سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۵

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۵

به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

حکومت اسلامی منشاء و عامل اصلی اعمال خشونت بر علیه زنان است و با قانونی کردن تبعیض جنسیتی در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی، باعث تقویت تفکر و رفتار های مردسالارانه شده است. تفکری که خود سرچشمۀ بسیاری از خشونت های وارده بر زنان است.
گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
کمیسیون زنان سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

 

مدافعان حقوق زنان و فمینستهای امریکای لاتین و کارائیب در«فرومی» که در سال ۱۹۸۱در بوگوتا (کلمبیا) تشکیل دادند، ۲۵ نوامبر را به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان برگزیدند. در این نشست زنان انواع خشونت بر پایه جنسیت را از خشونت بدنی تا تجاوز و آزار و اذیت جنسی و همچنین خشونت دولتی را که شامل شکنجه وآزار زندانیان سیاسی زن میشود را محکوم کردند.

 در سال ۱۹۹۹ کمیته سوم ـ کمیته اجتماعی، انسانی و فرهنگی ـ سازمان ملل متحد در پنجاه و چهارمین دوره مجمع عمومی، پیش نویس قطعنامهای را تصویب کرد و ۲۵ نوامبرسالروز قتل خواهران میرابل به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان اعلام کرد.

 با اعلام این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه  زنان، همه ساله در بسیاری از کشورهای جهان فمینست ها، فعالان زن، نهادهای مدنی و مدافعان حقوق زنان برای از بین بردن خشونت علیه زنان بر دولتهای خود فشار آورده و در کاهش این معضل اجتماعی سهم بسزایی را ایفا میکنند. در برخی از کشورهایی که این قوانین را تصویب کرده اند هنوز شکافهای عمیقی میان اجرای قانون و واقعیت وجود دارد. از همین رو فمینیستها و مدافعان حقوق زنان که اکثرا در نهادها و انجمن های مستقل متشکل هستند، سرسختانه بر دولتها و ارگانهای قضایی فشار میآورند که امکانات و بودجه لازم برای اجرای کامل و جامع این قوانین اختصاص دهند. آنها بر این نکته واقف هستند که خشونتهای آشکار و نهان علیه زنان با اتکا به مکانیسمهای مختلف و ریشه داشتن در سیستم مردسالاری بسیار سختجان بوده و از میان برداشتن آنها نیازمند تلاشی مداوم نه تنها در عرصۀ قانونی بلکه در عرصه های فرهنگی و عرفی جامعه می باشد. آگاه شدن تمامی شهروندان به پیآمد ها، زیانها و آسیبهایی که خشونتهای وارده بر زنان در کل جامعه بر جای می گذارد این امید را به وجود میآورد که در پروسه ای هر چند دراز مدت به جوامعی عاری از خشونت دست یابیم.

 با این حال نابرابری جنسی و خشونت بر زنان یکی از واقعیت های تلخ جهان معاصر است و خشونت علیه زنان رایجترین شکل نقض حقوق بشر بشمار می رود. خشونت علیه زنان مرز نمیشناسد و هر چه جامعه بیشتر تحت تاثیر فرهنگ مذهبی قرار میگیرد این خشونتها عریانتر می شوند. در طول حیات حکومت اسلامی در کشورمان این روند چرخه معکوسی را طی کرده است. حکومت اسلامی از فردای دستیابی به قدرت، آشکارا به اعمال خشونت علیه زنان در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی روی آورد. حذف قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۵۴، تحمیل حجاب اجباری، کاهش سن ازدواج دختران، اخراج هزاران کارمند زن و… از نخستین اقدامات خشونت بار رژیم علیه زنان بوده است. تحمیل حجاب اجباری خود به تنهایی یکی از خشونت های آشکاری است که طی بیش از ۳۰ سال بر زنان ایرانی اعمال میشود.در این سالها هزاران زن و دختر به دلیل رعایت نکردن حجاب، مورد ضرب و جرح ماموران گشت جندالله، ثارالله و دهها گشت دیگر قرار گرفته، دستگیر و بعضا مورد تجاوز جنسی سرکوبگران قرار گرفته اند. همچنین زنان زندانی سیاسی در زندان های ایران و در بیدادگاه های اسلامی  در موارد بسیاری به دلیل زن بودن متحمل تحقیر، خشونت ها و احکام مضاعف شدهاند.

 حکومت اسلامی منشاء و عامل اصلی اعمال خشونت بر علیه زنان است و با قانونی کردن تبعیض جنسیتی در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی، باعث تقویت تفکر و رفتار های مرد سالارانه شده است. تفکری که خود سرچشمۀ بسیاری از خشونت های وارده بر زنان است. قوانین کیفری و جزایی در ایران نیز مردسالارنه بوده از زنان در برابر تعرضات و آسیب های جسمی و روانی از سوی مردان حمایتی نمیکند. قانون مجازات اسلامی در جرایمی مانند جراحت ،نقص عضو و یا قتل (از آنجا که ارزش جسم و جان زنان در قانون مجازات اسلامی نصف مردان محسوب می شود) عملا باعث تشویق خشونت مردان بر علیه زنان شده است.

هرچند امکان آمارگیری دقیق در ایران وجود ندارد اما آمارهای رسمی دولت که فاصلۀ زیادی با ارقام واقعی دارند،حاکی از رشد قابل توجه خشنونت علیه زنان در حوزه های خصوصی و عمومی است.

افزایش گسترده و دردناک میزان خشونت علیه زنان در ایران طی سالهای اخیر حاصل ساختار فکری و نظام سیاسی است که در آن زنان موجوداتی هستند که اختیار خود ر ا ندارند. صاحب اختیار زنان در عرصۀ خصوصی، مردان و در عرصۀ عمومی، حکومت اسلامی است.

 ما بر این باوریم مادامی که در جامعهای نابرابری جنسی و خشونت بر زنان یکی از واقعیت های تلخ آن باشد و حکومت ها نیز با اعمال خشونت حکومتی بر شدت آن بیافزایند، نمی توان جامعه ای دمکرات و آزاد داشت.

ما ضمن محکوم کردن هرگونه اعمال خشونت بر زنان و تاکید بر برابر حقوقی زنان و مردان، خواهان آن هستیم که قانون این حقوق را تضمین کند. ما لازمه آن را جدائی کامل قوانین از اصول احکام دینی و انطباق آن با اسناد بین المللی می دانیم.

 گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

 کمیسیون زنان سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

  2 آذر ۱۳۹۰ برابر با ( ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱ )

تاریخ انتشار : ۲ آذر, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار