سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۱:۲۰

سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۰

نه به اعدام، نه به پایانی بی‌صدا و بی‌بازگشت!

همه ما که در بیرون این دیوارها زندگی می‌کنیم برای متوقف کردن این چرخه خشونت و نابرابری مسئولیت داریم و باید علیه آن اعتراض کنیم. سنگسار، اعدام یا هر مجازات غیرانسانی دیگر صرف نظر از نوع اتهام یا انگیزه و اعتقاد محکومان، چیزی جز نابودی و ظلم نیست و باید برای همیشه از دستگاه قضایی حذف شود.  نه به اعدام، نباید فقط شعاری باشد، بلکه باید به منشوری تبدیل شود که کرامت انسانی و حقوق برابر را برای همه، فارغ از جنسیت و جایگاه اجتماعی، به رسمیت بشناسد.

در جهانی زندگی می‌کنیم که هر روز شاهد پایان زندگی انسان‌هایی هستیم که نه تنها در برابر عدالت، بلکه در برابر اساسی‌ترین حق خود، یعنی حق حیات، بی‌دفاع‌اند. هر روز صداهایی خاموش می‌شوند. در ایران موج تازه صدور احکام اعدام زندانیان سیاسی و یا غیر سیاسی (۱،۲،۳)، همزمان با افزایش اجرای احکام اعدام در زندان‌ها به‌راه افتاده و تقریباً هفته‌ای نیست که در زندان‌های ایران اعدامی صورت نگیرد. در سال ۲۰۲۴ در ایران، دست‌کم ۹۵۳ نفرفقط با چوبه‌های دار اعدام شده اند. این آمار نشان‌دهنده‌ی شدت و گستردگی این مجازات‌های غیرانسانی است (۴). در طول سال‌های گذشته علم قاضی (علم نه به معنی دانش حقوقی بلکه بمعنی اقناع وجدانی حاکم) اساس داوری برای دستگاه قضائیه “جمهوری اسلامی” بوده تا در پرونده‌های بسیاری برای صدور حکم اعدام از آن استفاده کند (۵).

در زندان زنان قرچک، زنانی به دلیل روابط خارج از ازدواج به مجازات سنگین رجم (سنگسار) محکوم شده‌اند. اما قاضی این حکم را به اعدام تغییر داده است (۱). طبق ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی، مجازات زنای محصنه برای افراد متأهل، سنگسار است. اما اگر اجرای سنگسار ممکن نباشد، دادگاه می‌تواند با تأیید رئیس قوه قضاییه، حکم اعدام صادر کند؛ مشروط بر آنکه جرم با شواهد قطعی اثبات شود. در غیر این صورت، صد ضربه شلاق برای هر دو طرف در نظر گرفته می‌شود.

اکنون این زنان در شرایطی غیرانسانی، در انتظار اجرای این حکم به‌سر می‌برند؛ زنانی که بسیاری از آن‌ها حتی از ابتدایی‌ترین حقوق خود، مانند دسترسی به وکیل، محروم بوده‌اند (۱). این محرومیت، نه‌تنها حق دفاع عادلانه آن‌ها را سلب کرده، بلکه نقص‌های جدی در روند دادرسی و سیستم عدالت را آشکار می‌کند. چگونه می‌توان از عدالت سخن گفت، در حالی که حق برخورداری از وکیل، اصلی‌ترین حق هر متهمی، از آن‌ها گرفته شده است؟ بدون تضمین این حق، هیچ حکمی عادلانه نیست.

پشت دیوارهای سرد و دورافتاده زندان ها، زنانی نشسته‌اند؛ بی‌صدا، فراموش‌شده و بی‌پناه که به‌خاطر زن بودنشان مجازات می‌شوند. زنانی که جرمشان شاید چیزی جز فقر نبوده است؛ فقر در جیب، فقر در امکان انتخاب، فقر در حمایت و فقر در داشتن صدایی که برایشان بجنگد. زنانی  که جرم‌شان شاید فقط زندگی کردن و عشق ورزیدن بوده. این‌ها زنانی‌اند که در سایه تبعیض و بی‌عدالتی رشد کرده‌اند و در سایه قضاوت‌ها زندگی‌شان را گذرانده‌اند؛ زنانی که شاید بزرگ‌ترین “جرمشان” فقط زیستن در دنیایی بوده که همواره آن‌ها را به‌خاطر زن بودن سرزنش کرده است.

در بسیاری از موارد، زنان برای روابطی مشابه با مردان، به‌شدت مجازات شده اند، در حالی که مردان با پیامدهای ناچیز یا حتی بدون هیچ مجازاتی رها می‌شوند. خیانت که از امتیازات مردانه است و عموماً توسط زنان بخشوده و نادیده گرفته می شود، برای زنان مجازات اعدام در پی دارد. جای تعجب نیست که با دخالت پدرسالارانه قضات و تابو بودن روابط خارج از ازدواج برای زنان، بیشتر محکومان زنا، زن هستند. همانطور که قربانیان قتل های ناموسی را زنان تشکیل میدهند.

جرم‌انگاری روابط شخصی و خصوصی افراد، نقض آشکار حقوق انسانی است. چنین روابطی نباید بهانه‌ای برای صدور احکامی غیرانسانی مانند اعدام یا سنگسار باشند. این زنان زندانی، نام‌هایی بی‌صدا در میان آمار نیستند. آن‌ها روزی مادر، دختر یا خواهری بوده‌اند که در خانه‌ای کوچک و ساده، آرزوهایی معمولی داشته‌اند. اما اکنون، تمام آرزوی‌شان زنده ماندن است.

حق حیات یکی از بنیادی‌ترین حقوق بشر است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز به رسمیت شناخته شده است. حتی اگر فردی مرتکب جنایتی سنگین شده باشد، محروم کردن او از زندگی، اصول اخلاقی جوامع انسانی را به چالش می‌کشد. اعدام، فراتر از مجازات است؛ اعدام یعنی پایان دادن به زندگی یک انسان بدون بازگشت. اعدام یعنی بی سرپرست کردن فرزندانی که گناهی را مرتکب نشده اند. اعدام، با سلب این حق، کرامت انسانی را زیر سوال می‌برد. محکومان به اعدام تنها به دلیل باورهایی که دارند، یا به دلیل شرایطی که از آن فرار کرده‌اند، یا به دلیل فقر و نابرابری‌های اجتماعی که مجبور به دست‌وپا زدن در آن‌اند، قربانی می‌شوند.

همه ما که در بیرون این دیوارها زندگی می‌کنیم برای متوقف کردن این چرخه خشونت و نابرابری مسئولیت داریم و باید علیه آن اعتراض کنیم. سنگسار، اعدام یا هر مجازات غیرانسانی دیگر صرف نظر از نوع اتهام یا انگیزه و اعتقاد محکومان، چیزی جز نابودی و ظلم نیست و باید برای همیشه از دستگاه قضایی حذف شود.  نه به اعدام، نباید فقط شعاری باشد، بلکه باید به منشوری تبدیل شود که کرامت انسانی و حقوق برابر را برای همه، فارغ از جنسیت و جایگاه اجتماعی، به رسمیت بشناسد. برای ساختن آینده‌ای که در آن انسانیت زنده بماند، امروز وظیفه ماست که با همبستگی و تلاش مشترک، صدای زندانیان محکوم به اعدام و فرزندانشان باشیم.  این وظیفه‌ای است که نباید از آن چشم‌پوشی کرد.

*****

منابع:

  1. هشدار کمپین “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” درباره افزایش اعدام‌ها – DW – ۱۴۰۳/۷/۱۰
  2. ‎مرکز اسناد حقوق بشر ایران‎ | ‎ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، یکشنبه دوم دی ۱۴۰۳ با انتشار پستی در شبکه ایکس نوشت که در زندان قرچک تعدادی زن به دلیل روابط…‎ | Instagram
  3. از تپه‌های اوین تا کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام…
  4. اعلام همبستگی زندانیان زندان رودسر در چهل و هشتمین «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»
  5. مصاحبه با مناف عماری حقوقدان ایرانی در باره اصلاح قانون آیین دادرسی کیفری – نشریه کار | ارگان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
تاریخ انتشار : ۸ دی, ۱۴۰۳ ۸:۰۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکل‌گیری بدیل سیاسی درون‌زا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نه‌تنها چنین بدیلی نمی‌سازد، بلکه فرصت شکل‌گیری آن را نیز از بین می‌برد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمی‌شود؛ گاه فقط به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و رنج طولانی‌تر می‌انجامد.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نسلی که خیابان را ساخت و چپی که به آن نرسید.

خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندار

درخواست برگزاری حضوری کلاس‌‌های دانشگاه در نیمسال دوم تحصیلی ۰۴‌‌-۰۵

نامه‌ی ۸۶ امضایی جمعی از کنشگران مدنی و سیاسی داخل و خارج کشور: نه به استبداد، نه به آتش جنگ | نسبت به فریب بزرگ «دموکراسیِ وارداتی» هشدار می‌دهیم

هشدار مجامع اسلامی ایرانیان در باره آنچه که موجودیت ایران را تهدید می‌کند

روایت یک وکیل دادگستری از وضعیت بازداشتی‌های اعتراضات دی ماه / تعداد بازداشتی‌ها خیلی زیاد است