|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
نوجوان بود و سری پر شور داشت و دلی عاشق.
جوان شد و حریف شهر و رفیق راه بیپایان.
و زود بزرگ شد. و زود جای یافت در میان همکاران.
عاشق بود. عاشق مردمانی که بیشترشان را نه میشناخت و نه دیده بود. و عاشق زنی شد. عاشقانه به همسری آن زن رسید.
و عاشق مبارزه برای عدالت.
به چریکهای فدایی هم عشق بست. تفنگ به دست نگرفت البت.
فرزند نخست را ندیده به زندانش انداختند. یک نیمروز گرم آغاجاری به خانهاش ریختند شبخواهان ساواک شاهنشاهی. و کشاندند او را به زندان.
تابستان سال ۵۷ خورشیدی پس از دو سال از زندان به در آمد. با همان لبخند. همان که هر که را به لبخند وامیداشت.
با همهی آن شور و عشق به میان مردم بیرون از زندان، به میان همکاران،
به کار بازگشت. جای او خالی مانده بود.
و اعتصاب شد. و انقلاب شد. و سازمان چریکهای فدایی خلق از حلقههای کوچک رها شد و سراسری.
و ممد در سراسریشدن سازمان و سازماندهی فعالان کارگری کوشا، نقش برجستهای داشت. مسئول کارگری خوزستان و عضو کمیته شهر اهواز شد.
و باز، و اینبار شبانه، شبجویان حکومت اسلامی او را در اهواز ربوده به بند کشاندند. در سال ۱۳۶۲ خورشیدی.
از زندان حکومت اسلامی هم بهدر آمد روزی. اجازه نیافت ولی اینبار به کار خود، به میان همکاران پیشین خود بازگردد.
ممد اما پا پس نکشید از آرمانهاش، از عشق به مردم و مبارزه برای عدالت.
نه حکومت شاهنشاهی و نه حکومت اسلامی نتوانستند او را از راه بیندازند. بیماری اما.
ممد بیمار شد و جانش تکیده.
و روزی، شاید برای درمان، به فرزندان خود در امریکا پیوست.
ممد دو روز پیشتر در امریکا تن به شکست از بیماری داد و از راه ایستاد.
در اندوه مرگ ممد، محمد کیانپور، همراه همسر گرامیاش، رفیق راه ممد، فرزندان، بستگان و دوستان بیشمار او هستیم.
یاد و خاطرهاش گرامی و نامش ماندگار باد
دبیرخانۀ شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
دوشنبه ۱۹ مرداد، ۱۴۰۵ (۱۰ اگوست ۲۰۲۶ میلادی)



