سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۳:۵۲

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۲

بحران افزایش بیکاری در ایران

کارشناسان مستقل میگویند بیکاری در ایران نزدیک به ۳۰ درصد است و به نطر من درست است. شما آماری که به نقل از گفتههای وزیر تعاون در ایلنا آوردهاند را با همان حرفهایی که مقامهای دیگر وزارت کار زدهاند مقایسه کنید. گفتند نرخ بیکاری ۱۱ تا ۱۳ درصد است. یک چنین دروغهایی را به همین آسانی میگویند

خبرگزاری مهر بر اساس آخرین آمار، شمار افراد فعال کشور را بیش از ۲۴ میلیون و نرخ بیکاری کل کشور را در تابستان سال جاری ۳/۱۱ درصد اعلام کرده است. این خبرگزاری همچنین اعلام کرده که «زنان ۹ درصد از مردان بیکارتر هستند.».

صادق کارگر، فعال کارگری و سندیکایی در نروژ، عامل اصلی برتری نرخ بیکاری زنان ایران را «نگاه تبعیضآمیز جامعه و بخصوص حکومت در مورد آنها» میداند. وی میگوید: «میزان مشارکت زنان در عرصهی اشتغال ایران ۱۶ درصد است. در حالی که مثلا متوسط همین میزان در دنیا بالای ۳۰ تا ۳۵ درصد و در کشورهای پیشرفتهی صنعتی غربی بالای ۴۰ درصد است.»

صادق کارگر «محدودیت برای اشتغال زنان» ایران را عامل دیگر میداند و میافزاید: «موضوع دیگر این است که زنها مسایل خاصی مانند حاملگی و مرخصی زایمان دارند. این جور چیزها را کارفرماها در ایران به این آسانی قبول نمیکنند و شما اگر در کارگاههای کوچک بروید میبینید که زنها با حقوق پایینتر و شرایط دشوارتر هم کار میکنند. چرا؟ چون مجبورند. در شرایط بحرانی کار پیدا کردن برای زنها دشوارتر از مردها است و کارفرماها و خود دولت هم سعی میکنند کسانی را استخدام کنند که هزینه نداشته باشند. و با وجود اینکه قوانین کار تصریح کرده که نزدیک محل کار یا در خود محل کار مهد کودک برای زنان شاغل ایجاد شود اینها وجود ندارد یا خیلی کم هست یا اینکه بیشتر خصوصی و گران است.».

«نرخ بیکاری حدود ۷۲/۱۷ درصد است»

در همین حال خبرگزاری ایلنا در گزارشی که در تاریخ ۲۵ آبان سال جاری به چاپ رسانده نرخ بیکاری را با اشاره به اظهارات محمد عباسی، وزیر تعاون، ۷۲/۱۷ درصد اعلام کرده است.

ایلنا مینویسد، «عمده مانور تبلیغاتی دولتمردان نهم بر محور نرخ بیکاری حدود ۱۳ درصدی خاتمی با شاخص اشتغال دو روز در هفته و تقلیل این نرخ به حدود ۱۱ درصد با شاخص اشتغال دو ساعت در هفته که البته این بخش دوم اعلام نمیشد، بنا شده بود. در حالیکه آمارهای امروز که گاهی از زبان برخی دولتمردان عنوان میشود نشان میدهد که با همین شاخص نازل نیز بیکاری به مرز ۱۷ و ششدهم درصد رسیده است.».

ایلنا مینویسد، وزیر تعاون گفته است که «با تمام تلاشهایی که توسط دولتها در سالهای اخیر صورت گرفته هنوز ۴ میلیون بیکار در کشور داریم.». ایلنا با تکیه بر همین گفته و با توجه به اینکه «جمعیت فعال طبق آخرین آمار ۲۲ میلیون و ششصد هزار نفر است» نتیجه میگیرد که نرخ بیکاری ایران ۷۲/۱۷درصد خواهد بود.

صادق کارگر در توضیح علل افزایش بیکاری در ایران میگوید: «علل مختلفی دارد، ولی بعضی از آنها مهمترند. اول از همه اینکه در ایران به دلیل واردات بیرویه و افزایش میزان واردات در سالهای گذشته وضع کارخانجات و مؤسسات تولیدی به هم خورده. به چه دلیل؟ به این دلیل که کالاهایی که وارد میشود، اولا کمکیفیت هستند، خیلی از اینها از طریق قاچاق وارد میشود. مقدار زیادی از آنها از طریق اسکلههای نیروهای نظامی و پاسدار وارد میشوند. اینها گمرگ و مالیات نمیدهند، کنترلی هم بر کیفیت این کالاها وجود ندارد. در نتیجه کالاهای داخلی در بازار ایران نمیتواند با کالاهایی که خیلی ازرانتر وارد میشوند رقابت کنند. مسئلهی دوم روابط ناسالم، غیر معقول و غیر متعارفی است که دولت با همسایگان و کشورهای دیگر برقرار میکند و این باعث میشود که تمایل و تقاضا در کشورهای دیگر برای خرید کالاهای ایرانی در کشورهای همسایه و منطقه خیلی کاهش پیدا کند.».

سیاستهای دولت نهم علت افزایش بیکاری؟

خبرگزاری کار ایران واردات بیرویه، بحران اقتصادی جهانی و بحران صنعت و تولید ایران را از عوامل افزایش بیکاری در ایران میداند. این خبرگزاری به سیاستهای دولت نهم در مبارزه با بیکاری با دیدی انتقادی نگریسته و مینویسد، نه تنها طرح بنگاههای زودبازده «طرفی نبست» بلکه «مسکن هم که در دورهی رونق خود رشد ۲۰۰ درصدی داشت به رکود کشیده شد تا متعاقب آن ۴۰۰ صنعت مرتبط به رکود کشیده شده و به بیکاری دامنزده شود.».

صادق کارگر مهمترین دلیل شکست طرح بنگاههای زودبازده را نبود «برنامهریزی کلان در کشور و عدم توجه به نیازهای واقعی جامعه» میداند و میگوید،«پایین آمدن قدرت خرید مردم هم باعث میشود که آنها در درجهی اول کالاهای اساسی خود را بخرند و تمایلی برای خرید کالاهای دیگر نداشته باشند.».

وی همچنین میافزاید: «وقتی شما کارخانههای موجود و واحدهای صنعتی و کشاورزیتان به دلیل واردات بیرویهی کالا و افزایش هزینهی تولید و واردات قاچاق کالا در بحران است و کالاهایی که تولید شده در انبارها خوابیده است، میخواهید بروید چه تولید کنید؟ تو باید اول مسئلهی کالاهایی که در انبارها خوابیده است را حل کنی و عواملی که باعث این کار شده را از بین ببری و بعد بروی برای بیکاری طرح بریزی. در حالی که اگر کارخانههای ایران که با ظرفیت بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کار میکنند، با ۱۰۰ درصد ظرفیت کار میکردند، کلی اشتغال ایجاد میشد.»

صادق کارگر، فعال کارگری و سندیکایی در نروژ، میگوید، طرح بنگاههای زودبازده در حقیقت نوعی «ابزار» بود تا دولت احمدینژاد قدرت خود را با «ایجاد طبقهای جدید» تحکیم کند: « دولت احمدینژاد از همهی مسایل برای تحکیم قدرت خودش استفادهی ابزاری میکند. اینها میخواستند از این طریق یک طبقهی جدید ایجاد کنند. مثل کارهای دیگرشان فکر میکردند طبقه را هم میشود به همین راحتی ایجاد کرد، از این طریق مصنوعی که بشود پایگاهی برای اینها و اینها به آن متکی شوند و وامها را به کسانی دادند که از عوامل و نزدیکان و سفارششدههای وابسته به جریان حاکم است که اینها هم خیلیهایشان فقط برای اینکه بروند از این پول استفاده کنند، میرفتند جلو. در ایران هم که خیلی راحت میشود سندسازی و تقلب کرد، اینها بعد از مدتی میرفتند این پول را خرج تجارت و کار دیگری میکردند و عملا آن کارگاه نتیجه نمیداد و تولید هم ایجاد نمیشد. حتی اگر کارگاه هم تولید میکردند باز همین مشکل بازار و مشتری را داشتند.».

صادق کارگر با اشاره به آمارهای متناقضی که در مورد نرخ بیکاری ایران ارائه میشود نرخ بیکاری بالای ۱۷ درصد را نیز حقیقی نمیداند و میگوید: «کارشناسان مستقل میگویند بیکاری در ایران نزدیک به ۳۰ درصد است و به نطر من درست است. شما آماری که به نقل از گفتههای وزیر تعاون در ایلنا آوردهاند را با همان حرفهایی که مقامهای دیگر وزارت کار زدهاند مقایسه کنید. گفتند نرخ بیکاری ۱۱ تا ۱۳ درصد است. یک چنین دروغهایی را به همین آسانی میگویند.»

این فعال کارگری و سندیکایی در واکنش به این سئوال که آیا میتوان به کاهش نرخ بیکاری در ایران خوشبین بود چنین پاسخ میدهد: «بخشی در سرمایهداری ایران شکل گرفته که به این وضع عادت کرده و و به هیچ قیمتی حاضر نیست بگذارد که صنعت ایران دوباره پا بگیرد، برای اینکه استفاده میبرد. دوم اینکه ثبات سیاسی و اجتماعی وجود ندارد. یعنی قوانین مرتب تغییر میکنند. حتی سرمایهگذاری خارجی هم رغبتی برای سرمایهگذاری ندارد، برای اینکه نمیداند آیندهی این مملکت با کارهایی که اینها دارند میکنند، چه خواهد شد. تازه خود عوامل حکومت که از طریق رانت و اختیاراتی که به آنها دادهاند سرمایههای هنگفتی به دست میآورند اینها را در بخش تولید در ایران سرمایهگذاری نمیکنند. خود اینها هم فکر نمیکنند که ثباتی وجود داشته باشد. میفرستند خارج و در آنجا سرمایهگذاری میکنند. در چنین شرایطی غیر ممکن است بیکاری بالا نرود.».

فریبا والیات

تحریریه: بهرام محیی

تاریخ انتشار : ۸ آذر, ۱۳۸۸ ۱:۰۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار