سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۵۱

شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۱

تظاهرات کارگری هم زمان در ۲۳ کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن

یکی از مؤلفه های عمده تغییر توازن نیرو و درهم شکستن تعرض سرمایه داری ایجاد آرایش های فراملی و سراسری است. دراین رابطه است که اعتصابات و مبارزه سراسری روزچهارشنبه را باید رویش جوانه های تازه و گامی روبه جلو در راستای بکارگیری اهرم نیرومند اعتصاب سراسری و مبارزات خیابانی مشترک در مقیاس قاره ای بشمار آورد، هرچند که هنوز تا گسترش دامنه آن به میان وسیع ترین صفوف جنبش مزدوحقوق بگیران درگستره وسیع خود و پیوند با سایرجنبش های اجتماعی- طبقاتی، توان استمرار و بالأخره تبدیل شدن به مبارزات ضدسیستمی فاصله زیادی وجود دارد.

روزچهارشنبه ۱۴ نوامبر۹۱ اروپا شاهد اعتصابات وتظاهرات گسترده ای در پاسخ به فراخوان کنفدراسیون اتحاددیه ای اروپا بود که حدود چهل اتحادیه ازآن حمایت کرده بودند. این اعتصاب و ظاهرات میلیونی بویژه دراسپانیا و فرانسه ویونان وپرتغال وایتالیا وبلژیک وسیع ترازسایرنقاط بود. خواست اصلی تظاهرکنندگان مقابله با سیاست ریاضت کشانه اقتصادی ترویکای حاکم بر اروپا وتحت عنوان” روز بسیج عمومی علیه ریاضت اقتصادی” بود

 

 اعتصاب ها موجب توقف ویا اختلال وسیع درشبکه های حمل ونقل زمینی و هوائی این کشورها و حتی بنادر و نیز تعطیل شماری از مدارس گشت. دربعضی کشورها با حمله پلیس به تظاهرکنندگان، تظاهرات به خشونت کشیده شد ودرایتالیا برای چند ساعت منجر به اشغال راه آهن مرکزی گردید. شرکت کمابیش جوانان و دانشجویان ودانش آموزان  موجب تقویت جنبه  سراسری بودن اعتصابات و تظاهرات فوق شده بود.

*******

تعمیق بحران اقتصادی بویژه دراروپا از یکسو وسیاست سرشکن کردن باربحران بردوش کارگران و کارمندان و معلمین و سایرلایه های اجتماعی طبقه بزرگ مزد وحقوق بگیران، درقالب بیکارسازی ها وکاهش دستمزدها وخدمات بیمه اجتماعی و بودجه های فرهنگی باعث شده است که اکثریت بزرگی از جوامع اروپائی بیش از پیش فشارآن را بر دوش خوداحساس کنند وبرخصلت سراسری بودن آن واقف شوند. درپرتواین آگاهی معلوم میشود که بحران فقط  شامل حلقه های ضعیف سرمایه دراروپا همچون یونان وپرتغال واسپانیا و… ویا جنوب اروپا نبوده بلکه دامنه آن فراگیرتربوده و بزودی دامن کشورهای ظاهرا با ثبات تر را نیز خواهد گرفت. با زیرسؤال رفتن وزدوده شدن توهم ثبات اقتصادی و امتیازات ناشی از آن دراین یا آن کشور، زمینه های عینی مناسبی برای گسترش مبارزات مشترک حول منافع و مطالبات مشترک و در شرایطی که بورژوازی در سرشکن کردن بحران به هیچ کس رحم نمی کند، فراهم ترگشته است. مطرح شدن شعارهائی هم چون همه ما یونانی هستیم نمونه  بارزی از رشد این آگاهی است. بدیهی است که  در جهانی سازی به شیوه سرمایه دارانه، شکل گیری این آگاهی که سرنوشت همه ی مان بهم گره خورده  وهمبستگی طبقاتی بر آمده از علقه ها و مبارزات مشترک در میان اکثریت عظیم جامعه یعنی مزد و حقوق بگیران و بیکاران و جوانان، برای کنشگری مشترک وتولد یک طبقه جهانی ِخود آگاه، جهت عقب راندن تهاجم بورژوازی ِفراملیتی وعلیه نظام سرمایه داری و ایجاد جهانی دیگر، یک شرط لازم و حیاتی برای گشودن افق های روش بشمارمی رود. ضرورتی که در غیاب آن بورژوازی توانسته است در اوج بحران و آشفتگی نه فقط مانع بهره برداری مولدین واقعی ثروت و قدرت از مزایای پیشرفت های دهه های اخیرشود، بلکه تعرض گسترده ودردناکی را برای بازپس گیری دست آوردهای گذشته نیز بکارگرفته است. درحالی که  بورژوازی در پیشبرد سیاست های استثمارگرانه خود جهانی و قاره ای عمل می کند، کارگران تا زمانی که  بصورت منفرد و پراکنده عمل کنند، فاقد اهرم های  فشارمؤثر و کارآ خواهند بود. بر این اساس یکی از مؤلفه های عمده تغییر توازن نیرو و درهم شکستن تعرض سرمایه داری ایجاد آرایش های فراملی و سراسری است. دراین رابطه است که اعتصابات و مبارزه سراسری روزچهارشنبه را باید رویش جوانه های تازه و گامی روبه جلو درراستای بکارگیری اهرم نیرومند  اعتصاب  سراسری و مبارزات خیابانی مشترک درمقیاس قاره ای بشمار آورد، هرچند که هنوز تا گسترش  دامنه آن به میان وسیع ترین صفوف جنبش مزدوحقوق بگیران درگستره وسیع خود و پیوند با سایرجنبش های اجتماعی- طبقاتی، توان استمرار و بالأخره تبدیل شدن به مبارزات ضد سیستمی فاصله زیادی وجود دارد.

 

درارتباط با گسترش فاجعه وعمق نارضایتی برخاسته از تشدید ریاضت اقتصادی و پی آمدهای آن بر سطح زندگی جامعه و دست آوردهای جنبش کارگری، شواهد  بسیاری وجود دارند. در این جا به فراخورحجم مطلب، تنها به دونمونه تازه و برجسته آن اشاره می شود:

همین چند روز پیش بود که خود کشی  یک  زن ۵۳ ساله اسپانیا را تکان داد*. او که با مصادره منزلش توسط بانک مواجه شده بود با پرت کردن خود ازطبقه چهارم اقدام به خودکشی کرد*۱. فاجعه فوق منحصربه فردنیست. موارد متعددی ازآن چه دراسپانیا و چه دریونان وایتالیا به کرات رخ داده است بدون آنکه صاحبان سرمایه وقدرت خم به ابروی خود بیاورند. افراد مشابه بانوی مزبور دراسپانیا که خانه هایشان فی الواقع روی حباب  وام ها و قدرت خرید کاذب و قسط های بی پایان بناشده است، کم نیستند و برطبق آمار رسمی سر به صدها هزارمی زنند. ابعاد فاجعه آنگاه روشن ترمی شود که در نظربگیریم ناتوانی در باز پرداخت قسط ها  در شرایطی است که ارزش خانه ها  به زیرقیمت های خرید سقوط کرده وبحران بیکاری بیداد می کند ونرخ بیکاری به ۲۵% می رسد ودر میان جوانان از ۵۰%  فراترمی رود و شمار زیادی هم در بیم از بیکارشدن بسرمی برند و خلاصه هیچ کورسوئی از امید دیده نمی شود. در شرایطی که یافتن شغل به یک آرزوی ناممکن تبدیل شده  و بانک ها و سرمایه داران و دولت های حامی آن ها حاضرنیستند کوچکترین باری از بحران تأمین هزینه ها را بدوش بکشند، مسئولیت مستقیم  چنین فجایعی بردوش سرمایه  و دولت های کارگزارآن است.

مورد دوم: همین چندماه پیش بودکه بخش بزرگی از کارگران و زحمتکشان فرانسه و اتحادیه های کارگری با دل بستن به وعده و وعیدهای آبکی و دوپهلوی فرانسوا اولاند، برغم تجربه های مکرری که پیرامون ماهیت و عملکرد چنین احزابی در فرانسه و یونان و اسپانیا و سایر کشورهای دیگر درنجات سرمایه داران داشتند باردیگر آن ها را آزمودند، اما امروز در فاصله چند ماه ناچارشده اند علیه وی وسیاست های اقتصادی و ضدکارگریش برآشوبند. بدیهی است که بررسی ونقد نقش چنین رویکردهائی دربازتولید نظام موجود، توسط کارگران و احزاب حامی آن ها از پیش شرط های مهم پیشروی به جلو و بیرون آمدن از سیکل باطل کنونی است.

 

گرچه مقابله با ریاضت اقتصادی ازنظر تاکتیکی و بسیج گسترده برای به عقب راندن بورژوازی اهمیت زیادی دارد، اما نباید فراموش کرد که این مبارزه  در متن شرایط و صف آرائی هائی  صورت می گیرد که با عنوان اروپای اجتماعی، اروپای کارگران وزحمتکشان -اروپای ۹۰ درصدی ها- در برابر اروپای سرمایه داران واروپای یک درصدی ها قرار دارد و تجربه دولت رفاه و سوسیال دموکراسی درآزمونی چند ده ساله، سترونی و پیوندهای عمیق خود با نظام سرمایه داری را بویژه  درشرایطی که تحرک و جابجائی سرمایه جهانی شده و برفرازدولت-ملت ها عمل می کند، و درشرایطی که دولت ها به کارگزارآن ها تبدیل شده اند، به اثبات رسیده است. درچنین شرایطی جنبش های طبقاتی-اجتماعی تنها می توانند با آرایش و همبستگی فراملی و هم چنین  مبارزه در بیرون از سیستم و علیه سیستم و اجتناب از توهم مشارکت در سازوکارهای قدرت، پیشروی نمایند، ضمن آن که  در راستای فوق ریاضت اقتصادی را به چالش کشیده و تا آن جا که ممکن است مطالبات فوری خود را  به قدرت های حاکم تحمیل نمایند. در همین رابطه باید افزود متأسفانه تشکل های سنتی نظیراتحادیه ها بویژه نیروهای رهبری کننده آنها، عموما مبارزات خود را درچهارچوب سیستم و حداکثربازگشت به ناکجا آباد دولت رفاه (رفرم درسیستم) تعریف کرده و پیش می برند*. چنان که در تظاهرات اخیر چنین رویکردی  باشکال گوناگون از زبان آن ها شنیده می شود. بدیهی است به اندازه ای که نقش بدنه و مشارکت توده های کارگر در این نوع تشکل ها بیشتر شود و باندازه ای که  پیوند آن ها با سایرجنبش های اجتماعی و بیکاران و طردشدگان در سطح کشوری و جهانی افزوده شود و خصلت جنبشی آن ها تقویت شود و از نفوذ و اقتدارهرم رهبری و سلسله مراتب  بسود مناسبات شبکه ای-افقی کاسته شود، بهمان اندازه  زمینه های مبارزه ضدسیستمی در آن ها تقویت خواهد شد.

 

وقتی از تعمیق بحران سخن می گوئیم، منظور آن است که این بحران نه فقط درعرصه اقتصادی تعمیق پیدامی کند بلکه هم چنین به حوزه سیاسی سیستم یعنی نظام نمایندگی پارلمانی، که در آن نمایندگان تبدیل به کارگزاران سرمایه می شوند نیز تسری پیدا می کند و موجب بی اعتمادی و بحران عمیقی در سیستم سیاسی می گردد. با چنین  ارزیای از روندهای پیش رو است که  کارگران و زحمتکشان حتی برای تحمیل رفرم و تغییرات اصلاحی به قدرت های حاکم  ناچارند که این کار را اساسا در جائی که نبض مبارزه طبقاتی می زند و از طریق مبارزات برون سیستمی (بیرون پارلمان و سازوکارهای متعلق به سیستم) و در راستای نفی آن صورت بدهند. تنها در این صورت است که سیکل بازتولید موقعیت بورژوازی توسط کارگران و توده های تحت استثمار دچار اختلال واقعی شده و در روند تکوین  خود می تواند  سیستم را  با بحران موجودیت و انهدام مواجه  سازد.

۲۰۱۲-۱۱-۱۶  26-08-1391

http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com

 

*1-

خود کشی برای تخلیه مسکن

 

http://persian.euronews.com/2012/11/11/spain-s-leaders-to-meet-to-tackle-home-eviction-crisis/

 

تظاهرات برای تخلیه مسکن:

 

      

http://persian.euronews.com/2012/11/12/hundreds-brave-weather-to-protest-in-spain/

 

مراسم تصویب بودجه یونان و کف زدن نمایندگان کارگزار سرمایه

 

http://persian.euronews.com/2012/11/12/2013-greek-budget-approved-by-a-wide-margin/

 

*2- به عنوان نمونه پیرامون رویکرد فوق

 

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=49088

 

تاریخ انتشار : ۲۷ آبان, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

به خاطر جنگ به وطن بازگشتم

۳۰ مه؛ روزی برای یادآوری زنانی که صدایشان جرم تلقی شد اما خاموش نشد 

بازتعریف «ضد امپریالیسم» در عصر جدید…

🎙 پادکست رادیو مرز: کمک رساندن | روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.

آغاز تغییرات با آزادی زندانیان سیاسی ملی اندیش

رفیق نازنین مان، داود عسگر پور عزیز بدرود