سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۴۲

پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۲

۱۹۶۸ بعضی ها چریک شدند ، بعضی ها هیپی و بودیست

پیرامون او اشاره میشود که در سال 1968 در جنبش دانشجویی اروپا، بعضی ها مانند او دنبال بودیسم و بگوان رفتند و گروه دیگر به سازمانهای چریک شهری پیوستند. وی بعدها متهم شد که به جای فلسفه بافی، اسطوره گرایی میکند. اسلوترداک نه نویسنده ای فلسفی بلکه خالق اسطوره هاست ؛ اسطوره هایی که تحت تاثیر زمان هستی گرایی بودند.

Getting your Trinity Audio player ready...


چپ ها میگویند از کسیکه خود را شاگرد نیچه و هایدگر بداند چه انتظاری میتوان داشت؟ اسلوترداک فیلسوف آلمانی و متولد ۱۹۴۷، همچون نیچه، فیلسوف را، پزشک، پرستار، و مواظب فرهنگ زمان خود میداند. در نظر او فلسفه یعنی از خطر نهراسیدن و دل بدریا زدن. او چون لائوتسه میگوید که راه نقد از نقد راه میگذرد.

او بیشتر یک فیلسوف فرانسوی است تا یک متفکر آلمانی. او میگوید انسان موجودی ناقص نیست بلکه حیوانی است عادتگرا. اسلوترداک مدعی است که فرهنگ اروپا با اشعار خشونت آمیز هومر شاعر یونانی شروع شد چون او ۲۷۰۰ سال پیش در کتاب الیاس خشم را به آواز درآورد.

ماتریالیسم دینوزیوسیستی اسلوترداک کوششی است برای نزدیکی جریانات پسامارکسیستی و پسا نیچه ای. او میگوید تفکر از خطر بوجود می آید، از بی خطری افکاری متعادل و بی ارزش زاییده میشود. پس عظمت و اهمیت یک فیلسوف به خطر ناشی از محتوای آثارش وابسته است.

پیتر اسلوترداک در سال ۱۹۹۹ در آلمان از طریق بحث و مخالفت با نظرات هابرماس در رسانه ها معروف شد. در آثار او خواننده با مباحث فلسفی و ادبی و روانپژوهی و سیاسی و اسطوره ای و شبه علمی آشنا میشود. بعضی ها او را به طنز، فیلسوفی رسانه ای و یکی از چپهای الهی و آسمانی بشمار می آورند. در میان فیلسوفان آلمانی او از همه فرانسوی تر است. در فلسفه فرانسه او زیر تعثیر آثار فوکو و دلوژ و دریدا قرار دارد.

پیرامون او اشاره میشود که در سال ۱۹۶۸ در جنبش دانشجویی اروپا، بعضی ها مانند او دنبال بودیسم و بگوان رفتند و گروه دیگر به سازمانهای چریک شهری پیوستند. وی بعدها متهم شد که به جای فلسفه بافی، اسطوره گرایی میکند. اسلوترداک نه نویسنده ای فلسفی بلکه خالق اسطوره هاست ؛ اسطوره هایی که تحت تاثیر زمان هستی گرایی بودند.

بیوگرافی نویسان ریشه تفکر اسلوترداک را در سنت بلوخ و آدرنو و هورکهایمر و بن و کانتی و یونگر و گونتر میدانند. او نیچه گرایی نو است. آثارش گرچه طنزآمیز و اغراق گرایانه ولی پیچیده و مشکل هستند. اسلوترداک گاهی به خردگریزی و عرفان گرایی متهم شده.

او بجای پرسش انسان چیست، میپرسد انسان کجاست؟ این سئوال مکان شناسی او هم نیچه ای و هم هایدگری است. اسلوترداک را میتوان فیلسوفی از نسل دوم مکتب فرانفکفورت دانست. او در زندگی گرایی خردگریزانه، شاگرد نیچه و مدافع فلسفه کلبی شیلر است.

اسلوترداک مدعی است که فلسفه کلبی موجب آزادی فرد میگردد. این نوع فلسفه او ریشه در بشاشیت فلسفه هاینه و نیچه، طنز نا امید کیرکگارد، و بخشی از فلسفه اگزستنسیالیستی هایدگر دارد. او هستی شناسی هایدگر را از نوع کلبی یونانی میداند. مسیر رشد فکری اسلوترداک تاکنون از فلسفه کلبی به فلسفه رواقی بوده است گرچه میگوید که از طریق رسانه ها، جهان حقیقی به جهان شبه افسانه ها تبدیل شده است.

اسلوترداک اندیشه پست مدرن را پساکپرنیکی معنی میکند. او به تقلید از آدرنو میگوید هنر جایی است که در آنجا اقشار خاص و عام با هم دیدار میکنند. مورخین فلسفه او را از تبار مارکس و نیچه و فروید و آدرنو و هایدگر و لاکان و فوکو و دلوژ و تفکر فرانسوی و اندیشه آسیای شرقی بحساب می آورند. اسلوترداک در نظریه انتقادی آلمانی مکتب فرانکفورت در ردیف هابرماس و آدرنو قرار میگیرد.

او گلوبالیسم را فاصله گرفتن از مرکز و نزدیک شدن به مرزهای امپریالیستی پیشین میداند. وی مدعی است که تروریسم بخشی از دانش هومانیستی است که ارتجاعی شده چون مبارزه ایست خرد گریز و رمانتیک. در نظر اسلوترداک جنجال رسانه ای نوعی تولید فکری روشنگری است. وی مدعی است که در تمام ادیان ابراهیمی از خشم سخن رفته چون در زمان جنگ اشتغال کامل بوجود می آید. در نظر او انسان جدید زمان ما در فضای التقاطی سرخورده گی روشنفکری و دلقک بازی رسانه ای زندگی میکند. نیهلیسم غربی نقطه اوج متافیزیک اروپایی است و نیهلیسم، بیان فلسفی عصر ما یعنی عصر مدرن صنعتی است.

او هر نقدی را ناکامل و غیرصادقانه میداند. عصر فعلی به گفته او عصر پست هومانیست میباشد. اسلوترداک زبان را خانه هستی میداند. در نظر او نقد از پارازیت های زندگی تغذیه میکند. او در جستجوی روشنگری است ولی بدون نقد و انتقاد. رسانه های مدرن فقط مشغول سرگرم کردن انسان هستند چون پیام و آموزشی ندارند و فقط اشتهای مصرف را زیاد میکنند و انسان را همچون دین بودیسم در عالم خلسه به جهان فردگرایی گروهی عادت میدهند. در مکتب هومانیسم در گذشته انسان از طریق نوشته دوستدار انسان میشد ولی رسانه های امروزی فقط اشتهای مصرف را در انسان زنده میکنند.

در کتاب ” تحقیر توده ها ” او از آزادی فرد دفاع میکند. اسلوترداک نیز مانند هابرماس به مبارز با بدبینی فرهنگی نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت میپردازد. او با اشاره به نیچه میگوید که انسان فلسفه کلبی گرچه غیرسیاسی ولی دوستدار زندگی است. اسلوترداک زیر تاثیر کتاب”دانش فرحبخش” نیچه بود. او مدعی است که تئوری در زمان یونان باستان موجب فرحبخشی و نظریه در زمان فعلی موجب تعجب و سرخورده گی انسان شد. وی میگوید که موضوع اصلی حاضر این نیست که زمین به دور خورشید بلکه چگونه پول به دور زمین می چرخد.

اسلوترداک مدعی است که سقراط خالق نظریه انتقادی و افلاتون خالق نظریه سیاست در زندگی بود. امروزه اشاره میشود که نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت مخصوصا تفکر مسیحایی آدرنو و بلوخ، فنومنولوگی هایدگر، ساختارگرایی لوی اشتراوس، و روانشناسی لاکان و فوکو و دریدا، تاثیر مهمی روی اندیشه اسلوترداک داشته اند.

از جمله آثار او – فیلسوفان روی صحنه تئاتر، توهین به توده ها، تولد یعنی دیدار با زبان، بیگانگی جهان، مقررات پارک انسانی، و در فضای درونی و جهانی سرمایه، هستند.

نصرت شاد

تاریخ انتشار : ۲۴ فروردین, ۱۳۹۴ ۲:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند

تفسیرها پیر می‌شوند

۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی

بیمه‌های اجتماعی قابل‌اعتمادترند یا طلا؟