سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۶:۵۷

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۷

مصطفی تاج‌زاده

از #کودتای_انتخاباتی قبح‌زدایی نکنیم!

در انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه، اصل بر معرفی نامزد و دعوت شهروندان به رای‌دادن است. اما در انتخاباتی که جناح رهبر هم دوپینگ می‌کند و هم با مهندسی آن، رقبا را از حقوق و فرصت‌های قانونی محروم می‌نماید، معرفی نامزد به سه مسئله زیر وابسته است: ... ...... .... راهبرد اصلاح‌طلبان باید آزادکردن انتخابات باشد، با این شعار که: ما فقط در انتخابات آزاد شرکت می‌کنیم. انتصابات رهبر به رای ملت نیاز ندارد.

زندان اوین، سیدمصطفی تاجزاده

اول) در انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه، اصل بر معرفی نامزد و دعوت شهروندان به رای‌دادن است. اما در انتخاباتی که جناح رهبر هم دوپینگ می‌کند و هم با مهندسی آن، رقبا را از حقوق و فرصت‌های قانونی محروم می‌نماید، معرفی نامزد به سه مسئله زیر وابسته است:

۱- آیا تشکیل فراکسیون می‌تواند تغییر معناداری در سیاست‌های ملی و بهبود معیشت مردم ایجاد کند و یا مانع تجاوز سیستماتیک حاکمیت به حقوق و آزادی شهروندان شود؟

۲- هر اندازه درصد شهروندان مایل به رای‌دادن کاهش یابد، مشروعیت معرفی نامزد کمتر می‌شود. در انتخابات یا در حوزه‌هایی با مشارکت کمتر از ۳۳ درصد واجدین شرایط، معرفی نامزد رانت‌خواری سیاسی است. 

۳- آیا مهندسی انتخابات مانع تشکیل فراکسیون اقلیتی می‌شود که بتواند با تبیین علل اصلی مشکلات به معرفی بانیان آن بپردازد؟ آیا تشکیل فراکسیونی ممکن است که بتواند در مقابل تحقیرها، تبعیض‌ها و سرکوب‌ها بایستد و به مصاف قانون‌شکنی‌های رهبر برود؟

دوم) بعد از بیانیه گام دوم و تغییر استراتژی رهبر، معرفی نامزد به‌ویژه در کلان‌شهرها به سه دلیل زیر ناموجه است:

۱- ناممکن بودن اصلاحات اساسی و ضروری به علت آنکه رهبر آن‌ها را خط قرمز خود می‌خواند.

۲- عدم مشارکت اکثریت ایرانیان و برگزیدن راهبرد مقاومت مدنی به جای رای‌دادن.

۳- ردصلاحیت تمام داوطلبانی که علت‌العلل مشکلات را سیاست‌های فقرگستر، فسادپرور و انزواآور آقای خامنه‌ای می‌دانند و معتقدند تا زمانی که نتوان رهبر را به پذیرش مطالبات اکثریت ملت مجبور کرد، کشور به قهقرا خواهد رفت.

سوم) معرفی نامزد درحالی‌که تاثیری در بهبود وضع مردم ندارد، پیامدهای منفی به شرح زیر دارد:

۱- تشویق رهبر به گسترش دامنه نظارت استصوابی و ردصلاحیت‌های بیشتر، زیرا درهرحال احزابی از اصلاح‌طلبان با معرفی نامزد، مردم را به دادن رای فرا می‌خوانند.

۲- با قبح‌زدایی از کودتای انتخاباتی، به آن جلوه‌ای رقابتی می‌بخشد.

۳- به رهبر بهانه می‌دهد که با ایجاد هراس از پیروزی اصلاح‌طلبان، جناح متشتّت خود را متحد کند. عدم معرفی نامزد به نام اصلاحات، اختلافات جناح اقلیت رهبر را آشکار و نهادینه می‌کند.

۴- شکست فاحش حکومت یکدست را در حل مشکلات و مهار گرانی و تورم، تحت‌الشعاع پیروزی انتخاباتی از قبل تضمین شده آن‌ها قرار می‌دهد.

۵- آقای خامنه‌ای را که با راهبرد نظامی‌گری و حاکمیت سپاهیان بر مقدّرات میهن و مردم، بیشترین نقش را در اوضاع فاجعه‌بار کنونی ایفا می‌کند، تا حدودی تطهیر و از کانون انتقادها و اعتراض‌ها خارج می‌سازد.

۶- اصلاح‌طلبان را مقابل اکثریت ملت قرار می‌دهد که انتخابات فرمایشی را تحریم کرده‌اند. روشن است هرچه جریان اصلاح‌طلبان از اکثریت ملت فاصله بگیرند، جامعه دوقطبی‌تر و مستعد خشونت‌ورزی بیشتر می‌شود. ایفای نقش توسط آنان در شرایط اضطراری را نیز ناممکن می‌کند. 

۷- بین بدنه اصلاحات با احزاب و تصمیم‌گیرندگان شکاف ایجاد می‌کند. زیرا آن‌ها مخالف معرفی نامزد هستند.

چهارم) تشکیل فراکسیون اقلیت از نمایندگان مستقل و منتقد، حتی در مجلس سپاه‌ساخته فوایدی دارد، اما:

۱- تجربه مجلس فعلی نشان می‌دهد که تشکیل فراکسیون منتقدان با معرفی نامزد در کلان‌شهری مانند تهران ارتباط نداد و مستقل از آن شکل خواهد گرفت.

۲- اگر سررشته امور در دست جبهه پایداری بود و افراطی‌گری‌ها از آنجا سرچشمه می‌گرفت، تلاش برای تشکیل فراکسیون اقلیت شاید توجیه می‌یافت. زیرا ممکن می‌بود که با تکیه بر افکارِعمومی و گفت‌وگو با نمایندگان مانع تندروی آن‌ها شد. اما وقتی استراتژی شخص رهبر، توسعه‌ستیزی است و هرگونه اعتراضی را به‌شدت سرکوب می‌کند و به افکارِعمومی نیز اعتنا ندارد، معرفی نامزد با هدف مهار تندروهای جبهه پایداری، تاثیری در راهبردهای ملی ندارد و باری از روی دوش مردم برنمی‌دارد، بلکه از اعتبار اصلاح‌طلبان می‌کاهد و بر ناامیدی مردم می‌افزاید. تجربه شکست‌خورده فراکسیون امید پیش چشم ماست.

به جای شریک جرم حاکمیت شدن، راهبرد اصلاح‌طلبان باید آزادکردن انتخابات باشد، با این شعار که: ما فقط در انتخابات آزاد شرکت می‌کنیم. انتصابات رهبر به رای ملت نیاز ندارد.

زندان اوین

۲ بهمن ۱۴۰۲

🆔@MostafaTajzadehا

تاریخ انتشار : ۳ بهمن, ۱۴۰۲ ۶:۳۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی