سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۰۹

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۹

جامعه‌ پذیری و یادگیری نقش‌ها

نیکولاس ابرکرامبی در کتاب خود «درآمدی بر جامعه‌شناسی»[۱] از ارزش‌های مشترک در جامعه می‌گوید. وی در یکی از بخش‌های کتاب با عنوان «چرا همه‌چیز از هم نمی‌پاشد؟» ارزش‌های مشترک در جامعه را ارزش‌هایی می‌داند که چنان بنیادین هستند که افراد بدون تأمل به آن‌ها عمل می‌کنند و آن¬ها را درونی کرده‌اند.

Getting your Trinity Audio player ready...

در دنیایی زندگی می‌کنیم که ارزش‌هایی همچون احساساتی بودن زنان و یا قدرتمند بودن مردان اموری بدیهی انگاشته می­شوند. مشاغل مراقبتی پرستاری و معلمی زنانه و صنعت و معدن مردانه‌اند. این‌ها ارزش‌های مردسالارانه‌ای هستند که در جوامع با شدت و ضعف‌های مختلف تثبیت‌شده‌اند.

نیکولاس ابرکرامبی در کتاب خود «درآمدی بر جامعه‌شناسی»[۱] از ارزش‌های مشترک در جامعه می‌گوید. وی در یکی از بخش‌های کتاب با عنوان «چرا همه‌چیز از هم نمی‌پاشد؟» ارزش‌های مشترک در جامعه را ارزش‌هایی می‌داند که چنان بنیادین هستند که افراد بدون تأمل به آن‌ها عمل می‌کنند و آن­ها را درونی کرده‌اند. این درونی کردن ارزش‌ها نیز خود مستلزم فرآیند جامعه‌پذیری است.

در این اثر ابرکرامبی همچون بسیاری جامعه شناسان دیگر (چون کولی) فرآیند جامعه‌پذیری را در دو مرحله می‌بیند. جامعه‌پذیری اولیه که در دوران کودکی و جامعه‌پذیری ثانویه در میان گروه‌های همبازی، همالان و در ارتباط با بزرگ‌سالان و بستگان رخ می‌دهد.

با بهره‌گیری فمینیستی از چنین تبیین جامعه‌شناختی می‌توان نقش جامعه‌پذیری و درونی کردن ارزش‌های نابرابر جنس­گرا را در جامعه یافت. ارزش مشترک در جامعه مردسالار که افراد بدون مکث یا تأملی به آن عمل می‌کنند فرودستی زن در ابعاد مختلف است. از بعد اقتصادی در چنین جامعه‌ای زنان و مردان جامعه پذیرفته‌اند که مرد نان‌آور خانه است و زن در صورت اشتغال نیز ضرورتی به دستیابی استقلال مالی ندارد و می‌تواند با حقوق کم‌تر و یا در مشاغل پاره‌وقت ایفای نقش کند. این تبعیض دوگانه علیه مرد و زن موجب استثمار مالی زن توسط مرد و کنترل وی و فشار روانی بیش‌تر بر مرد به علت پذیرش مسئولیت‌های دشوار مالی می‌شود. امری که میان مرد و زن پذیرفته و درونی شده است. از بعد جنسی و جسمی نیز درونی شدن ارزش مشترک مردسالارانه می‌تواند خود را در امر «غیرت» بروز دهد. زمانی که بدن و جسم زن در تعلق مرد قرار دارد، غیرت با خود نوعی مالکیت به همراه می‌آورد، آنچه در میان انگلیسی‌زبان‌ها با عنوان «jealousy» به معنای حسادت شناخته می‌شود؛ که می‌تواند به هر دو جنس اطلاق شود و بار مالکیت با خود همراه ندارد. از بعد سیاسی تصور ناتوانی زنان که در جامعه درونی شده است، در پذیرفتن نقش‌های منطقی همچون قضاوت در حقوق و سیاست‌گذاری کلان، نابرابری در جامعه را تشدید می‌کند. پس ارزش‌های درونی شده توسط جامعه‌پذیری چنین در نابرابری نقش‌ها میان دو جنس تأثیرگذارند.

اما در مرحله دوم زمانی که از فرآیند جامعه‌شناختی سخن به میان می‌آید، این نابرابری از طریق پدر و مادر جنس­گرا (ناآگاه) در زمینه پرورش فرزندان تجلی می‌یابد. با تفاوت گذاری میان فرزند پسر و دختر، خرید لباس‌های صورتی و عروسک برای دختران و لباس آبی و ماشین برای پسران، ارزش‌های احساس/منطق، زن/مرد توسط والدین بازتولید می‌شود. والدینی که به فرزند پسرشان می‌آموزند «مرد گریه نمی‌کند»، در حال درونی سازی منطق غلط مردسالار در فرزند هستند. پس از ورود کودک به جامعه سایر عناصر جامعه‌پذیری همچون نهاد آموزشی، رسانه و ساختار سیاسی و درنهایت کل جامعه فرد را مطابق خواست جامعه مردسالار تربیت‌کرده و جامعه‌پذیر می‌کنند و این چرخه معیوب ادامه می‌یابد.

اما نکته‌ای که ابرکرامبی به آن اشاره می‌کند این است که ارزش‌های مشترک تا زمانی کارآمد هستند که افراد گزینه دیگری جز آن­ها نداشته باشند؛ بنابراین می‌توان با بسط ارزش‌های برابری طلب میان زنان و مردان ارزش‌های موجود را به چالش کشید و آن‌ها را تغییر داد. ارزش‌هایی که به افراد به‌عنوان انسان نگاه می‌کنند نه زن و مرد. گسترش شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های عمومی (همچون اینترنت) و نشریات آگاهی‌بخش می‌توانند در بسط این تفکرات کمک‌رسان باشند. با تغییر در نگرش عمومی جامعه این آثار می‌توانند افرادی را تربیت کنند که با ورود به ساختار مردسالار آن را به چالش کشیده و به اصلاح و تغییر و بهبود آن کمک کنند. بنابراین ارزش‌ها قابل‌تغییرند و تنها به عاملان و کنشگران فعالی نیاز دارند تا با رد پذیرش صرف هنجارهای تثبیت‌شده به جایگزینی هنجارهای جدید و بازتولید و نشر آن در جامعه بپردازند. ارزش­هایی که بر حضور فعال و مفید زنان در سیاست، اقتصاد و جامعه تأکیددارند و مشاغل، علائق و یادگیری را به جنسیت خاصی نسبت نمی‌دهند.

 

[۱] در کتاب نیکولاس ابرکرامبی با عنوان «درآمدی بر جامعه‌شناسی» که توسط هادی جلیلی ترجمه‌شده است و نشر نی آن را منتشر کرده است صرفاً به درونی کردن ارزش‌ها در جامعه پرداخته‌شده است. یکی از این ارزش‌ها به نظر نویسنده مقاله مردسالاری است.

برچسب‌ها:آسیب های اجتماعیآموزشکلیشه های جنسیتیکودکان

نوشته‌های پیشین

نوشته‌های پیشین

 

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن, ۱۳۹۴ ۱:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند

تفسیرها پیر می‌شوند

۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی