سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۰۹

دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹

جنگ و گلهای یاس مادر (۵)

در زیر آفتاب کم رمق یک عصر پاییزی. و با بادی کە گونەهایم را نوازش می کند، سراسیمە از خواب بیدار می شوم. و ناگهان می فهمم کە خواب دیدەام. خواب ارواحی کە با هم از بازگشت همسایەها می گویند و اینکە باز باید مثل همیشە از چشم انسانها پنهان شوند. و یکی کە از خستە کنندە بودن زیرزمینها می گوید. و من بە یاد گلهای یاس مادر می افتم. و فکر می کنم کە آنها هم مثل ارواح از بودن و ماندن در زیرزمین خستەاند.

Getting your Trinity Audio player ready...

 بعد از رفتن جوانان، آنها هم می روند. هر روز کە می گذرد، چند خانوادەای وسایلشان را جمع کردە و تنگ غروب از شهر خارج می شوند. شهر بیش از پیش شکل نظامی بەخود می گیرد. سربازان همە جا دیدە می شوند. ستونهای نظامی کە از یک طرف شهر داخل می شوند و از طرف دیگر آن خارج، بە پدیدەای عادی تبدیل می شود. هواپیماهائی کە بر آسمان شهر پیدا می شوند و صدای توپ هایی کە بویژە شبها آرام نمی گیرند. همسایەها بە شهرهای دیگر و یا روستاهای اطراف کوچ می کنند. آنها می گویند اینجا دیگر محلی برای زندگی نیست. افق شهر، خونین غروب آفتاب و نور شلیک در جبهەهای دوردست است.

تحت هیچ شرایطی نباید خانە را ترک کرد

اما پدر معتقد است کە تحت هیچ شرایطی نباید خانە را ترک کرد. او می گوید هیچ کجا مثل خانە نمی شود، حتی در جنگ. اما همسایەها با او موافق نیستند. مادر را نمی دانم، چونکە او هیچ وقت از افکار و رویاهایش نمی گوید. من هم کە تا حالا در این مورد فکر نکردەبودم، بە همان فکر نکردنم ادامە می دهم. اما با رفتن همسایەها بیشتر احساس غم می کنم. انگار تنهائی از در و دیوار خانە ما بالا می رود و یواشکی همە جا را تسخیر می کند. حتی لانە مورچگان در حیاط پشتی را. نگاە کبوتران جور دیگری می شود و درختان سیب شبها با هم بە نجوا می پردازند. و تنهائی این چنین است. پدر معتقد است کە این روزها هم می گذرند و همسایەها همە برخواهند گشت. می گوید بحث تنها بر سر زمان است. و من بە خانەهای خالی آنها نگاە می کنم، و فکر می کنم کە پدر درست می گوید. خانە کە نمی شود تا ابد بدون آدم باشد.

اطراف ما پر از پنجرەهای تاریک و سوت و کور است. صدها چشم سیاە کە خیرە بە جهان می نگرند. و من احساس می کنم کە کم کم این خانەها بە محل زندگی ارواح تبدیل می شوند. من شبها آمد و رفت ارواح را آنجا در پشت شیشەهایشان دیدەام. ارواحی کە از جنگ نمی ترسند و شاید اساسا نمی دانند جنگ چیست. درست مثل طبیعت. و مادر می گوید کە ارواح همین حالا هم در خانە ما وجود دارند، اما تنها زمانی خود را نشان می دهند کە منزل خلوت شود و کسی نباشد. مادر معقتقد است دو نوع روح وجود دارند: روح خوب و روح بد. بدها می ترسانند و خوبها بدی ها را جبران می کنند، و برای همین دنیا همیشە در یک حالت نە خوب نە بد قرار دارد. و این گفتە مادر مرا بە یاد فیلسوف محلەمان می اندازد. فیلسوفی کە نمی دانم او هم رفتە یا نە،… فیلسوفی کە همیشە خانەاش بە خانە ارواح می ماند.

من روزها بە حیاط خانە همسایەها سر می زنم. می دانم کار خوبی نیست. از کوچەهای خلوت می گذرم، از دیوار بالا می روم و در حیاطشان پرسە می زنم. و می فهمم کە حیاط منازل زیاد با هم فرقی ندارند. همە جا تقریبا همان. درختی، گیاهی، بشکەای، شیر آبی، حوضکی، طنابی، و گربەای کە صدای پایش را هیچ وقت نمی شنوی. و هیاهوی وحشتناک گنجشکان کە گوئی همیشە مثل آدما بر سر چیزی دعوایشان است. گاهی وقتها آنجا خوابم می برد. در زیر آفتاب کم رمق یک عصر پاییزی. و با بادی کە گونەهایم را نوازش می کند، سراسیمە از خواب بیدار می شوم. و ناگهان می فهمم کە خواب دیدەام. خواب ارواحی کە با هم از بازگشت همسایەها می گویند و اینکە باز باید مثل همیشە از چشم انسانها پنهان شوند. و یکی کە از خستەکنندە بودن زیرزمینها می گوید. و من بە یاد گلهای یاس مادر می افتم. و فکر می کنم کە آنها هم مثل ارواح از بودن و ماندن در زیرزمین خستەاند.

روزهای پاییزی همیشە خوبند

و روزهای پاییزی همیشە خوبند. من همیشە دوستشان داشتەام. چیزی در هواست کە نمی دانی چیست، اما هست. و فصلهای میانی چنین اند. گوئی تابستان و زمستان با هم جایی دور از آدمها در گفتگو اند. و تو نجوای محسوسشان را می شنوی بدون اینکە یک کلام آن را بفهمی. و پنجرەهائی کە زودتر بستە می شوند. و صدای رادیوئی کە رساتر و قوی تر از هر بار دیگری شنیدە می شود. و پدر کە پاییز را بخاطر طعم بهتر سیگارهائی کە دود می کند، بیشتر دوست دارد. و روزهائی کە کوتاەتر می شوند و شبهائی کە درازتر. و امنیتی کە با درازتر شدن شب، بهتر می شود. پدر معتقد است شبها حتی هواپیماها هم از همیشە کورتراند. و من لبخندی می زنم. و مادر خدا را شکر می کند کە پاییز آمد. و نشستن بر پلەها در پاییز دنیای دیگری دارد. و پدر برای اولین بار آنجا در کنار من می نشیند و دو نخ سیگار دیگر می کشد. او بە من نگاە نمی کند. در اندیشە است. و من می دانم کە بە شهرهای دیگر فکر می کند. و دلم بە حال پدر می سوزد.

و غروبی، پرندگان مهاجر از بالای خانە ما دستە دستە می گذرند. می گویند بە طرف جنوب می روند. و چە نوای خوبی دارند. و مثل هفت حرکت می کنند. و بە هشت هم می مانند. پدر می گوید گوشتشان لذیذ است. و همان شب دو تا از کبوتران را کباب می کند. و بعد از ماهها بوی گوشت در خانە می پیچد. من در سکوت اتاق بغلی گریە می کنم. آن دو تا کبوتر را از قدیم می شناختم. هنگام پرواز از همە بهتر می پریدند. و بالاتر. و پدر این را نمی دانست. پرهایشان را روز بعد باد در حیاط می برد. و خونشان تا چند روز می ماند. بە نظر می رسد آفتاب هم خون را لیس می زند. آنچە از کبوتران بر روی سفرە می ماند، استخوانهای صاف و بە کل گوشت کندەای است کە زیر نور فانوس می درخشند. و من بە گوشت لب نمی زنم. مادر ندایم می دهد و پدر با چشمان عصبانی نگاهم می کند، اما رادیو نمی گذارد چیزی بگوید،… حواسش را پرت می کند، و کلمات در گلویش لیز می خورند. اما پدر پدر است. در حالیکە گوشش را بە همراە استخوانی کە در دهان دارد بە رادیو نزدیک می کند، ملچ ملچ کنان می گوید هیس! من در دلم خدا را شکر می کنم. و مادر چشم غرە می رود. و شب خواب هر دو کبوتر را می بینم. در خواب آنان مثل دیروز پرواز می کردند، و بعد از پرواز سینەهایشان از شدت خستگی بالا و پایین می شد. و نوک هایسان کە صورتی می شد. من برایشان دانە ریختم و آب دادم. و ناگهان پدر با چاقویی در حالیکە در دست دیگرش رادیو را کنار گوشش نگە داشتەبود، پیدا شد. از خواب پریدم. در سیاهی شب بە خودم قول دادم بزرگ کە شدم صد تا کبوتر داشتە باشم. آن چنان کە هنگام پروازشان، همە محلە را سایە بزرگی فرا می گرفت.

و روز بعد، کبوتری طوقی دو تخم می گذارد. با احتیاط لانەاش را تمیز می کنم و از نزدیک تخمها را نگاە می کنم. بوی تن مادر، کاە و مدفوع سیاە ـ سفید در بینی ام می پیچد. خوشحالم کە با اینکە همسایەها رفتەاند، و از دور صدای غرش می آید، اما زندگی ادامە دارد.

ادامە دارد…

 

تاریخ انتشار : ۱۵ فروردین, ۱۴۰۱ ۴:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسپانیا درباره حضور مأموران اطلاعاتی در میان مهاجران هشدار داد

از شوک شنیدن نام مدرسه تا شناسایی پیکرها

از داد تا گفت‌وگو؛ جست‌وجوی زبانی تازه برای آینده‌ی ایران

هشدار به نقض حقوق کارگران کشاورزی و بی توجهی به پیامدهای عواقب آفت کش ها

دبیرکل نهضت آزادی ایران؛ محمدحسین بنی‌اسدی: «نه به اعدام: هیچ‌کجا، هیچ‌وقت و برای هیچ‌کس»

بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران در محکومیت اعدام و دفاع از حق حیات ملت شریف ایران