سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۲

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۲

شماتت رفیق دوران جوانی

نیاموخته ایم که مرگ اپوزیسیونی که یادگار نبردی تمام شده و از دست رفته است، نوید تولد اپوزیسیونی جوان و شاداب است و ... ناگهان از پیچ کوچه ای خروشان به میدان خواهد آمد ونعره هل من مبارز سر خواهد داد و همه انهایی را که که در انتظار باران اند و یا گوش به سکوت جنگلهای سیاهکل سپرده اند و یا به امید افسران شاخه نظامی نشسته اند و یا به هزار ترفند دیگر امید بسته اند، مبهوت خواهد کرد

به بهانه نوشته “تنها جنتی پیر نمیشود، ما نیز!” از ا. محققی

رفیقی که مطمئنا مرا نمی شناسد ولی در دوران جوانی و نشاط، هرچند دور بودیم ولی دلهایمان نزدیک بود، نامه ای تاثرانگیز نوشته است که مرا وادار کرد نه برای دلجویی بلکه برای شماتت او، قلم بدست گیرم و بنویسم که تو دیگر چرا به جمع شکوه گران و زاری کنندگان پیوسته ای؟

امروزه روز هر سایتی را که باز کنی یا با نوشته ای از یک معلم اخلاق روبرو می شوی که اندرز اتحاد وتحمل می دهد و یا با دردنامه مسافر خسته ای که سی سال پیش و یا دو روز پیش جنازه ای خیالی در چمدان گذاشته و از غم زمانه ای که استعداد اموختن را از اپوزیسیون دریغ کرده است، شاکی است.

او مینویسد: “این مقاله نیست، این دردنامه است. سی سال است تشییع جنازه می کنیم بیآنکه بدانیم این جنازه خود ماست! اما کاسه سرمان آنقدر زمخت است که متأسفانه سنگ لحد نیز ما را از مردنمان آگاه نمی کند! چرا که مرگ یک اپوزیسیون از نداشتن رابطه با مردمش، ندیدن واقعیتهای زندگی و تفکر آنها و از نداشتن نقش و تأثیر اش در مبارزات داخلی کشور بوجود می آید. بنمایش گذاشتن یک اتحاد عمل، فراگیر کردن اپوزیسیون بین نحلههای فکری، گروهها و احزاب و سازماندهی تمامی آنها برای یک امر مشترک (با حفظ چارچوبهای فکری) است که حیات یک اپوزیسیون را تضمین می کند. به او اجازه می هد که از موضع قدرت چه با حاکمیت، چه با کشورهای خارجی و چه با مردم سخن بگوید. قدرتی که به او این اجازه را می هد که خود را و مردمش را بدرستی نقد کند و پلشتیهای حاکم گشته بر زندگی اجتماعی و مردم را از موضع قدرت، فعالیت و حضور خود به چالش کشد و آنها را در عمل رهبری نماید. امید رفته را به قلبها بازگرداند. مردم نیز مانند اپوزیسیون فکرها، دیدگاه ها و خواستههای متفاوت دارند، که پراکندگی آنها را باعث می شود. اما وقتی اپوزیسیون خود را در اتحاد برای عملی معین و برای هدفی معین می بیند، او نیز همگرائی آغاز می کند. اگر به قدرت مردم آن طور که ادعا می کنیم، اگر به قدرت اندیشه خود باور داریم، نهراسیم از این که با هر مرام و اندیشهای برای یک شعار مرحلهای متحد شویم”.

 

به راستی که نیاموخته ایم

نیاموخته ایم که مرگ اپوزیسیونی که یادگار نبردی تمام شده و از دست رفته است، نوید تولد اپوزیسیونی جوان و شاداب است و هرچند نعش این جنازه ای که هنوز سخن می گوید مانعی برای روئیت اوست، ولی حضور دارد و دور از چشم اغیار رشد می کند، و ناگهان از پیچ کوچه ای خروشان به میدان خواهد امد ونعره هل من مبارز سر خواهد داد و همه انهایی را که که در انتظار باران اند و یا گوش به سکوت جنگلهای سیاهکل سپرده اند و یا به امید افسران شاخه نظامی نشسته اند و یا به هزار ترفند دیگر امید بسته اند، مبهوت خواهد کرد.

این اپوزیسیون از جنس دیگری است. سیاستمدار کهنه کار نیست. چریک جان بر کف نیست. عضو اولین حزب بزرگ خاورمیانه نیست. این اپوزیسیون از جنس توده مردم است. خروش مردم روشنفکران نوینی را به صحنه خواهد آورد که نه تنها از خیس شدن در آب نمی ترسند، بلکه از سوختن در آتش نیز هراسی ندارند.

بگذار این یادگارهای جنگ پیشین بر سر یکدیگر فریاد بکشند، یکدیگر را متهم کنند، به قهر از هم بریده و با عشوه به یکدیگر بپیوندند. به دریوزگی این یا آن ابرقدرت کاسه گردانی کنند. تهمتن نونهال ما گوش می دهد، می بیند، می آموزد و در سینه پنهان می کند فریاد خشم و دردش را… تا دهان بگشاید.

براستی که نیاموخته ایم که این یادگاران نبرد باستان اگر قرار است همسو شوند، فقط و فقط به این دلیل خواهد بود که سیل خروشان مردم ریشه های پوسیده منیت ها و تابوها و باورهای کهنه انها را از جا کنده و انها را هرچند تلوتلو خوران و علیرغم دست پا زدن ها با خود خواهد برد.

براستی که نیاموخته ایم که امید را، نور زندگی را، مردم و شراره های خشم آنها در دل ما زنده خواهد کرد، وگرنه چه نوری از پیکره سنگی ما می تواند ساطع شود. از لنین اورده ای که “. ..روشنفکری بد دردی است، بخصوص اگر در خارج از کشور باشی و رویاهای خود را به جای واقعیت بنشانی. رویاهائی که اگر از واقعیت بیشتر از چند قدم فاصله داشته باشند به پشیزی نمی ارزند”.

ولی دلم گواهی می دهد که واقعیت خروشانی که در پیش است چنان عظیم خواهد بود که خود فواصل را از میان برخواهد داشت.

با درود های رفیقانه و التماس بخشش از جسارت

تاریخ انتشار : ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!