سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۸:۰۵

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۵

آقای موسوی، سنتز به سبک جمهوری اسلامی!

... سنتز آقای موسوی شاید تنها پدیدهای است در جهت نفی و از میدان بدر کردن جناح راست افراطی، برای ایجاد دورانی که در آن به کنترل مخرب آنان بر کشور پایان داده شود... آقای موسوی برای برکنار کردن احمدی نژاد می آید، تاکنون بدون یک برنامه اثباتی و البته احتمالاً با تعهد نیم بندی به گشایش سیاسی در یک سری از آزادیهای اجتماعی و سیاسی.

احمدی نژاد در دوره انتخابات نهم ریاست جمهوری با طرح شعارهای عدالت طلبانه سعی کرد که آرای مردم فقیر جامعه را به خود جلب کرده، و بدین ترتیب علاوه بر رای حزب پادگانی، نیروهای امنیتی و مسلح، و طبقات و اقشار سنتی رای آنها را نیز داشته باشد. البته روند حوادث بعدها نشان داد که علیرغم انتخاب شدن وی نه تنها چرخشی عدالت خواهانه به نفع مردم فقیر در جامعه بوجود نیامد، بلکه در طی دوره زمامداری دولت وی این طبقات و اقشار ضعیفتر از قبل نیز گشتند، امری که حتی برخی از مسئولین رژیم نیز بدان معترفند. احمدی نژاد در شعارهای خود بر این اقشار و طبقات تاکید کرد، در حالی که آقای خاتمی در زمان اصلاحات با طرح شعارهای سیاسی از جمله باز کردن فضا و آوردن دمکراسی موفق به جلب آرای این بخش از جامعه ایران شده بود. یعنی آقای خاتمی با شعارهای سیاسی و احمدی نژاد با شعارهای اقتصادی.
اکنون که در آستانه دور جدیدی از انتخابات ریاست جمهوری در ایران قرار داریم، با عقب نشینی آقای خاتمی به عنوان یکی از کاندیداهای مورد نظر اصلاح طلبان، اکنون تا حدی مشخص شده است که آقای میرحسین موسوی، علیرغم عدم تعلقش به جبهه اصلاحات، از قویترین شانس در قبال حریفان احتمالی اصولگرای خود و از جمله آقای احمدی نژاد برخوردار است. او به عنوان “اصلاح طلبی اصولگرا” در مناسبتهای گوناگون دست به انتقاد از سیاستها و عملکردهای دولت آقای احمدی نژاد زده است. از جمله این که در روز جمعه ۱۴ فروردین در دیدار با مسئولان استانی ستادهای انتخاباتی خود به طور کم سابقهای از عملکرد دولت نهم انتقاد کرد. از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: گم شدن مبلغ بسیار زیادی از درآمدهای نفتی کشور، بی اعتنائی به قانون، عدم شفافیت و اظهار نگرانی از این که اگر وضع به همین منوال پیش برود هر نوع اتفاقی ممکن است در کشور رخ دهد.
اما چیزی که در مورد آقای موسوی هم صادق است این است که او هم به مانند آقای احمدی نژاد ظاهراً بر اقشار فقیر جامعه تاکید دارد، و هم به مانند اصلاح طلبان با طرح آزادی و انتقاد از بستن روزنامهها، قانون و شفافیت بر اقشار میانی جامعه. از یاد نبریم که او پیشتر تاکید کرده بود که قشرهای فقیر را “اصلاح طلب ترین” قشرها می داند. اما در همان حال گفته بود که حمایت از مستضعفان به معنای در نظر نگرفتن اهمیت طبقات میانی نیست؛ بلکه باید طبقات میانی فربه شوند، زیرا در سال های اخیر، این طبقه لاغر شده است.
در واقع تاکید وی بر مستضعفان همانا فاصله گرفتن از اصلاح طلبان است که با سیاستهای لیبرالیستی خود به مردم کم درآمد جامعه توجهی به خرج ندادند، و تاکید اش بر طبقات میانی جامعه، دوری از احمدی نژاد است که در طی دوره زمامداری خود باعث تضعیف آنان شد. سخن گفتن از قانون، شفافیت و اقشار میانی جامعه ما را به یاد اصلاح طلبان می اندازد و سخن گفتن از مستضعفان ما را به یاد خمینی، اصولگرائی و دوران انقلاب.
اگر بخواهیم به طور کوتاه موسوی را با دوره اصلاحات و آقای احمدی نژاد مقایسه کنیم، می توان گفت که آقای موسوی به نوعی می خواهد “سنتز” آن دو دوره یا دو جریان باشد: در دوره اصلاحات تاکید بر تغییر سیاسی بر اساس تقلید از گفتمان مدرن بود، در دوره احمدی نژاد تاکید بر سمتگیری اقتصاد بر اساس عدالت خواهانه به نفع فقرا، و حال آقای موسوی بر هردوی اینها تاکید دارد، یعنی به نوعی هم تقلید گفتمان مدرن و هم سمتگیری اقتصاد به نفع اقشار فقیر جامعه. اما چه در دوره اصلاحات و چه در دوره احمدی نژاد وضع آن چنان نشد که وعده داده شده بود (البته با تاکید بر این که جامعه ایران در دوره اصلاحات بهتر از دوران قبل از خود شد). حال سئوال این است: آیا آقای موسوی هم، در صورت پیروزی، به سرنوشت مشابهی دچار نخواهد شد؟ نه آقای خاتمی و نه آقای احمدی نژاد در دوران خود برنامه دقیقی برای تغییر ارائه نکردند و تاکنون نیز ما شاهد چنین امری از طرف آقای میرحسین موسوی نیستیم. پس با این اوصاف آیا اساسا می شود به حرفهای آقای موسوی اعتماد کرد؟ آقای موسوی برای این که بتواند در مورد ادعاهای خود صادق باشد باید با ارائه برنامه مشخص بگوید که چگونه و چطور، چه در زمینه آزادیهای مورد نظر خود و چه در مورد طرحهای اقتصادی ـ اجتماعی اش به نفع مستضعفان، می خواهد اقدام کند.
اما “سنتز” بودن او ابداً به این معنا نیست که بخواهیم بگوئیم که نیروهای نفی شونده یعنی اصلاح طلبان و راست افراطی تماماً در هویت خود متناظربودند و یا هستند. تز (اصلاح طلبان) و آنتی تز (راست افراطی) در واقع دو نیرو بودند که متفاوت عمل کردند. اصلاح طلبان تنها توانستند و یا خواستتند به بخشی از برنامه و خواستههای خود عمل کنند و راست افراطی دروغ گفت و تماماً در جهت عکس ادعاهای خود عمل نمود. اما آنچه که این جا مورد توجه است این است که سنتز کنونی نمایانگر ضروریات تغییر در سیاست و اقتصاد در عرصه کشور است، و درست این مسئله است که خود را به نوعی در سخنان آقای موسوی بازتاب می دهد. همچنان که از مفهوم خود سنتز برمیاید، این پدیده می تواند تنها حامل بخشی از نظرات و اعمال اصلاح طلبان و ادعاهای دولت احمدی نژاد باشد. اما آقای موسوی برای این که نشان دهد که سنتز مورد نظر خود هست باید خواستههای خود را فرموله کند و به طور مشخص بگوید که چه کار میخواهد بکند. از جمله در زمینه مسائل اقتصادی باید بتواند به نقش سپاه در امور اقتصادی کشور پایان دهد، و با اجرای سیستم مالیاتی سفت و سخت بر بورژوازی تجاری و دلال و کنترل افسار گسیختگی در خصوصی سازی اقتصاد کشور راه را برای تحولات نسبی بگشاید. همچنین با قانونی کردن تشکلات مستقل کارگران و زحمتکشان نقش آنان را در بازتوزیع ثروت تقویت کند. اینها هم اموری اند که در واقع تا حد بسیاری از حیطه نفوذ و توان ایشان خارج اند.
در پایان باید گفت که چنین به نظر می رسد که سنتز آقای موسوی شاید تنها پدیدهای است در جهت نفی و از میدان بدر کردن جناح راست افراطی، برای ایجاد دورانی که در آن به کنترل مخرب آنان بر کشور پایان داده شود. دورانی که، همان طور که آقای موسوی هم گفته است، می تواند خطرزا باشد، واگرنه از لحاظ سیاسی دوران احتمالی او می تواند نسبت به دوران اصلاحات کماکان گامی به عقب باشد. آقای موسوی برای برکنار کردن احمدی نژاد می آید، تاکنون بدون یک برنامه اثباتی و البته احتمالاً با تعهد نیم بندی به گشایش سیاسی در یک سری از آزادیهای اجتماعی و سیاسی.

تاریخ انتشار : ۱۷ فروردین, ۱۳۸۸ ۷:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟

ترامپ و پهلوی؛ آناتومی یک پیوند ابزاری