران مزدی یا مدیریتی نیست؛ این تعطیلی ضربهای مستقیم به بخشی از نیروی کار است که سالها ستون اصلی واحدهای ریسندگی و نساجی در ایران بودهاند. در بسیاری از خطوط تولید، بهویژه در بخش ریسندگی، زنان حضور پررنگی دارند؛ حضوری که ریشههای آن نه فقط در ضرورتهای اقتصادی، بلکه در یک پیشینه تاریخی و اجتماعی طولانی نهفته است.
ریسندگی در جوامع سنتی، بخشی از اقتصاد خانوار به شمار میرفت؛ کاری که امکان انجام آن در خانه و در کنار مراقبت از کودکان را فراهم میکرد و به زنان اجازه میداد در تأمین معاش خانواده نقش داشته باشند. این تقسیم کار تاریخی بعدها در ساختار صنعتی نیز بازتولید شد و بسیاری از زنان، بهویژه زنان خانوادههای کارگری، نخستین فرصتهای اشتغال خود را در کارگاهها و کارخانههای ریسندگی و بافندگی یافتند؛ جایی که مهارتهای سنتی آنان به نیروی کار صنعتی تبدیل شد.
به همین دلیل، تعطیلی واحدهایی مانند سرجینبافت تنها به معنای توقف تولید نیست، بلکه به معنای از بین رفتن یکی از معدود فرصتهای اشتغال پایدار برای زنان کارگر است؛ زنانی که بسیاری از آنان سرپرست خانوار و مستأجر هستند. بسیاری از این خانوادهها اکنون با سه ماه حقوق و حق بیمه معوق، در شرایطی نامعلوم به سر میبرند و ادامه تعطیلی کارخانه، تأمین ابتداییترین هزینههای زندگی را برای آنان دشوار کرده است. از دست رفتن شغل برای این گروه، تنها به معنای قطع درآمد نیست، بلکه محروم شدن از بیمه، امنیت شغلی و یکی از معدود مسیرهای مشارکت اقتصادی، بهویژه برای زنان شاغل در صنعت نساجی، را نیز در پی دارد
در میان ۳۵۰ کارگر سرجینبافت، شمار قابل توجهی را زنان تشکیل میدهند که بسیاری از آنان سرپرست خانوار و مستأجر هستند. این زنان، که سالها یکی از ارکان اصلی تولید در صنعت نساجی بودهاند، اکنون در کنار سایر همکاران خود با سه ماه حقوق و حق بیمه معوق و تعطیلی کامل کارخانه، با آیندهای نامعلوم روبهرو شدهاند. تجربههای مکرر نشان میدهد که در زمان بحران، ناامنی شغلی و پیامدهای اقتصادی تعطیلی واحدهای تولیدی، بیش از همه بر دوش زنان کارگر و خانوادههایشان سنگینی میکند.
کارگران سرجینبافت میگویند در حالی که استانداری، اداره کار و دستگاه قضایی از پیگیری موضوع خبر میدهند، بلاتکلیفی چندروزه برای خانوادههایی که سه ماه است حقوقی دریافت نکردهاند، قابل تحمل نیست. به گفته آنان، کارگران طی روزهای اخیر مقابل استانداری و اداره کار تجمع کردهاند، اما هنوز پاسخ روشنی درباره سرنوشت کارخانه دریافت نکردهاند. این کارگران میپرسند چگونه میتوان در شرایط دشوار اقتصادی، بدون دریافت حقوق، هزینههای زندگی و نیازهای ابتدایی خانواده را تأمین کرد و خواستار اقدام فوری مسئولان برای تعیین تکلیف کارخانه و بازگشت به کار هستند.
تعطیلی سرجینبافت در پی اعتراض صنفی کارگران این واحد به عدم پرداخت سه ماه حقوق و حق بیمه رخ داد؛ اقدامی که با توقف کامل فعالیت کارخانه، حدود ۳۵۰ کارگر را در وضعیت بلاتکلیف قرار داده است. اکنون آنچه کارگران انتظار دارند، نه وعدههای تازه، بلکه پرداخت مطالبات معوق، تعیین تکلیف وضعیت کارخانه و بازگشت به کار است.



