سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۷

دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۷

بچرخ تا بچرخیم

زن قوری را از بغل منقل برداشت و دوتا چای خوشرنگ برای خودش و همدلش توی استکان کمر باریک که از دبی آورده بود ریخت و قلیانی که تازه تنباکویش را عوض کرده بود را گذاشت جلو رویش و نی آنرا به لب گرفت...
Getting your Trinity Audio player ready...

مرد: زن کمی حیا کن، این همه داد و هوار راه ننداز، زشت است، ما آبرو و حیائی داریم در این محل، خوبیت ندارد، خجالت هم خوب چیزی هست.

زن قوری را از بغل منقل برداشت و دوتا چای خوشرنگ برای خودش و همدلش توی استکان کمر باریک که از دبی آورده بود ریخت و قلیانی که تازه تنباکویش را عوض کرده بود را گذاشت جلو رویش و نی آنرا به لب گرفت.

صدای قلیان برایش انگار نغمه ای بود که از دل حُزن آلود ام کلثوم در انت عمری بر می آمد.

رو کرد به همدلش و گفت این روزا حاج آقا فیلش هوای هندوستان کرده و نغمه ای تازه زمزمزه می کند.

پررو و بی حیا می گوید شصت سال که عمری نیست تازه اول عمر و فراغت و…

فکر کرده حالا که قانون به نفع او و امثال آنها توی این زمونه هست، هر غلطی که دلشان بخواهد می توانند بکنند. کور خوانده اند.

کاری سرش بیارم که هیچ وقت، فیلش هوای هندوستان نکند!

در خونه بازه، حیا گربه کجاست؟

می گوید عمری از تو حاج خانم گذشته و در چند صباح زندگی ظلم است که شما یک پایت تو مطبخ باشد و یک پایت پای گهواره.

تو باید در این وانفسای عمر حاج خانم باشی و…

کور خوانده. هر گردی گردو نیست و من از آن زنی هائی نیستم که بسپارم سرنوشتم را به دست حضرت عباس…

مرد: حیا هم خوب چیزی هست، این الم شنگه ها را بزار کنار، بشین سر خونه و زندگیت. من که نمی خواهم کار خلاف شرع بکنم، همین حاج عبداله خودمون را نگاه کن. مگه هم زن رسمی ندارد، و هم صیغه ای. تازه من که نه صیغه ایش را دارم و نه چهار تا رسمی اش.

می خواهم زنی بگیرم کمک حال تو باشد.

تو صاحب خانه ای، هر کس بیاید مهمان است.

مساله من زن گرفتن و هوو آوردن بر سر تو نیست. زن گرفتن من، به دنیا آوردن پسر و پسر هائی هست، این چند تا ملک ناقابل و کارخانه هائی که داریم احتیاج به مدیریت دارند.

زن گرفتنم را برای هوا و هوس خودم نمی خواهم.

من پسر می خواهم که فردا که مُردم، کسی باشه این چند تا شرکت و چند تکه زمین و چندر غازی که توی بانک خارج دارم به حساب و کتابش رسیدگی کند. تو که ماشاالله و صد ماشاالله برایم همه دختر زائیدی!

زن دو زاریش بیشتر افتاد. ده شاهی بده آش و به همین خیال باش.

مشکل و درد تو، پسر داشتن نیست، حال بگذریم که این مساله دست من و تو نیست

اگر این بود، می باید تو سالهای پیش به این فکر می افتادی نه حالا که پات لب گوره.

مشکل تو چیز دیگری است. دلت هوای جوجه کباب کرده وگرنه تا حالا تمام شرکت ها و کارهای آن را همین دختر ها راست و ریست نکرده اند.

خجالت داره مرد. نه به آن تسبیح و ریش و هر سال حج رفتنت، نه اینکه چشم هرزه ات افتاده دنبال آن دختر معصوم.

شرم داره مرد. او همسن و سال دخترت طوبا می باشد. چطوری رویت میشود توی روی دخترات نگاه کنی؟

مرد: ببین زن، هیچ جای حدیث و حتی قرآن نیامده است که ازدواج من و امثال من ربطی به سن و سال و امثالهم دارد.

تو از خودت بگو. لطفأ از دخترهایم مایع نذار.

زن داشت دیوانه میشد. انگار تمام گفته هایش به سنگ می خورد.

نه شرم و نه حیائی در او میدید، و نه پشیمانی. شرع و قانون هم به نفع مرد ها بود.

طلاق را هم وسیله ای مناسب برای فشار به او نمی دید.

او خود خوب می دانست که پیشنهاد طلاق وسیله مناسبی نیست.

(آدم کور چه می خواهد؟ دو چشم بینا!).

زن در خود به اندیشه نشست.

مساله زن گرفتن حاج آقا را در جمع خانوادگی طرح کند؟

حاج آقا، سرمست زمان و آینده ی پیش رو، کبکش خروس می خواند،

از طرف دیگر حاج خانم در تدارک پاتک زدن به خواسته های حاج آقا بود.

دختران با مادر شان همدل بودند.

برای آنها سخت بود، وقتی نگاهی به سن و سال صُمیه می کردند. همسن طوبا بود که هفده سالی خود را پُر می کرد.

طوبا، درمخالفت این انتخاب، سر سخت تر از دو خواهر بود. صُمیه را می شناخت. با هم همکلاس بودند. گر چه صمیمی با هم نبودند. همیشه دلش می خواست که با او دوست شود ولی صُمیه از او دوری می کرد.

حال برایش داشت روشن میشد این امتناع و دوری از کجا ناشی میشد.

او هرگز به این احتمال فکر نکرده بود و بی خبر از همه چیز بود…

حاج آقا، با آن ذهن حقیرش، می دانست که چه اتفاقی دارد می افتد.

او داشت متوجه میشد که دیگه احکام و شرع دارد ترق می خورد.

به خودش لعن و نفرین کرد که چرا دختراش را به درس و علم تشویق می کرد.

خود را دریک بن بست می دید. هیچکدام اعضای خانواده با او موافق نبودند، اما او از خواسته های خود عقب نشینی نمیکرد.

شرایط در خانواده داشت شکل تازه ای به خود میگرفت. بنوعی، حقوق پدر داشت به سُخره گرفته میشد.

در شهرستان های جنوب همیشه نتیجه منفی سنت در خانواده ها بیشتر بر فرزندان بوده تا جنبه مثبت آن. بخصوص به خاطر شرایط معیشت و عدم آگاهی در آن زمان.

اما امروز علم دارد چشم ها را باز می کند، حتی در استان های محروم جنوب نگاه رئیس و ریاست در خانواده داشت ترک می خورد.

صمیه، راه حل زندگی خود را گفتگو با طوبا می دید.

پس از آن کلاس درس، که مبحث آن زندگی بود در باورها.

هر دو دل شوره های خود را کنار گذاشتد. خود را به باور بیشتر گره زدند. صُمیه لحن صدایش حُزن داشت، طوبا او را درک می کرد.

…..

می دانم تو و خانواده ات موافق این ازدواج نیستید و خانواده من هم رضایت ندارند، اما قانون امروز در جامعه ما علم نیست، شریعت است و زور.

طوبا حرف های صُمیه را خوب می فهمید. یک لحظه خود را جای او گذاشت و این بیت از حافظ، مرد غزل، را زمزمه کرد.

«من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم باوفا ندیدم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم»

 

او را بغل کرد و گفت من و خانواده ام در کنارت هستیم.  مادرم را می فرستم که با خانواده ات صحبت کند. اینکه خانواده ات مخالف این ازدواج هستند نشانه ی خوب و مثبتی میباشد.

صُمیه در خود احساسی دیگری حس کرد و صحبت با طوبا او را از این ازدواج نا خواسته به فرازی دیگر گره زد.

حاج آقا هنوز در توهمات خودش دست و پا می زد.

تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن, ۱۴۰۳ ۹:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آینده ناتو و ترکیه

بیانیه نهایی اجلاس اوراسیا اعلام شد  

جنگ ایران و مبارزه راهبردی در ایالات متحده آمریکا

تنهایی در زمانه آشوب

اعتصاب زندانیان قزلحصار در اعتراض به اعدام‌ها وارد دوازدهمین روز شد

ثابت ها در موقعیتی ناپایدار