سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ تیر, ۱۴۰۵ ۰۱:۱۷

سه شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۱۷

پایه های لرزان امپراطوری و جهانی که دیگر فرمان نمی برد!

م-نوید: تهاجم اخیر آمریکا علیه ایران تا کنون با شکستی فاحش مواجه شده است. این حمله در راستای کلان‌پروژهٔ آمریکایی‌ها برای «پس گرفتن ایران» رخ داد؛ پروژه‌ای که از فردای انقلاب بهمن ۱۳۵۷ روی باز گرداندن مجدد ایران به مدار غرب، برنامه ریزی شده بود. از کودتای نوژه گرفته  تا جنگ تحمیلی صدام علیه ایران،همه درراستای تحقق همین هدف، صورت گرفت.
Getting your Trinity Audio player ready...

این مقاله در پنج بخش تنظیم شده است. بخش نخست را در ادامه ملاحظه می‌کنید.

مقدمه

پس از جلوس پادشاه ترامپ بر تخت امپراتوری آمریکا در دور دوم، در مقاله‌ای مفصل با عنوان «تکانه‌های انتخاب ترامپ در منطقه و جهان» و با زیرعنوان «پادشاه بر تخت می‌نشیند»، به پیامدهای احتمالی این انتخاب پرداختیم. ترامپ با آنتی‌تز جهانی‌سازی، با شگرد پوپولیسم راست، و با مردمی که در پایین پیرامون «دال تهی ماگا» گرد آورده بود، کاخ سفید را تسخیر کرد. هرکس از ظن خود یار جنبش ماگا و ترامپ شده بود. هم در بازهٔ انتخابات آمریکا و هم در بازنمود این تسخیر در کاخ سفید، شاهد تیمی نامتجانس با تفکرها و ایدئولوژی‌های متناقض بودیم: طیفی که تبار برخی از آنان به تکنولوژی‌های نوین درهٔ سیلیکون‌ولی می‌رسید و نمایندهٔ پرسر و صدای آن ایلان ماسک بود… و سوی دیگر، نمایندگان بخش سنتی جمهوری‌خواهان و بلوک نظامی–نفتی

در چنین فضای غبارآلودی، برخی دیگر از شاخص‌ترین تکنوفئودال‌ها و فناوران میلیاردر، همچون زاکربرگ (مالک فیس‌بوک، اینستاگرام و واتساپ) و جف بزوس (مالک آمازون)، تحت تأثیر ایدئولوگ و مقتدای خود، پیتر تیل، به خیال آنکه در سایهٔ ترامپ و با فاصله‌گیری از سیاست سنتی حزب دموکرات می‌توانند از اسب چموش قدرت در امپراتوری آمریکا سواری بگیرند، شرمگینانه به کمپین انتخاباتی ترامپ پیوستند. ترامپ و حزب جمهوری‌خواه با چنین ساز و برگی پیروز انتخابات شدند و از ژانویهٔ ۲۰۲۵ رسماً فرمان هدایت آمریکا، و بلکه جهان، را به دست گرفتند.

اما این ائتلاف مصلحتی دیری نپایید. همان‌گونه که در مطلب قبلی متذکر شده بودیم، سواری از اسب عاریتی که در بازهٔ انتخاباتی زین می‌شود، همواره ریسک بالایی دارد. ساختار پنهان قدرت در آمریکا و در حزب حامی ترامپ، فرصت موج‌سواری بیشتر را از لیبرتارین‌های سایبری گرفت. این اتفاق زودتر از آنچه تصور می‌شد، با حذف نماد حامیان یعنی ایلان ماسک روی داد و همفکران پیتر تیل نتوانستند جایگاهی جدی در ساختار قدرت آمریکا پیدا کنند. اقتصاد سیاسی آمریکا منطق بی‌رحم خود را به کرسی نشاند: این نظامی–نفتی‌ها بودند که با تجربهٔ بیش از یک قرن قدرت‌مداری و در دوربرگردان ضدجهانی‌سازی ترامپ، بخت آن را یافتند که دست بالا را در کاخ سفید به دست آورند.

رویای پیتر تیل و همفکرانش در طیف لیبرتارین‌های سایبری، خداحافظی با نقش حدّاکثری دولت در ایالات متحده به‌مثابه دولت‌های باستانی بود. اما برخلاف تصور آنان، پرده‌ای دیگر از نمایش قدرت در آمریکا با ظهور ترامپ دوم بر صحنه بود: روح دولت باستانی در کالبد امپراتور ترامپ حلول کرده بود. ماشین امضای پادشاه برای رام کردن جهان ناآرام به کار افتاده بود.

الف ـ امپراتور ترامپ و کارنامهٔ دستاوردها و ناکامی‌ها

دستاوردهای پسینی دولت ترامپ هیچ نسبتی با وعده‌ها و برنامه‌های ادعایی پیشینی و انتخاباتی او ندارد.

۱. ترامپ، جنگ اوکراین و نافرمانی اروپا

تمام تلاش یک‌سالهٔ ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین، معطوف به دکترین کیسینجر بود: جلوگیری از نزدیک شدن روسیه به چین. ترامپ کوشید با تشویق زلنسکی به دادن امتیازات سرزمینی به روسیه و هم‌زمان تصاحب منابع معدنی و کمیاب اوکراین، این هدف را محقق کند. دور زدن اروپا توسط ترامپ بر کشورهای مهم اروپایی گران آمد. انگلیس، آلمان و فرانسه تمام تلاش خود را کردند تا چنین صلحی سر نگیرد.

زلنسکی که با دستانی تهی و خالی از دستاورد، و هم‌زمان با پیشنهاد دو پیشکش بزرگ (سرزمین برای روسیه و منابع معدنی برای آمریکا)، پیشاپیش خود را شرمسار تاریخ می‌دید، به نصیحت اروپا گوش سپرد و با دل بستن به وعده‌های اروپاییان، این جنگ بی‌چشم‌انداز و بی‌حاصل را ادامه داد. تیر ترامپ برای خاتمهٔ جنگ اوکراین به سنگ خورد. او اگرچه با شعار «جنگ اوکراین جنگ ما نیست» از حمایت مستقیم عقب نشست، اما با ترفند صدور سلاح به اروپا برای جنگ اوکراین، کام کمپانی‌های اسلحه و مجتمع‌های نظامی–صنعتی آمریکا را شیرین ساخت.

۲. ترامپ و بقیهٔ جهان (جنگ تعرفه‌ها)

با استقرار ترامپ در کاخ سفید، او دون‌کیشوت‌وار تیغ تعرفه‌ها را از نیام برکشید و جهانی را به مبارزه طلبید؛ جهانی که حاصل نیم‌قرن جهانی‌سازی افراطی و سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بود. جهانی که بر مدار کلان‌روایت لیبرال‌دموکراسی و افسانهٔ تجارت آزاد و «دست پنهان بازار» استوار بود و نوید سرمایه‌داری بدون اصطکاک بیل‌گیتسی و پایان تاریخ فوکویامایی را می‌داد.

تیغ تعرفه‌ای ترامپ که ابتدا متحدان سنتی آمریکا را نشانه رفته بود، در اکثر موارد ـ خصوصاً در چین ـ به‌شدت کند شد. ترامپ در بسیاری از موارد مجبور به تعدیل و عقب‌نشینی شد. دولت‌های اروپایی طبق معمول در برابر جنگ تعرفه‌ای ترامپ عقب نشستند و به معاهدهٔ ننگین تجاری گردن نهادند. اما به نظر نمی‌رسد این جنگ تعرفه‌ای، همراه با معافیت‌های مالیاتی گسترده، توانسته باشد درد نیم‌قرن صنعت‌زدایی از آمریکا را درمان کند یا آمریکا را، به‌زعم ترامپ و حامیان جنبش ماگا، در مسیر «عظمت دوباره» قرار دهد.

**۳. ربایش مادورو و اعتمادبه‌نفس ناشی از حس کاذب پیروزی

«دکترین مونرو» یا شترگاوپلنگ «دکترین دنرو»**

پیش از حملهٔ تجاوزکارانهٔ آمریکا به ایران، دو پیش‌فرض وجود داشت که بر اساس آن‌ها تحلیل می‌شد آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد:

پیش‌فرض اول: تضاد اصلی آمریکا با قدرت رقیب یعنی چین است و بنابراین آمریکا به‌تدریج از خاورمیانه عقب خواهد کشید و در سال‌های آتی بر شرق آسیا متمرکز خواهد شد.

پیش‌فرض دوم: متناظر دانستن دکترین ترامپ در قرن بیست‌ویکم با دکترین مونرو در قرن نوزدهم؛ این کلیشه می‌خواست القا کند که آمریکای ترامپ تنها نیم‌کرهٔ غربی را می‌خواهد و با بقیهٔ جهان کاری ندارد.

اما مقایسهٔ آمریکای تازه به دوران رسیده، با آرمانهای استقلال خواهانه و انزواطلبانهٔ قرن نوزدهم قیاسی مع‌الفارق بود. چرا که آمریکا ی امروز با دلار جهان روا و شرکت های چند ملیتی که در حال استخراج رانت امپریالیستی، از منابع و نیروی کار جنوب جهانی اند، آمریکایی که امروز، با بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان، وظیفه حفاظت از سلطه دلار و همچنین جریان یک طرفه دلار،از پیرامون به مرکز امپراطوری را دارد، با آمریکای دیروز(قرن نوزدهم )به عنوان قدرتی نوظهور،قابل مقایسه نیست.

ترامپ نیز بر همین تفاوت انگشت گذاشت و دکترین خود را «دنرو» نامید. پیش‌تر در مقاله‌ای دربارهٔ جنگ ۱۲ روزه اشاره شده بود که رویارویی آمریکا و چین در این مرحله لزوماً در شرق آسیا رخ نخواهد داد و چه‌بسا برای اخلال در مسیر انرژیِ خاورمیانه به چین، در همین منطقه اتفاق بیفتد.

موفقیت عملیات تروریستی دولت ترامپ در ربایش رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا و تصاحب نفت این کشور، این طمع خام را در سر ترامپ انداخت که همین الگو شاید در ایران نیز قابل تکرار باشد.

۴. ترامپ و جنگ تجاوزکارانه علیه ایران و عدم همراهی جهان

طرح خام اما بلندپروازانهٔ ترامپ برای تصاحب غنیمتی بی‌بدیل، ایران، آن هم با حمله‌ای برق‌آسا، در صورت موفقیت می‌توانست آمریکا‌ی در حال افول را برای مدتی طولانی از رقیب قوی و نوپدید یعنی چین جلو بیندازد و اشتهای آمریکا برای بلعیدن گرینلند و کانادا را دوچندان کند.

اما پس از ضدحملهٔ حیرت‌آور ایران و گیر افتادن پای متجاوزان در باتلاق ایران و تنگهٔ هرمز، آمریکا که می‌خواست به‌تنهایی ایران را از آن خود کند، ناگهان خود را در برابر ضدحملهٔ ایران و گسترش افقی جنگ تنها یافت. نه اروپا، نه ناتو، نه ژاپن، کره، استرالیا و نه حتی کشورهای مهم حاشیهٔ جنوبی خلیج فارس حاضر به همراهی و کمک مستقیم با آمریکا و یا همراهی با وی در جنگ علیه ایران نشدند.

تهاجم اخیر آمریکا علیه ایران تا کنون با شکستی فاحش مواجه شده است. این حمله در راستای کلان‌پروژهٔ آمریکایی‌ها برای «پس گرفتن ایران» رخ داد؛ پروژه‌ای که از فردای انقلاب بهمن ۱۳۵۷ روی باز گرداندن مجدد ایران به مدار غرب، برنامه ریزی شده بود. از کودتای نوژه گرفته  تا جنگ تحمیلی صدام علیه ایران،همه درراستای تحقق همین هدف، صورت گرفت.

پس از فروپاشی شوروی، آمریکا و غرب در مواجهه با جهان غیرغرب، از جمله ایران، به‌جای استراتژی تسخیر از بیرون، راهبرد استحاله از درون را در پیش گرفت. این راهبرد اگرچه سه دهه (۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰) به طول انجامید و توانست کلان‌روایت مدینهٔ فاضلهٔ لیبرال‌دموکراسی و فانتزی رؤیای آمریکایی را در ذهن طبقهٔ متوسط ایرانی هژمونیک کند، اما انقلاب ضد امپریالیستی مردم ایران آن‌قدر ریشه‌دار بود که تحقق ضدانقلاب رنگی در ایران، برخلاف نمونه‌های موفق در سایر نقاط جهان،  به عمر طلایی لیبرال‌دموکراسی در جهان قد ندهد. این ترامپ دوم بود که ناقوس مرگ لیبرال‌دموکراسی و پایان نیم‌قرن جهانی‌سازی را به صدا درآورد.

ادامه دارد

۲۵خرداد۱۴۰۴

تاریخ انتشار : ۶ تیر, ۱۴۰۵ ۷:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پنجره‌ای به غرور

هشت‌تیر، داداش‌حیدر و شعرهایش

برای پدربزرگم

شناخت از بهروز ارمغانی در پانزده پرده

اَبرسیاست: سیاسی‌سازی مفرط بدون پیامدهای سیاسی

جامعه‌ی مدنی در وضعیت «نه جنگ و نه صلح»: تحلیل یک تعلیق تاریخی