سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۳۸

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۸

خردک شرری

نکته اما این است که با تکذیب رسمی مداخله اسرائیل (و نیز امریکا و انگلیس) در ترور، ولو با لقلقه کلام ، یا یک دیپلماسی فعال به کار گرفته خواهد شد که بر این تکذیبها تکیه کرده و هدف "محو تروریسم در همه اشکال و مظاهر آن" را پی می گیرد و یا با ردیفی از رجز و تهدید به مقابله به مثل، یعنی توسل به ترور، موقعیت مساعد فراهم آمده به باد داده می شود. جمهوری اسلامی فعلاً به راه دوم می رود.

Getting your Trinity Audio player ready...

اسفبار است که باز و حالاحالا می توان و باید بر پیکر بیجان این و آن از فرصتی سیاسی سخن گفت؛ و اسفبارتر، از فرصتی به بیشترین احتمال، از دست رفته. روز چهارشنبه هفته  گذشته، ۱۱ ژانویه، باز متخصص دیگری از متخصصانی که در فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی حضور دارند، قربانی ترور شد: مصطفی احمدی روشن، معاون بازرگانی تأسیسات هستهای نطنز. این چهارمین نفر از جمع کارشناسان هسته ای ایرانی است که طی ۲ سال اخیر قربانی ترورهائی که تمام شواهد حکایت از سازماندهی آنها از مرکز واحدی دارند، می گردد. صرف نظر از مشابهتهای میان این ترورها و پیچیدگیهایشان، وقوع ترور اخیر درست در دومین سالگرد ترور دیگری که قربانی آن نیز یکی دیگر از کارشناسان هسته ای ایران بود، عمد سازماندهندگان را برای رساندن این پیام که این ترورها از مرکزیت واحدی برخوردارند، آشکار می کند. مقامات جمهوری اسلامی در نخستین واکنش رسمی اشان در نامۀ محمد خزاعی، نماینده دائمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل، خطاب به بان کی مون از شخص او و سازمان ملل خواستند که این عمل تروریستی غیرانسانی را قویاً محکوم کنند و دست به اقدامات مؤثر برای محو تروریسم در همۀ اشکال و مظاهر آن زنند. این ترور، در برابر آنتی پاتی مسلط در جوامع غربی نسبت به جمهوری اسلامی، سمپاتی محسوسی را نسبت به آن برانگیخت. بان کی مون، امریکا، انگلیس، ۱۲۰ عضو کشورهای غیرمتعهد و دیگرانی نیز در همان روز نخست پس از ترور به تفاریق جنایت ۱۱ ژانویه را محکوم کردند و امریکا و انگلیس مداخله خود در این جنایت را هم تکذیب نمودند. حتی اسرائیل نیز، از زبان شیمون پرز مداخله خود در این ترور را تکذیب کرد. با توجه به این که اسرائیل در قبال تمامی ترورهای قبلی سیاست سکوت را اختیار کرده و به دلایل روشن چنان عمل کرده بود که به برداشت “کار، کار اسرائیل است” میدان دهد، اعلام عدم دخالت این کشور در ترور مذکور را جز با فشار افکار عمومی در نهی و نفی عمل تروریستی، نمی توان توضیح داد. البته شیمون پرز با گذاشتن قید “تا آنجا که من اطلاع دارم” بر “کشور من در این ترور دخالتی نداشته است” هنوز نیز تمایل مقامات اسرائیلی برای این که این ترورها اقدام اسرائیل برداشت شوند را ملحوظ داشت. موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی فراهم آمده بود تا به یمن آن، اگر می خواست، اولاً در جامعه بین المللی دست به ابتکارات قطعاً موفقی در مقابله علیه تروریسم زند و ثانیاً به تخفیف تنشهای خود با جهان خارج بیاغازد. اما، اگرچه در نامه پیشگفته خزاعی به بان کی مون ادعا می شود که ایران مدارک محکمی از نقش کشورهای معینی در ترور ۱۱ ژانویه در دست دارد و با این حال از کشوری نام برده نمی شود، واکنشهای غیررسمی در جمهوری اسلامی از همان آغاز و واکنشهای رسمی پس از آن نامه مدام ناپخته تر و فرصت سوزتر شدند. مقامات جمهوری اسلامی ترورهای پیشگفته را علی العموم به اسرائیل، امریکا و انگلیس، با تأکید بیشتری بر اسرائیل، نسبت داده اند. آنان در این نوبت نیز چنین کردند. چه رسانه های مختلف این و آن محفل حکومتی و نمونه شاخص آنها “کیهان” که به بهیمی ترین وجه خونخواهانه از انتقام نوشت، چه فرماندهان کوچک و بزرگ نظامی-امنیتی و نمونه شاخص آنان یک “مقام امنیتی” که به خامترین زبان از “ورود ایران به دوران جدیدی از عملیات ویژه اطلاعاتی علیه دشمنان خود که در آن مهارتی ویژه و منحصر به فرد دارد” و از “دامنه فرامرزی و منطقهای پاسخ ایران” سخن گفت و چه واکنش سیاستمداران خرد و کلان جمهوری اسلامی و نمونه شاخص آنان خامنه ای که کوته بینانه اعلام کرد “حکومت ایران از مجازات عاملین این ترورها چشم پوشی نخواهد کرد”، همه و همه در تخریب موقعیت پیش آمده سخت مؤثر افتادند. اوج دیپلماتیک این موقعیت سوزی و ویرانگری، تسلیم نامۀ وزارت امور خارجه ایران به سفارت سوئیس در ایران (نماینده منافع امریکا در کشورهائی که امریکا در انجا سفارت ندارد) بود. به موجب این نامه جمهوری اسلامی “مدارک موثقی در دست دارد که نشان می دهند عمل تروریستی ۱۱ ژانویه توسط سازمان سیا طراحی، هدایت و حمایت شده است”. گفتنی است که علیرغم تکذیب دخالت اسرائیل در ترور احمدی روشن توسط شیمون پرز، هنوز بیشترین انگشتها اسرائیل را نشانه رفته اند. تنها به عنوان نمونه هائی از بسیار، به دو مورد اشاره می کنم: روزنامه فرانسوی فیگارو در همان روز ترور گزارش داد که “تعدادی از مأموران موساد به استخدام و تعلیم گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان عراق اشتغال دارند”. به موجب این گزارش این اشتغال موساد در اساس به ماه های اخیر و مشخصاً به پس از خروج نیروهای امریکائی از عراق برمی گردد؛ در حالی که ترورها سابقه ای چند ساله دارند. اما مقاله الی لیک، گزارشگر نیوزویک در امور امنیت ملی کشورهای خاورمیانه، قراین بیشتری دایر بر مداخله موساد در ترورهای مذکور را در سالهای پیشین نیز به دست می دهد. نکته اما این است که با تکذیب رسمی مداخله اسرائیل (و نیز امریکا و انگلیس) در ترور، ولو با لقلقه کلام ، یا یک دیپلماسی فعال به کار گرفته خواهد شد که بر این تکذیبها تکیه کرده و هدف “محو تروریسم در همه اشکال و مظاهر آن” را پی می گیرد و یا با ردیفی از رجز و تهدید به مقابله به مثل، یعنی توسل به ترور، موقعیت مساعد فراهم آمده به باد داده می شود. جمهوری اسلامی فعلاً به راه دوم می رود. با همه این احوال اظهارات خامنه ای دایر بر مجازات عاملین ترورها و محکومیت اسرائیل و امریکا نه فقط با غوغای روزنامه کیهان و دیگران برای انتقامجوئی، بلکه با اعلام آمادگی ایران برای ازسرگرفتن مذاکرات هسته ای و نیز اعلام سفر قریب الوقوع بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به ایران همراه بود. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در جریان سفر خود به ترکیه اعلام کرد که ایران آماده مذاکره با کشورهای ۱+۵ پیرامون پرونده اتمی خویش است. همچنین رسانه های مختلف خبر دادند که گروهی از بازرسان آژانس در روزهای پایانی ماه ژانویه برای “راست آزمائی” برنامه اتمی جمهوری اسلامی به ایران خواهد رفت. عقب نشینی، ابتکار، واقع بینی، …؟ مهم نیست. مهم این است که این یک روزنه است. واکنش دفتر کاترین اشتون، مسئول امور خارجه اتحادیه اروپا، به خبر آمادگی ایران برای ازسرگرفتن مذاکرات اتمی دایر بر این که این دفتر “هنوز منتظر پاسخ رسمی تهران به نامه ای است که اشتون در اکتبر سال گذشته برای ازسر گرفتن مذاکرات به ایران نوشته است” و مبهم گذاشتن تاریخ سفر بازرسان آژانس توسط مهماندوست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تنها و تنها گویای این واقعیت اند که موقعیت چه میزان شکننده است و روزنه چه میزان تنگ. اما همچنین گویای موقعیتی که هنوز همه فرصتها بر باد نرفته اند.

 

تاریخ انتشار : ۲۹ دی, ۱۳۹۰ ۸:۰۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.