سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اسفند, ۱۴۰۴ ۰۱:۲۱

یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۱

اینجا Here

هوا سرد شده. برف، کف حیاط و خانه باغ را پوشانده. زمستان باهمه‌ی ابعادش رخ نمایانده است... برف و سرما و تنهایی... از محفلِ دورِ آتشِ آن سال‌های دور اثری نیست. روشناییِ مهتاب، جلوه‌ای نمایان‌تر یافته...

هوا سرد شده. برف، کف حیاط و خانه باغ را پوشانده. زمستان باهمه‌ی ابعادش رخ نمایانده است… برف و سرما و تنهایی… از محفلِ دورِ آتشِ آن سال‌های دور اثری نیست. روشناییِ مهتاب، جلوه‌ای نمایان‌تر یافته…

«جانان» رو کرد به پیرمرد و گفت: «عمو تو توی گذشته موندی!» این را بعد از بحث داغی که بین‌شان در گرفت با عصبانیت گفت و رفت به طرف اتاق تودرتوی آخری. شوهرش «مهدی» از این برخورد ناراحت شد، توقع نداشت این برخورد تُند را از او … گفت‌وگویی صمیمی‌تر از سوی همسرش می‌پسندید. با نگاهی مغموم به طرف پیرمرد رفت و گفت : «عموجان به دل نگیر. شما می‌دونی که چقدر دوست‌تون داره. براتون احترام قائله. دست خودش نیست. این روزا اعصاب همه داغونه…» پیرمرد تو ذهنش دنبال کلمه‌ای می‌گشت که جواب مهدی را بدهد که صدای هق‌هق جانان از اتاق، فضا را پر کرده بود.  گفت: «عیبی نداره پاشو برو دستی به سروروش بکش. آرومش کن.»

مهدی از روی مبلِ خاکستری رنگ ورو رفته‌ی ایوان بلند شد و آمد جلوی صندلی که درست روبروی تلویزیون بود؛ دستش را روی شانه پیرمرد گذاشت. خم شد تا سرش را ببوسد. گفت: «خیلی معذرت می‌خوام اینو بذار به حساب من. من شروع کردم…» بعد هم رفت داخل اتاق. پیرمرد ماند وتلویزیونی که حالا مجری و دو مهمانش، کارشان به داد و فریاد کشیده بود. وقایع سال ۵۶ و ۵۷… یکی می‌گفت آن حوادث ارادی بود و آن دیگری حوادث را غیرارادی می‌دانست. از اعمال قدرت دیگر کشورها می‌گفتند و نهایتاً فریب خوردن مردم!…  دیگر درست نمی‌‌‌شنید چه می‌گفتند. ریخت و قیافه‌شان در هاله‌ای از مه گم شده بود. بحث که نه؛ دعوا به جاهای باریک کشیده بود… پیرمرد از فضای تلویزیون و این گفتگوی خسته‌کننده تکراری خودش را خلاص کرد… فضای خانه باغ خالی از نور مهتاب شده بود. زمزمه ی آرام آوازی به گوش می‌رسید. صدایی آشنا در فاصله‌ای دور آواز می‌خواند. اما نمی‌شد فهمید دقیقا کجاست و صدایش از کدام سو می‌آید. آواز آرام وکشیده و محزون بود شبیه مویه‌ای که به زحمت به گوش می‌رسد گاه از سمت راست گاه از سمت چپ گاهی از بالا و زمانی از انتهای باغ. گویی روحی نامریی و سرگردان بر فراز آنجا بود که آواز می‌خواند. پیرمرد سر به زیر افکنده، در اندیشه‌ای فرو رفته‌بود و زمزمه‌کنان با خود نجوا می‌کرد و به یاد می‌آورد:

غروب یکی از روزهای نه چندان سرد نیمه‌های پاییز بود. به نظر روزگار دیگری داشت رقم می‌خورد…همان موقع هم برای آمدن هیچ دلیل قابل دفاعی نبود ولی حالا هزاران دلیل وجود دارد برای رفتن… حالا که سال‌ها گذشته و در رهگذر زمان همه چیز آشکار گردیده؛ حرف و حدیث‌ها بسیار است. حدس و گمان‌هایی که هر چه گذشت؛ رنگ و لعابی خاص به خود گرفت… روزهایی که با همه‌ی مرارت‌ها، مادر بود. خواهران و برادران همه بودند و به هر سمتی می‌رفتی رفیقی، دوستی،آشنایی، یار و یاوری…صحبت از محبت بود.  زندگی داشت معنا پیدا می‌کرد. بغضی اگر بود؛ گذشت هم بود. نفرت اینچنین همسو با تار و پود جامعه نبود. اماهرچه گذشت؛ آنی نشد که می‌پنداشتند! و آنی نبود که دستکم آن سال‌ها داشتند. دیگر لحظه‌های شاد تکرار نشد؛ و اگر هم بود؛اندک بود و گذرا…  گویا دنیا «کُنْ فَیَکُونُ^^» شده بود… به نظر«کهنه رو به مرگ است و نو ناتوان از زاده شدن… ^^^»

پی‌نوشت:
^.اینجا Here نام فیلمی( ۲۰۲۴) به کارگردانی رابرت زمکیس زادهٔ ۱۴ مهٔ ۱۹۵۲ و نویسندگی اریک راث زادهٔ ۲۲ مارس ۱۹۴۵ و زمکیس.
^^.کُنْ فَیَکُونُ = زیر و زبر، زیر و رو، درهم ریخته…
^^^.عنوان کتاب نانسی فریزر Nancy Fraser زادهٔ ۲۰ می ۱۹۴۷ نظریه‌پرداز آمریکایی…

واپسین روزهای دی۱۴۰۳ پهلوان
@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۹ دی, ۱۴۰۳ ۵:۲۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

سیزده روز پس از آغاز حملۀ امریکا و اسراییل به ایران، این واقعیت تلخ و خونین هر روز بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود که هدف اصلی تمامیت میهن ما و تکه‌تکه کردن آن است و جانیان و متجاوزان به خاک ایران، در این راه از هیچ جنایتی پرهیز ندارند. در چنین شرایطی، تدوین و امضای یک دادخواست رسمی بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این کارزار با محوریت تحقیق فوری دربارهٔ حمله به مدرسهٔ دخترانه «شجره طیبه» در میناب منتشر شد و بار دیگر توجه جهانی را به پیامدهای انسانی تجاوز نظامی به ایران و خالی کردن زرادخانه‌های امریکا و اسراییل بر سر شهروندان ما جلب کرد.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یورگن هابرماس، یکی از مهم‌ترین روشنفکران آلمان، درگذشت.

جنبش صلح، فمینیستی است.

امروز خورشید طلوع نکرد

آیا هنوز می‌توان از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل سخن گفت و از آن دفاع کرد؟

چه آینده‌ای در انتظار هواداران پهلوی است؟ پیامدهای فروپاشی یک یقین سیاسی

چرا ترامپ خامنه‌ای را ترور کرد؟