سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۶:۰۲

پنجشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۲

آتش سوزان نکند با سپند آنچه کند آه دل دردمند

تهران به بن‌بست رسيده است و آنچه در فضاي شهري به صورت دود و گردوغبار و ريزگردها مشاهده مي‌شود آه دل و ناله شهروندان بم، زاهدان، مازندران، بابلسر، آذربايجان، خرم‌آباد، گناوه،... است که فرصت‌هايشان در طرح‌هاي کشاورزي، گردشگري، صنعت و معدن و... به بهاي آباداني کاذب پايتخت از دست رفته است. راه‌حل برون رفت از اين بي‌عدالتي و ظلم تمرکززدايي و خرج‌کردن درآمد هر استان براي خودش مي‌باشد.

همه به شرایط عادت می‌کنند. کمی که بگذرد آلودگی هوا نیز همانند شلوغی، ترافیک، آمار بالای جرم و جنایت و آلودگی صدا عادی می‌شود. تعدادی سرطان می‌گیرند و گلوها همیشه گرفته است و چشم‌ها می‌خوارند. بیماری آسم مثل سرماخوردگی شایع می‌شود. مباحث علمی زیادی مطرح است که چرا تهران به این وضع گرفتار شده است. چرا دیدن خورشید و داشتن هوای تازه، آرامش و آسایش در این شهر کم‌یاب شده است. وقتی که تهران را نگاه می‌‌کنم بیشتر آن را شبیه یک معدن و یا اردگاه کار اجباری می‌بینیم. معلم، پرستار، کارگر، روزنامه‌نگار، نویسنده، تاجر… همه در حال دویدن هستند. تعداد بسیار اندکی از طبقات قدیمی ثروتمند و طبقات تازه به دوران رسیده به علل گوناگون توانسته‌اند حاشیه امنی با سرمایه‌های میلیاردی فراهم کنند. اما تهران تبدیل به اردوگاه کار اجباری دسته جمعی شده است که همه برای بقا و داشتن حداقل زندگی چند جا کار می‌کنند. در هیچ جا نیز کارشان را به درستی انجام نمی‌دهند. همه در حال دویدن، دروغ گفتن، چاپلوسی‌کردن برای به دست آوردن چند متر زمین و سر پناه و حداقلی از امکانات هستند. مردم خسته، مصرفی و بی‌تفاوتی که برایشان همه چیز عادی شده است. مردمان ذره‌ای و فردگرایی که به دنبال یافتن جای امن چند متری هستند که سعادت را در کنج خانه‌های کوچک معنادار کرده‌‌اند. اما چرا این اردوگاه کار دسته جمعی اکنون حتی از دادن اکسیژن و هوای پاک به شهروندان دریغ دارد. بسیاری می‌گویند در تهران همه چیز وجود دارد. حتی می‌گویند شلوغی، ترافیک، سروصدا، هوای ناپاکش را نیز دوست دارند و پایتخت را با هیچ کجا عوض نمی‌کنند. به علت سیاستگذاری‌های تمرکزگرا و جمع شدن بیش‌از اندازه قدرت، ثروت و فرصت در پایتخت مهاجرت‌ها بسیار تشدید شده است. تهران هر چه امکانات داشته باشد و حتی اگر چند طبقه شود یعنی در زیر‌زمین و روی‌زمین و هوایش نیز ساختمان بسازند، مهاجرت‌ها ادامه پیدا خواهد کرد. استدلال این است که در تهران فرصت شغلی وجود دارد، پول فراوان ریخته شده است، مردم در تهران قدرت دارند، مدرنیته و مظاهر شهرنشینی شکل گرفته است، امکانات و فرصت پیشرفت فراهم است و… این استدلال‌ها همه را جذب کرده است حتی اگر اکسیژن کافی وجود نداشته باشد. به نظر نویسنده علل اینکه اکنون تهران به لحاظ همه آمارها به بن‌بست رسیده است و حتی هوای کافی جهت تنفس شهروندان را ندارد مربوط به بی‌عدالتی و تمرکزگرایی شدید می‌باشد. آنچه به صورت غبار سیاه و تاریک و کثیف نفس کشیدن را از شهروندان تهرانی سلب کرده است آه و ناله مردمی است که به صورت آشکار به آنها ظلم روا داشته شده است تهران نماد ظلم و بی‌عدالتی در کشور است. این آلودگی آه دل مظلومان مریضی است که شهرستان و استانشان امکانات پزشکی ندارد و مجبورند به پایتخت بیایند. این آلودگی آه شهروندان خوزستان و بوشهر است که پول نفت و گازشان صرف مترو، پل، پارک و امکانات در پایتخت شده است. آه شهروندان مناطق محروم و مرزی است که با هزار امید کودکان و نخبگانشان از مدرسه به دانشگاه می‌آیند و بعد در پایتخت ماندگار می‌شوند. تمام نیروی انسانی نخبه، ثروت و سرمایه، امکانات و تجهیزات، دانشگاه و نهادهای اصلی قدرت و سیاست‌گذاری در تهران جمع شده‌ اند. تمام توان بهداشتی و آموزشی، بیمه و بانک و گردشگری کشور در تهران تجمیع شده است. تهران تبدیل به شهر مصرفی با شهروندان ذره‌ای شده است که حتی از نخبگان و سرمایه به علت تراکم بیش از اندازه نمی‌تواند استفاده کند.

 تهران به بن‌بست رسیده است و آنچه در فضای شهری به صورت دود و گردوغبار و ریزگردها مشاهده می‌شود آه دل و ناله شهروندان بم، زاهدان، مازندران، بابلسر، آذربایجان، خرم‌آباد، گناوه،… است که فرصت‌هایشان در طرح‌های کشاورزی، گردشگری، صنعت و معدن و… به بهای آبادانی کاذب پایتخت از دست رفته است. راه‌حل برون رفت از این بی‌عدالتی و ظلم تمرکززدایی و خرج‌کردن درآمد هر استان برای خودش می‌باشد. امکانات در قالب بیمارستان و وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها و… باید در تمام کشور پخش شوند. اگر همین شرایط بدون یک طرح کلی ادامه پیدا کند بحران‌های بزرگ امنیتی که سرمایه و نیروی انسانی کشور را از بین می‌برد به دنبال خواهد داشت باور کنید این غبار و ابر سیاه و کثیف بالای شهر تهران آلودگی هوا و گازهای گلخانه‌ای نیست بلکه آه دل مردم و نتیجه بی‌عدالتی و ظلم بر سایر نواحی گهر بار ایران زمین است به قول سعدی:

آتش سوزان نکند با سپند

آنچه کند آه دل دردمند

 

تاریخ انتشار : ۲۲ دی, ۱۳۹۱ ۴:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: در حالی که جهان برای جام جهانی آماده می‌شود، که به عنوان جشن وحدت فرامرزی تبلیغ می‌گردد، به طور فزاینده‌ای آشکار شده که دسترسی به جام همچنان نابرابر و سیاسی است. این “بازی زیبا” در معرض خطر تبدیل شدن به آینه‌ای از همان اختلافاتی است که به طور تاریخی و چرخه‌ای، هماهنگی جهانی را تضعیف کرده‌اند. اگر از ورود بازیکنان، مربیان یا هواداران بر اساس ملیت، مذهب یا گذرنامه‌ای که دارند، جلوگیری شود، وعده یک تورنمنت واقعاً جهانی از بین خواهد رفت. در نهایت، سوال دیگر فقط این نیست که چه کسی واجد شرایط حضور در زمین است، بلکه سوال این است که چه کسانی اجازه حضور در زمین را نخواهند داشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

تاثیرات جنگ و بحران‌ها بر بهداشت زنان، به مناسبت ۲۸ ماه مه

مورخ آمریکایی: «هر دولتی که با حمایت ایالات متحده به قدرت برسد، فاقد مشروعیت خواهد بود.»

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

تعویق مذاکرات غنی‌سازی هسته‌ای تا زمان دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ و باز کردن تنگه هرمز.

از غزه تا میناب | کودکان در جنگ | برنامه ویژه دوره هفدهم جشنواره بین‌المللی سینمای تبعید – سوئد