سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ تیر, ۱۴۰۵ ۲۲:۲۱

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱

نقض موازین دادرسی عادلانه با سرشت این حکومت گره خورده است

محروم کردن رسمی متهمان سیاسی و «امنیتی» از حق داشتن وکیل مدافع در مراحل نخست دادرسی، تنها آخرین نمونه از سی و شش سال تعرض حکومت اسلامی به حقوق شهروندان ایران در امور مربوط به دادرسی عادلانه است.

Getting your Trinity Audio player ready...

محروم کردن رسمی متهمان سیاسی و «امنیتی» از حق داشتن وکیل مدافع در مراحل نخست دادرسی، تنها آخرین نمونه از سی و شش سال تعرض حکومت اسلامی به حقوق شهروندان ایران در امور مربوط به دادرسی عادلانه است. روحانیت شیعه در مسیر تجدد جامعه ایران که با بیداری تجلی یافته در انقلاب مشروطیت آغاز شد، برخی انحصارات و امتیازهای ویژه خود را از دست داد. در دو عرصه این از دست دادن حقوق ویژه، بر روحانیت بسیار گران آمد. یکی از این دو عرصه، آموزش بود و دیگری دادگستری. در عرصه آموزش، مدارس امروزی جای مکتب و ملا را گرفت و در عرصه قضا، دادگستری مدرن جای حکام شرع را. بیهوده نبود که از نخستین اقدامات حکومتی که با سرنگونی سلطنت به قدرت رسید، چنگ انداختن بر آموزش و پرورش و دستگاه قضایی بود. حتی پیش از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی و در دوره دولت موقت بود که خمینی، دو روحانی مورد اعتمادش یعنی بهشتی و موسوی اردبیلی را به بالاترین مقامات قضایی گماشت. بلافاصله پس از سرنگونی سلطنت، روحانیون در قالب دادگاه های انقلاب، نطفه قوه قضائیه حکومت فقها را تشکیل دادند. به بهانه شرایط انقلابی، ابتدایی ترین موازین دادرسی عادلانه و بنیادی ترین حقوق شهروندان در این عرصه پایمال حکومت جدید شد. پس از قانون اساسی، از نخستین قوانین مصوب جمهوری اسلامی، قانونی بود که نخست به «لایحه قصاص» معروف بود و نام کنونی آن «قانون مجازات اسلامی» است. شتاب در تصویب این قانون، اولویتهای حکومت اسلامی را نشان داد.

زندانیان سیاسی و عقیدتی، همواره قربانیان اصلی یورش حکومت اسلامی به اصول دادرسی عادلانه بوده اند. از حق داشتن وکیل که اینک از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محدود شده است، زندانیان سیاسی دهه شصت به کلی محروم بودند. فیلمی از اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران و همه کاره در زندان اوین در اوایل دهه شصت موجود است که در آن لاجوردی می گوید «خوشبختانه» هیچ وکیلی حاضر به دفاع از زندانیان سیاسی یا به قول لاجوردی «ضدانقلابی» نیست.

با کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال شصت و هفت، جمهوری اسلامی کاری را که هفت سال پیش از آن آغاز کرده بود به پایان رساند. اعضای احزاب و سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی حذف فیزیکی شدند و آنها که جان سالم به در بردند یا چاره ای جز مهاجرت به خارج از کشور ندیدند یا در داخل کشور از حق هر گونه تداوم فعالیت سیاسی قبلی خود محروم ماندند. پس از اتمام این سرکوب خونین، جمهوری اسلامی دیگر نیازی به نقض آشکار قانون اساسی و قوانین ناظر بر دادرسی خود نمی دید. در نتیجه، حکومت کوشید به حدی از «قانون مداری» تظاهر کند. پروژه حذف مخالفان سیاسی به گونه ای ادامه یافت که حکومت بتواند از مسئولیت مستقیم آن شانه خالی کند، یعنی به صورت ترور مخالفان در داخل و خارج از کشور.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی علیرغم تظاهر به قانون مداری از پایان دهه شصت تا امروز، بیش از هر دستگاه حکومتی دیگر عرصه بی قانونی و خودسری است. «ستاره» های این دستگاه و معروفترین چهره هایش امثال سعید مرتضوی بوده اند. جمله «قوه قضاییه به وظیفه اش عمل کند» همواره حکم یک تهدید را دارد. پشتوانه این تهدید، اجرای سالانه صدها حکم اعدام، حبس غیرقانونی و احکام به شدت طالمانه علیه زندانیان سیاسی و اعمال انواع و اقسام شکنجه هاست. قوه قضاییه، شمشیر تیز حکومت علیه شهروندان است در حالی که یکی از وظایف آن باید رسیدگی به شکایات شهروندان از حکومت باشد. در مواردی، قاضی و دادگاه تنها دستوربگیر نهادهایی مانند وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران اند. در قوه قضاییه جمهوری اسلامی، حکم کتبی به دست زندانیان سیاسی نمی دهند. زندانیان سیاسی از حقوق مصرحه در قانون اساسی خود نظام نیز محروم اند. نه از رسیدگی علنی به جرایم مطبوعاتی خبری است و نه از صدور قرار قضایی در بیست و چهار ساعت نخست پس از بازداشت. اکنون با محروم کردن متهمان سیاسی از داشتن وکیل در مراحل اولیه قضایی، باز قوانین دیگر خودشان را نقض کرده اند.

همان گونه که از شرایط لازم حکومت قانون و دمکراسی، یک دادگستری مستقل و ملزم به رعایت اصول دادرسی عادلانه است، از شرایط لازم تداوم یک حکومت استبدادی مانند حکومت فقها نیز قوه قضاییه ای است که دادرسی عادلانه را نقض کند. نقض اصول دادرسی عادلانه، با سرشت حکومت جمهوری اسلامی گره خورده است. قوه قضاییه ای که حقوق شهروندان را فدای منافع قدرت کند، حکم یکی از ستونهای نظام را دارد که اگر بدان خللی وارد آید، بنیان این نظام به لرزه خواهد افتاد. این ستون، از آخرین ارکان حکومت است که فرو خواهد ریخت.

سهراب مبشری
۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵
 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۳۰ تیر, ۱۳۹۴ ۴:۳۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پنجاه سال پس از هشتم تیر ۱۳۵۵؛ بزرگداشت حمید اشرف و یاران (روز جان‌باختگان فدایی)

چراغم روشن است

پنجاهمین سالگرد جان‌باختن حمید اشرف و یاران | طهماسب وزیری، محمود سیدی در گفت‌وگوبا مهرزاد وطن‌آبادی

تبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر

وقتی زمین می‌لرزد و نابرابری می‌کُشد!

از قمرالملوک وزیری تا پرستو احمدی؛ یک قرن مبارزه برای شنیده شدن صدای زن