سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۰۵

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۵

ایران با تهی شدن استعدادها و فرار مغزها روبرو است!

مریم میرزاخانی تنها نمونه‌ای از این نخبگان است که راه مهاجرت را برگزید و امروز در ۳٨ سالگی عنوان استاد تمام دانشگاه استنفورد در امریکا را دارد و اولین زنی است که بالاترین نشان علمی ریاضی را دریافت کرده است. به دیگر سخن، او این امکان را یافت که بر صدر نشیند و قدر ببیند، اما نه در ایران که زادگاه اوست و توانایی‌هایش در آن‌جا به بار نشسته است.

مریم میرزاخانی هفته‌ی گذشته مدال «فیلدز» در کنگره‌ی جهانی ریاضیات را دریافت کرد. جایزه‌ای که به نوبل ریاضیات مشهور است و در عمر ۷۸ ساله‌ی این جایزه، برای نخستین بار به یک زن تعلق گرفت. این موفقیت

موجب شد که بسیاری از رسانه ها و شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی نام او را سر تیتر صفحات خود کنند و جمع بسیار کثیری از شخصیت‌های علمی و سیاسی جهان نیز به او پیام تبریک بفرستند. حسن روحانی از جمله آن ها بود. او در سایت رسمی نهاد ریاست جمهوری ضمن تبریک به مریم میرزاخانی، نوشت که ایرانیان می توانند به این که اولین زن برنده‌ی جایزه فیلدز ازهم‌وطنان آنان است ببالند. او در ادامه مطرح کرد: “آری شایستگان باید بر صدر نشینند و قدر ببینند”.

اهداء جایزه فیلدز به مریم میرزاخانی نشان می دهد که شایستگان ایرانی در سطح جهانی بر صدر می نشینند و قدر می بینند. از حسن روحانی باید پرسید آیا در جمهوری اسلامی هم شایستگان بر صدر می نشینند و قدر می ببینند؟ آیا رژیم ایران برای نخبگان کشور امکانات لازم را فراهم می کنند که شایستگی خود را پرورش و بروز دهند؟ آیا برای ماندن چنین شایستگانی در ایران، تلاش ضرور صورت می گیرد؟ و یا این که شایستگان کشور به جهت شرایط نامناسب، مجبور به مهاجرت می شوند و تعدادی از آن ها هم که در کشور مانده‌اند به اسارت کشیده می شوند؟

مریم میرزاخانی اولین کسی بود که دو بار مدال طلا از المپیاد دریافت کرد و اولین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی نمره‌ی کامل گرفت. اما او تنها فردی نیست که مدال المپیاد دریافت کرده است. سال ها است که جوانان ایران در المپیادهای مختلف به ویژه المپیاد ریاضی برنده‌ی مدال طلا می شوند. اما رقم بالائی از آن ها کشور را ترک می کنند. طبق آمار رسمی که در سال ۱۳۹۱ از طرف «پژوهشکده رویان» جهاد دانشگاهی ارائه شده، در ۱۴سال گذشته ۶۴ درصد دانش اموزان ایرانیِ مدال‌آور المپیاد از ایران مهاجرت کرده اند. بنا به نوشته‌ی هفته‌نامه‌ی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ایران، در سال ۱۳۹۱ از بین ۱۲۵ دانش‌آموز ایرانی که ظرف سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، ۹۰ تن از آنان در امریکا مشغول تحصیل اند. بنابر آمار مجلس شورای اسلامی ۶۰ هزار تن از ایرانیانی که در سال ۱۳۸۹مهاجرت کرده اند یا جزء نخبگانی بوده اند که مقام هایی در المپیادهای علمی داشته اند یا جزء نفرات برتر کنکور و دانشگاه ها.

از میان نخبگانی که در سال های گذشته در ایران ماندند، تعدادی سر از زندان ها در آوردند. میترا عالی، دانشجوی نخبه کارشناسی ارشد رشته بیومتریال دانشگاه صنعتی شریف، پس از انتخابات ۸۸ بازداشت شد. او رتبه ۷ کنکور کارشناسی ارشد و عضو بنیاد ملی نخبگان بود. امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی با گرایش لیزر در دانشگاه تگزاس آمریکا و برگزیده المپیاد فیزیک، به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. او در بهمن ماه سال ۸۹ به ایران سفر کرد و هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت شد و هم‌چنان زندانی است. امید کوکبی دلیل بازداشت خود را در نامه‌‌‌ای خطاب به یکی از دوستان‌اش “رد پیشنهادهای مختلف برای مدیریت و کار در پروژه‌های فنی مراکز امنیتی- نطامی” اعلام کرده و نوشته است که صبح روز بازداشتش به سازمان انرژی اتمی ایران دعوت شده و در آن‌جا برای آخرین بار پیشنهاد همکاری را رد کرده است. علی اکبر محمدزاده دانشجوی نخبه‌ی دانشگاه شریف هم پس از اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بازداشت و به ۶ سال حبس محکوم شد. امین نیایی‌فر به اتهام توهین به احمدی‌نژاد در دادسرای اوین شلاق خورد و مدتی را در اوین زندانی بود. او دانشجوی ممتاز رشته مهندسی مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. احسان عبده تبریزی، دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه دورهام انگلستان به خاطر حضور در تجمع‌های اعتراضی ایرانیان خارج از کشور در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در لندن به پنج سال زندان محکوم شد. سروش ثابت، برنده‌‌ی مدال برنز المپیاد کامپیوتر سال ۱۳۸۱، نفر دوم المپیاد خوارزمی در رشته‌ی‌ ریاضی سال ۱۳۸۱ و رتبه‌ اول کنکور کارشناسی ارشد سال ۱۳۸۸، دو سال حکم زندان گرفت.

مواردی که برشمرده شدند، نمونه هائی از برخورد رژیم ایران با نخبگان کشور است. بسیاری از نخبگان کشور به جای این که قدر ببینند و در صدر بنشینند و در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی به کار تدریس و پژوهش بپردازند و بر ثروت علمی کشور بیافزایند، یا در اسارت‌گاه های رژیم سال های جوانی خود را از دست می دهند، یا در پی آینده‌ای روشن‌تر و دست‌یابی به امکانات بهتر برای تحقیق و پژوهش، رنج مهاجرت را بر خود تحمیل می‌کنند. مریم میرزاخانی تنها نمونه‌ای از این نخبگان است که راه مهاجرت را برگزید و امروز در ۳۸ سالگی عنوان استاد تمام دانشگاه استنفورد در امریکا را دارد و اولین زنی است که بالاترین نشان علمی ریاضی را دریافت کرده است. به دیگر سخن، او این امکان را یافت که بر صدر نشیند و قدر ببیند، اما نه در ایران که زادگاه اوست و توانایی‌هایش در آن‌جا به بار نشسته است.

متأسفانه معضلات جامعه‌ی ما در این زمینه فقط به نخبگان برحسته و صاحب مقام‌های علمی خاص ختم نمی‌شود، ایران با مسئله جدی تهی شدن استعدادها و فرار مغزها مواجه است. بر اساس نتیجه تحقیقاتی صندوق بین المللی پول در سال ۲۰۰۹، ایران در میان ۹۱ کشور توسعه یافته و توسعه نیافته بیشترین میزان فرار مغزها را به خود اختصاص داده است. به طوری که در حال حاضر ۲۵۰ هزار مهندس و فیزیکدان ایرانی و بیش از ۱۷۰ هزار ایرانی با مدارک علمی بالا در ایالات متحده آمریکا زندگی می کنند. به گفته‌ی دکتر رضا فرجی دانا (وزیر علوم): “هر سال ۱۵۰ هزار تن از نخبگان ایران، کشور را ترک می کنند.” یعنی ماهی ۱۲ هزار و ۵۰۰ تن یا روزی ۴۱۰ تن از نخبگان کشور بدون قصد بازگشت به خارج سفر می‌کنند؛ سفر بدون بازگشتی که به گفته‌ی وزیر علوم، باعث می‌شود سالانه ۱۵۰ میلیارد دلار به کشورهای دیگر کمک کنیم و خودمان ضرر ببینیم. یعنی برای هر یک دانش آموخته‌ی مهاجرت کرده، یک میلیون دلار.

مسائل و ارقام ذکر شده نشان می دهند که جمهوری اسلامی نخبگان کشور را قدر نمی گذارد و بر صدر نمی نشاند. همه ساله سرمایه‌ی ۱۵۰ میلیارد دلاری از کشور خارج می شود، اما جمهوری اسلامی فاقد برنامه برای جذب نخبگان کشور و از بین بردن عوامل و زمینه های فرار مغزها است. حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور کشور که در پیام تبریک به مریم میرزاخانی به درستی می گوید که “شایستگان باید بر صدر نشینند و قدر ببینند”، لازم است مسئله‌ی تهی شدن ایران از استعدادها و فرار مغزها را جدی بگیرد و برای حل این معضل بزرگ و حداقل کاستن از ابعاد آن، برنامه ریزی کند.

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!