سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۶

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۶

جام جهانی فوتبال زنان

اینگونه است که فوتبال زنان الگوی پذیرفته شده زن را در جهان به هم می‌ریزد و هنوز بسیاری از جوامع، رسانه‌ها و افراد قصد ندارند این عرصه برای زنان خیلی جدی گرفته شود. این موضوع در حدی پیش می‌رود که بسیاری از ما حتی از وجود جام جهانی زنان اطلاعی نداریم. تبعیض‌های جنسیتی در فیفا تا جایی پیش می‌رود که حتی سپ بلاتر، رییس فیفا، در مراسم بازیکن سال فوتبال جهان، الکس مورگان را نمی‌شناسد. مورگان که یکی از معروفترین بازیکنان فوتبال زنان جهان است می‌گوید: «خیلی شوک آور بود که رییس فیفا نمیدانست من کی هستم». و اینگونه است که جام جهانی فوتبال اسم عامی می‌شود برای «جام جهانی فوتبال مردان».


بزرگترین گروه بندی در جوامع انسانی، تقسیم بندی افراد بر اساس ساختار بیولوژیک بدن انسان است. رایج‌ترین نوع این تقسیم بندی سعی‌ کرده است که تمام افراد جهان را در دو دسته زن و مرد بگنجاند. به دنبال این تقسیم بندی زن و مرد بودن فقط به تفاوت فیزیولوژیک انسانها محدود نمانده و به ابعاد اجتماعی و رفتاری هم کشیده شده است. به گونه‌ای که جامعه رفتارهای متفاوت، نقش‌های اجتماعی متفاوت و پوشش متفاوتی را از زنان و مردان انتظار دارد. نسبت دادن نقش‌ها و ویژگی‌های متفاوت به زنان و مردان با گذشت زمان تبدیل به کلیشه‌هایی ماندگار شده‌اند، به گونه‌ای که نحوه فکر کردن و عمل اعضای جامعه را جهت می‌دهند، از عناصر مهم فرهنگی تلقی شده و توسط رسانه ها، آموزش و پرورش، خانواده‌ها و نهادهای مختلف اجتماعی بازتولید می‌شوند.

کلیشه‌های جنسیتی در حوزه بیولوژی بدن، مردان را قوی‌تر از زنان می داند به این معنا که همه‌ی مردان از زنان قوی‌تر هستند. اعضای جامعه پذیرفته‌اند که بدن زنان از بدو تولد ضعیف‌تر، ظریف تر و شکننده‌تر از بدن مردان است و در نتیجه زنان قدرت بدنی کمتری نسبت به مردان دارند. فارغ از اینکه پذیرش جمعی این کلیشه به تقویت آن در عمل کمک کرده است؛ زنان را از فعالیت های سنگین، ورزش‌های سنگین و شغل‌های بدنی بازداشته ‌است و آنها را در اختیار مردان قرار داده است. در نتیجه مردان در این نوع فعالیت‌ها هم از نظر جسمی، و هم تجربی ورزیده‌تر خواهند شد و این کلیشه همچنان بر قوت خود باقی خواهد ماند.

در عرصه ورزش هم کلیشه های جنسیتی میدان را از زنان گرفته اند و عرصه را برای حضور زنان در بسیاری از رشته‌های ورزشی تنگ کرده‌اند. فوتبال، یکی از ورزش های پرطرفدار دنیا، سالهای طولانی ورزشی مردانه تلقی می‌شد، تا اینکه زنان به سختی در مقابل این کلیشه‌ها ایستادگی کردند و وارد عرصه فوتبال شدند. فوتبال زنان سالها مورد تمسخر مردان بود، فارغ از توجه به این مورد مهم که تجربه اندوخته مردان در فوتبال مهارت بیشتری را هم برای آنها به دست داده بود. تلاش زنان در فوتبال تا آنجا پیش رفت که در سال ۱۹۹۱ جام جهانی فوتبال زنان، ۶۰ سال پس از مردان آغاز شد.

جام جهانی فوتبال زنان، با اینکه پربیننده‌ترین رویداد ورزشی زنان جهان است و با اینکه فوتبال از پر بیننده‌ترین ورزش‌های جهان است، هنوز بیننده‌های کمی دارد. به وقت جام جهانی فوتبال مردان، جهان به تکاپو در می‌آید، رسانه‌های مختلف پیوسته این رویداد را با آب و تاب‌تر و جنجالی تر گزارش و توجه مردم دنیا را به سمت فوتبال مردان جلب می‌کنند.

به وقت جام جهانی فوتبال زنان رسانه ها از تقویت کلیشه‌ها دست نمی کشند. کلیشه‌های جنسیتی، زیبایی و ظرافت تعریف شده برای بدن زن را در ورزش فوتبال مخدوش می‌بیند. وقتی زنان، ورزش به اصطلاح مردانه‌ فوتبال را در سطح جهانی بازی می‌کنند تمام کلیشه‌های جنسیتی پیرامون بدن زن زیر سؤال می‌روند. زنان در میانه زمینِ فوتبال زیبایی همیشگی، اغواگری زنانه‌ و ظرافت‌های مورد انتظار را به نمایش نمی‌گذارند. رسانه‌هایی که در تمام طول سال با تمرکز بر بدن سکسی، لطیف و زیبای زنان به حیات خود ادامه می‌دهند، رسانه‌هایی که الگوهای رفتاری و معاشرتی ساختاربندی شده و ظریفی را برای زنان ترویج می‌کنند، حال باید زنانی با بدنهای ورزیده و قوی که در میانه زمین جلوی دوربین و چشم هزاران نفر تف بر زمین می‌اندازند را به تصویر کشند. طبیعتا اینجاست که فوتبال زنان مغایر با عملکرد و سیاست های رسانه‌هاست، در نتیجه جنجال آفرینی‌ها پیرامون جام جهانی فوتبال زنان کمتر می شود و آنجا که گزارشی تهیه می‌شود بر تفاوت این زنان بر زنان دیگر تاکید می‌شود، گویا نباید فراموش کنید که این زنان استثنا هستند که مغایر با کلیشه‌های جنسیتی از نقش‌های زنانه پا را فراتر گذاشته‌اند.

از زاویه دوربین رسانه‌ها، زنان حتی در میانه ورزش جدی فوتبال خشن نیستند، آرام بازی می‌کنند، تف نمی‌اندازند، عرق نمی‌کنند، زشت نمی شوند و فوتبال زنان چندان به دور از کلیشه های جنسیتی گزارش نمی‌شود. گویا زنان باید همه جا کلیشه‌های جنسیتی را رعایت کنند؛ هرجا که پا را در عرصه های به ظاهر مردانه می‌گذارند. جامعه مردسالار دست بر نقطه های ضعیف فوتبال زنان می‌گذارد، با بی‌انصافی آن را با فوتبال مردان که سابقه بیشتری دارد مقایسه می‌کند و فراموش می‌کند که فقط شش دوره از جام جهانی زنان می‌گذرد و راه برای کسب تجربه زیاد است.

اینگونه است که فوتبال زنان الگوی پذیرفته شده زن را در جهان به هم می‌ریزد و هنوز بسیاری از جوامع، رسانه‌ها و افراد قصد ندارند این عرصه برای زنان خیلی جدی گرفته شود. این موضوع در حدی پیش می‌رود که بسیاری از ما حتی از وجود جام جهانی زنان اطلاعی نداریم. تبعیض‌های جنسیتی در فیفا تا جایی پیش می‌رود که حتی سپ بلاتر، رییس فیفا، در مراسم بازیکن سال فوتبال جهان، الکس مورگان را نمی‌شناسد. مورگان که یکی از معروفترین بازیکنان فوتبال زنان جهان است می‌گوید: «خیلی شوک آور بود که رییس فیفا نمیدانست من کی هستم». و اینگونه است که جام جهانی فوتبال اسم عامی می‌شود برای «جام جهانی فوتبال مردان». زمانی که از جام جهانی فوتبال زنان سخن می‌گویید نباید تاکید بر «زنان» را فراموش کنید چون ذهن‌ها هنوز خواسته و ناخواسته جام جهانی فوتبال را مردانه می‌بیند و می‌خواهد.

الهه ایمانیان

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۰ تیر, ۱۳۹۴ ۱:۴۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ و نتانیاهو؛ از بازطراحی خاورمیانه تا خطر بحران دائم

وقتی انسانیت از تمدن عقب می‌ماند!

تجدید نظرطلبی یا بازاندیشی در مفهوم امپریالیسم و ضد امپریالیسم

فناوری بهتر فقط می‌تواند در یک سیستم پساسرمایه‌داری توسعه یابد

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟

جنگ که می آید همه شکست می خورند