سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۴

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۴

ادبیات شوروی از خروشچف تا برژنف: ذوب یخها و هوای آفتابی بعد از دیکتاتور

مقاله ارنبورگ در باره بحث میان یک زن شاعر و شوهر فیزیکدانش که مخالف شعر و جانبدار علم بود باعث موج "شاعران و فیزیکدانان" در ادبیات شوروی گردید. در پایان دیگر داستایوسکی دیو ارتجاعی بشمار نمی آمد و به همینگوی و پیکاسو تحقیرآمیز "سبک گرا" نمی گفتند و به نویسندگان غربی مانند اشتاین بک، برنارد شاو، استفان تسوایگ، توماس مان، هاینریش مان، کافکا، کامو، پیراندلو، سارتر، آگا کریستی، موراویا و ماوریاک ،اجازه نشر دادند.

در بخش سوم تاریخ ادبیات شوروی اشاره ای به سالهای ۱۹۸۵-۱۹۵۴ میلادی می شود که همزمان بود با حکومت خروشچف و برژنف. بعد از بقدرت رسیدن خروشچف، او وزیر اطلاعات و امنیت زمان استالین را اعدام کرد و حدود ۱۰ سال به افشای جنایتهای استالینی پرداخت و به کنگره نویسندگان بعد از۲۰ سال ممنوعیت دوباره اجازه تشکیل جلسه داد.

نویسنده ای بنام ایلیا ارنبورگ (Ilya Ehrenburg) در سال ۱۹۵۴ با نوشتن رمانی با عنوان “ذوب یخها و هوای آفتابی” دوره آزادی نسبی بعد از مرگ استالین را در زمان خروشچف این چنین نامید.  در زمان برژنف موج سومی از اهل قلم به خارج فرار کردند؛ گروه اول در دوره بعد از انقلاب اکتبر، گروه دوم بعد از پایان جنگ جهانی دوم، و گروه سوم در دهه ۷۰ قرن بیست.

شکوفایی مجدد شعر و داستان کوتاه و نوول خصوصیت خاص ادبیات پسااستالینی بود، چون او با حمایت از رمانهای تبلیغاتی سفارشی دولتی آبروی این ژانر را برده بود. ادبیات جنگی تنها ژانری بود که سالها در زمان استالین رونق داشت. با تکیه بر آثار چخوف و ادبیات دهه ۲۰ قرن گذشته، داستان و داستان کوتاه رنسانسی تازه یافت.

گروهی از مهاجران در خارج به مسیحیت گرویدند و همچون گوگول طنز را مخالف عقاید و اخلاق مسیحی می دانستند. در زمان استالین اداره سانسور کتابی منتشر کرد که در آن از موضوعات ممنوعه در رسانه ها وادبیات نام برده شده بود. روشنفکران  به این کتاب “تلموذ” اداره سانسور می گفتند.

بعد از مرگ استالین اختلاف میان طرفداران ادبیات لیبرال و طرفداران مکتب رئالیسم سوسیالیستی بشکل اختلاف میان دو نسل “پدران و پسران” ظاهر شد. در سال ۱۹۸۵ کتابی باعنوان “شوروی ضد شورایی” منتشر شد که در آن اشاره به سه نوع آگاهی کذایی انسان در شرایط فضای بسته اجتماعی می گردید؛ یک جور فکر کردن، جور دیگری حرف زدن، نوع دیگری عمل کردن.

در کنگره نویسندگان در سال ۱۹۵۴ در رابطه با انتقاد از فضای ادبی شوروی نویسنده ای گفته بود اجازه بدهید بیشتر بنویسیم تا بیشتر جلسه برقرار کنیم! در فضای غیردمکراتیک جامعه، ادیبان غالبا به کارمندان و بوروکراتهای اداری تبدیل شده بودند. حتی تا سال ۱۹۸۹ یعنی تا زمان گورباچف از مکتب رئالیسم سوسیالیستی دفاع می شد و آثاری درباره “صداقت در ادبیات” منتشرمی گردیدند.

سرانجام بعد از ۲۰ سال ممنوعیت در ادبیات، طرح احساسات شخصی مانند طلاق و عشق و الکلی شدن و احساسات شنگولی و حرامزادگی و غیره اجازه نشر یافت. بجای نویسندگان چپ و راست پیشین در اواخر، نویسندگان “لیبرال و سنت گرا” بوجود آمدند. سالها در ادبیات شوروی نه احساسات انسانی بلکه ماشین و پروسه تولید در ادبیات مطرح می شد و خوانندگان از نویسندگان می خواستند که به توصیف انسان همچون زمان رئالیسم روس در آثار تولستوی و چخوف و تورگنیف و گورکی جوان بپردازند. گروهی هم با اشاره به آثار تورگنیف و بولگاکف و لرمانتف و داستایوسکی خواهان طرح اصول اخلاقی در ادبیات شدند و به انتقاد از رشد اریستوکراسی حزبی در ادبیات پرداختند.

در آن سالها قوانین فرهنگی هنوز با مدرنیسم در ادبیات مخالفت می کرد و اگر کسی می پرسید جدیدترین موج ادبی چیست، دیگری به طنز پاسخ میداد “فشار جدید”! از سال ۱۹۷۰ علاقه به موضوعات تاریخی در ادبیات شوروی آغاز شد. ادبیات روستایی نیز در دهه ۷۰ قرن بیست شکوفایی خاصی یافت. از جمله نویسندگان این ژانر راسپوتین، استانف و بلوف بودند. شک به عواقب پیشرفت صنعنی موجب رشد تفکر حمایت از محیط زیست از طریق ادبیات روستایی شد گرچه قبلا نویسندگانی مانند لئولف و پلاتونف و تواردوسکی و شولوخف آثاری در این زمینه خلق کرده بودند.

منتقدی در باره ضرورت احترام به فرهنگ خلقی و فولکلوریک هشدار داد و نوشت: “اگربا تفنگ به گذشته شلیک کنید، آینده با توپ بشما جواب خواهد داد”. اشاره شده که در ادبیات روستایی با برابری زن و مرد مخالفت می شد چون استحکام خانوادگی دچار لرزش می گردید. نثر روستایی همچون نثر تاریخی از جمله نثرهای جدید پررونق بود. در مقابل تمایلات غلط فرمالیستی عده ای به دفاع از رئالیسم و خلقی بودن ادبیات پرداختند.

در دهه ۸۰ قرن بیست ژانرهای جدیدی مانند رمان پلیسی و رمان اروتیک رونق گرفت ودر رابطه با هنر سوررئالیستی گروهی به تولید آثاری در زمینه رئالیسم تجاری و سودجویانه پرداختند. زمانی که برژنف سعی نمود عضو انجمن نویسندگان شوروی گردد، منقدی نوشت: “او تنها کسی است که نه تنها کتابهایش را خودش ننوشت بلکه آنان را نیز هیچ گاه نخواند”.

در بین سالهای ۱۹۸۵-۱۹۵۴ گروهی از شاعران هنوز زیر تاثیر سبک شاعرانه و نظرات سیاسی مایاکوفسکی بودند. مرحله شعر غیرسیاسی با آثار خانم آخماتوا شروع شد که وظیفه شعررا شاد نمودن خواننده نمی دانست، بلکه یادآوری درد و رنج شخصی وی. در رابطه با شعر دهه های ۶۰ و ۷۰ قرن بیست، بوریس اسکوسکی نوشت: “شاعر تلفن نیست، بلکه کابل تلفن است”.

مقاله ارنبورگ در باره بحث میان یک زن شاعر و شوهر فیزیکدانش که مخالف شعر و جانبدار علم بود باعث موج “شاعران و فیزیکدانان” در ادبیات شوروی گردید. در پایان دیگر داستایوسکی دیو ارتجاعی بشمار نمی آمد و به همینگوی و پیکاسو تحقیرآمیز “سبک گرا” نمی گفتند و به نویسندگان غربی مانند اشتاین بک، برنارد شاو، استفان تسوایگ، توماس مان، هاینریش مان، کافکا، کامو، پیراندلو، سارتر، آگا کریستی، موراویا و ماوریاک ،اجازه نشر دادند.

تاریخ انتشار : ۷ دی, ۱۳۹۵ ۱۰:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت