سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۱:۲۰

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰

دین و دولت

آرامش دوستدار: روشنگري همواره انديشيدن است در مسائلي که مربوط به يک جامعه مي شوند. بنابر اين کالا يا ابزار نيست که از غرب وارد کنيم تا مشکلات ما را حل کند.
مهرداد درويش پور: وظيفه روشنفكران ايران، ايرانيان خارج ازكشور و جوامع غرب اينست كه با حمايت فعال از نيروها وجنبش هاي سكولار جامعه، شرايط گذاربه دمكراسي درايران را همواركنند.

گزارشگر: علی صمد از بروکسل 

در این بخش آقای سیمون کاونی از حزب مردم اروپا ریاست جلسه را به عهده گرفت. او پیش ازشروع صحبتش از ابتکار احزاب سبز اروپا بابت برگزاری چنین کنفرانسی تشکر کرده و اظهار داشت که حقوق بشر یکی ازموارد اساسی و مهم در سیاست های اروپا با حهان خارج است و آخرین گزارش مربوط به حقوق بشر در ایران را تهیه کرده است. آقای سیمون کاونی متذکر شدند که ایشان عضو هیئت نمایندگی اروپا در خصوص حقوق بشردر ایران هستند.
آقای سیمون گفتند که در بخش سوم به موضوع پر اهمیت اسلام در حکومت پرداخته خواهد شد. در این بخش ما از سه روشنفکر ایرانی دعوت به عمل آورده ایم که پیرامون موضوع فوق با ما به صحبت بنشینند. اولین سخنران آقای آرامش دوستدار فیلسوف ایرانی از آلمان می باشند. 

آرامش دوستدار
من پیش از شروع صحبت هایم از آقای کریم لاهیجی بابت نظراتی که در اینجا ایراد فرمودند، تشکر می کنم. در واقع ایشان بخشی از حرف های من را زدند. 
صحبت جدایی دین از دولت است و معنی اش این است که بهتر است دو چیز با هم نباشند، دین و دولت. معنای بعدی آن این است که برای تحقق بخشیدن به چنین امری یکی از این دو عملا باید از صحنه خارج شود. یعنی از تمام اموری که به کشورداری، سیاست، جامعه سازی و مناسبات حقوقی همه افراد جامعه مربوط می شود. آنچه این مناسبات را در واقع تنظیم و تعیین می کند و مسئول حفظ و ماندگاری آنهاست، قانون نام دارد نه احکام. هیچ کس حق ندارد در مقابل قانون تخطی کند یا از قانون فراتر رود. قانون در وهله اول و آخر، ناظر است بر دمکراسی و آزادی فرد. 
در کشورهای اسلامی یا با قوانین نیمه دینی سر و کار داریم یا با قوانین تمام دینی که کشور ما مورد دوم است. هیچ کشور اسلامی نتوانسته تا کنون دین را به جایش بنشاند. یعنی آنرا از تمام صحنه هایی که ذکر کردم خارج کند و این طبیعتا علل گوناگون دارد. 
لااقل از ۱۴۰۰ سال پیش که ما دینی بودیم و ما گرفتار انواع و اقسام فشارهایی که از دین بر می خیزد، ماندیم. اما اشتباه است اگر خیال کنیم که دین را می شود با گفتگو، با استدلال، با مباحثه واداشت که خود را از صحنه خارج کند و چون اسلام هم به سبب احکامش و هم به سبب گونه پدیداری و برقراریش، تنها دین متجاوز در سراسر تاریخ بوده، از صحنه که خارج نمی شود هیچ، خودش را دولت واقعی می داند و مدعی آن است.
اما اینکه ما در فرهنگمان روشنگری نداشته ایم و انقلابی چون انقلاب فرانسه نیز به همچنین، تا مسئله دین را از نظر فکری و سیاسی حل کند البته درست است. غلط این است که در نگرش ها از فرهنگ خودمان، روشنگری ببینیم و بیابیم، مثلا در عرفان! چگونه؟ و به چه دلیل؟ و به چه مناسبت؟
غلط تر از آن این است که خیال کنیم می شود روشنگری را از غرب وارد کرد و مسائل خودمان را که از آن غرب نیستند بلکه از درون فردی و برون اجتماعی ما جوش می زنند و فطری شده اند، حل نمود. روشنگری همواره اندیشیدن است در مسائلی که مربوط به یک جامعه می شوند. بنابر این کالا یا ابزار نیست که از غرب وارد کنیم تا مشکلات ما را حل کند. آن هم به این یک دلیل قاطع که هیچگونه خویشاوندی و مشابهتی میان فرهنگ ما و فرهنگ غرب وجود ندارد. کار کردن برای راهبان مسیحی از هر فرقه ای که بوده باشند تکلیفی بوده است دینی و روحانیت ما در عوض، به معنای اعمش، جز برخی از طلبه ها که سرشان در کار درس خودشان بوده، یکسره انگل بوده است و مردم را یا سرکیسه و تحمیق می کرده، یا در حماقت خود نگه می داشته است.
این حرفه و تکلیف دینی از آن روحانیت اسلامی است. از روضه خوان محله گرفته تا گردانندگان تولیت ها. این است که با آموختن راه جستجو و اندیشیدن، از غربی ها، باید زمین فرهنگ دین خودمان را بکاویم، شخم بزنیم تا درونش آشکار گردد.
طبعا جدایی دین و دولت، گام بسیار مهمی است برای حرکت بسوی دمکراسی و آزادی شخصی و اجتماعی. اما باورمان نشود، که این کار از طریق گفتگو و مباحثه تحقق می یابد. هیچ چیزی سخت جان تر از دین در آدمی وجود ندارد. بنا بر این، این وظیفه روشنفکران است که فرهنگ دینی ما را زیر و رو کنند و هر روز و هر بار بیشتر اعماق آنرا بیرون ریزند. تا چشم مردم باز شود و یکی بر شمار بینایان بیافزاید. هیچ اشکالی ندارد که بتوان دین را با قهر از دولت جدا ساخت و آنرا به جای خود نشاند. این کار را با قاطعیت نسبی و بصورتی نیم بند به ترتیب در دوره رضاشاه و محمد رضا شاه صورت دادند.
اما هیچ چیز جای روشنگری را نمی گیرد. حکومت دوره پهلوی بدون منکر شدن ارزش های آن، گواه زنده آن است. طرف روشنگری ما، نه روحانیان اند و باصطلاح آنها که نام مضحک ملی ـ مذهبی را بر خود گذاشته اند. طرف روشنگری ما فرهنگ ماست که ما را پدید آورده و همچنان پدید می آورد و می پروراند. بگونه ای که هریک از ما، بدون آن، تهی و بی محتوی می شویم. مشکلی که نهایتا مشکل ماست، مشکل جدایی دین و دولت نیست، مشکل ما مشکل جدایی خودمان از خودمان است! یعنی از درونمان و از بیرونمان، از فرهنگ دینی مان.

آقای سیمون کاونی در این بخش به معرفی سخنران دیگرکنفرانس آقای مهرداد درویش پور پرداختند. آقای درویش پور استاد جامعه شناسی در دانشگاه استکهلم می باشند. 

مهرداد درویش پور 
دکترمهرداد دوریش پور درشروع سخنرانی خود از احزاب سبز برگزارکننده کنفرانس تشکرکرد و افزود: این نخستین باری است که احزاب سبز اروپایی بجای حمایت از اصلاح طلبان دینی، دگراندیشان و روشنفکران سکولار داخل و خارج از کشوررامخاطب خود قرارداده اند. امریکه در تقویت اعتماد به نفس و تحرک جنبش سکولار و دمکراتیک داخل و خارج از کشور نقش موثری دارد. وی سپس به اهمیت سکولاریسم بمثابه جزئی از ملزومات دمکراسی اشاره کرد و گفت : 
تمامی تجارب دنیا و از جمله ایران مؤید این حقیقت است که بدون سکولاریسم، گذار به دمکراسی میسرنیست. نظام دینی، مشروعیت خود را از آسمان می یابد و احکام بی چون و چرای الهی مبنای آنست، حال آنکه دمکراسی، نیازمند چون و چرا درحقیقت دنیوی است و مشروعیت خود را از آزمون وخطای مردم و اراده آنها بدست می آورد. با این همه این سئوال باقی است که چرا جهان اسلامی در گذاربه سکولاریسم و به تبع آن، گذاربه دمکراسی با دشواری روبروست 
درویش پور به سه نظریه که در هریک حقایقی به چشم می خورد، اشاره کرد وگفت: 
برخی ریشه این مشکل را درخصلت مونیستی دین اسلام که برخلاف ثنویت(دوگانگی) مسیحیت دنیای آسمانی و زمینی درآن جدا نیست، جستجومی کنند. این تام گرایی دین اسلام مانع از آن میشود که حوزه دنیوی بتواند بدور از مداخلات و اصول دینی سازمان یابد و این امر لاجرم جهان اسلامی را با مشکلی پایه ای برای گذار به دمکراسی و سکولاریسم روبروساخته است . 
نظریه دوم برعقب ماند گی صنعتی جامعه انگشت گذاشته و برآنست که توسعه صنعتی جهان اسلامی را خواه ناخواه با ضرورت گذار به دمکراسی و سکولاریسم روبرو خواهد ساخت. 
نظریه سوم نیز برمیراث استعمار که مانع جدی در گذار به دمکراسی بوده است و از دین برای تقابل با مدرنیته و دمکراسی در جوامع پیرامونی سود جسته است، تاکید می ورزد. 
درویش پور افزود: هرچند درهرسه نظرملاحظات قابل تآمل وپرسش های جدی وجوددارند اما نادیده گرفتن نقش مبارزات اجتماعی و فاعل های اجتماعی می تواند ما را به نظریه ای جبرگرایانه سوق دهد. برای مثال این ادعا که ناسازگاری اسلام با دمکراسی و سکولاریسم، راه را بر حل تحول در جوامع اسلامی بسته است، برتصویری از دین استوار است که درآن نه شرایط جامعه و نه نیروهای اجتماعی، نقشی ایفا نکرده، بلکه تنها یک تفسیراز دین (و آنهم به مثابه تنها تفسیرممکن) راهنمای جهان اسلامی است. حال آنکه از منظرنظریه هرمنوتیکی (تاویل متن)می توان ازپدیده های گوناگون اجتماعی تفاسیرمتفاوتی داشت وادعای اینکه تنها یک تفسیراصل است، نقش سوپژکتیو تاویل کنندگان را کم رنگ می نماید. 
علاوه برآن به لحاظ سیاسی چنین نظریه ای خطرناک و عاجز از راهگشایی است. با چنین نگاهی جهان اسلامی را تنها به زور قهر(همچون ترکیه ) می توان دمکراتیک و سکولار نمود. اما تجربه نشان می دهد که اتکا به قهر به مثابه اصلی ترین روش تغییرجامعه و قوانین آن به نظامی سکولار، می تواند به عکس خود بدل شود. برای نمونه، انقلاب اسلامی ایران در عین حال پاسخی بود به تلاش های جبری پروژه شبه مدرنیسم پهلوی برای محدود ساختن نفوذ مذهب و تجربه رشد اسلام گرایی در ترکیه و رشد مجدد بنیاد گرای درعراق نیز نشانگرآنست که استفاده از زور برای سکولارساختن جهان اسلامی چه مشکلات عدیده ای را دربرخواهد داشت . 
همچنین این نظریه عملا”مسلمانان را با دو راهی حیرت انگیزی روبرومی سازد. مسلمانان یا باید از دین خود روی برتابند تا به سکولاریسم و دمکراسی باور بیاورند و یا در صورت اصرار برای مسلمان باقی ماندن خود، قید دمکراسی و سکولاریسم رابزنند. این دقیقا”همان نظری است که اسلام گرایان در ایران در پی القاء آن به مردم هستند. چنین نظریه ای تنها به فلج سیاسی در راه گذار به دمکراسی و سکولاریسم در جوامعی چون ایران منجرخواهد شد. 

درعین حال دوریش پور بر پی پایگی ادعای مردم سالاری دینی تآکید ورزید و گفت این ادعا نیز نظریه ای پرت و بی ربط است که سکولاریسم، دمکراسی و مدرنیته را پدیده های جهان غرب می داند و برآنست که اصلاح طلبی دینی راه حل تحول درجوامعی چون ایران است . 
به نظردرویش پور تضاد مدرنیته و سنت، تضادی جهانی است و نه تضاد جهان غرب و شرق. در غرب مدرنیته دست بالا را دارد و در شرق سنت. ازاینروسکولاریسم و دمکراسی ارزشهای گروه های مدرن جامعه هستند که خواهان دستیابی به آنند و نه ارزشهای صادراتی غرب . 
درایران حاکمیت جمهوری اسلامی با در گیرساختن آن با دنیای زمینی وعجز دین در پاسخ به نیازهای جامعه، موجب سرخوردگی، یآس و انزجارمردم ازحاکمیت دینی شد و بهترین زمینه را برای رشد سکولاریسم در جامعه فراهم آورد . اصلاح طلبی دینی نیزپروژه ای برای عقلانی کردن نظام حاکمیت دینی بود که همانطورکه تجربه نشان داد، به شکست انجامید. 
در نتیجه با شکست این پروژه و یا کمرنگ شدن آن، نیروهای سکولار به جدی ترین نیروی چالش نظام 
حکومت اسلامی درایران بدل گشته اند. روی کارآمدن احمدی نژاد و قدرت نسبی جنبش تحریمیان که نیروی اصلی آن را سکولارهای جامعه تشکیل می دهند، نشانگر قطب بندی جامعه است . دولت تام گرای احمدی نژاد از تمامی قوای خود برای درهم شکستن جنبش سکولار ایران استفاده خواهد کرد. وظیفه روشنفکران ایران، ایرانیان خارج ازکشور و جوامع غرب اینست که با حمایت فعال از نیروها وجنبش های سکولار جامعه، شرایط گذاربه دمکراسی درایران را هموارکنند 

سیمون کاونی در ادامه به معرفی سخنران سوم کنفرانس آقای امید نوری پور پرداختند. ایشان عضو دفتر مرکزی حزب سبز آلمان می باشند. 

امید نوری پور
من با دقت به دو سخنران قبلی گوش کردم. به نظرم کسانی که در اروپا زندگی می کنند، نمی توانند افرادی را که از ایران آماده اند تا حرف هایشان را بزنند را بفهمند. ابرانی ها نه ضد دین هستند و نه آته یست، اما حکومتی سکولار می خواهند. من بر اساس مطالعات و یافته های خود به این ارزیابی رسیده ام. در ایران حکومت حقوق فردی را رعایت نمی کند. روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران مجازات دارد. در تهران خانه هایی وجود دارد که وقتی زوج هایی می خواهند ازدواج کنند به آنجا می روند. 
دومین موضوعی که می خواهم مطرح کند این است که در حوزه اصلاحات دینی، نباید بیاییم و اسلام را مدرنیزه کنیم. در واقع این یک موضوع ثانوی است. مسئله اولی این است که جوانان در حوزه ها و مدارس دینی خودشان نمی پرسند که باید دین را مدرن کنیم بلکه طرح می کنند که چرا دین باید در حکومت خود را شریک کند؟ نیرو های جدیدی در ایران در حال حاکم شدن هستند. ما باید با آنها مذاکره کنیم. در ایران یک سری قوانین وجود دارند که با دین آمیخته شده اند و این مشکلات اساسی ایجاد کرده است. در این چارچوب باید دید که چگونه می شود چاره ای برای حل حقوق زنان پیدا کرد. به نظر من بحث این نیست که چه کسانی در ایران حاکم می شوند. ما باید سعی کنیم که با ایجاد قوانین خانواده یک مقدار از شرایط را آزاد کنیم. 

سیمون کاونی 
در این بخش از برنامه آقای کاونی به عنوان یک سوسیال مسیحی توضیحاتی در خصوص نگرش خود نسبت به مذ هب ارائه کردند و متذکر شدند که در اروپا مذهب در عرصه های گوناگون و نیز در کشور های متفاوت اروپایی تا حدودی نقش بازی می کند. به عنوان مثال در لهستان، در ایرلند و… ایشان در ادامه صحبت های خود از کاهش روز به روز تاثیر مذهب در زندگی مردم توضیحاتی را مبذول داشتند. در این بخش آقای کاونی وقت کوتاهی مجددا” در اختیار سخنرانان قرار دادند. 

مهرداد درویش پور: مایل بودم نکاتی را اشاره وارتوضیح دهم. در تمام دنیا و در همه صحنه های اجتماعی، قدرت بالاترین تاثیر را در ایجاد تغییرلت در جامعه را به عهده دارد. در چنین شرایطی نیروهای سکولار نباید زبان سکولار خود را پنهان کنند. بلکه باید مشخصا” بیاید و حرف های خودش را کامل بزند و از گفتن ناقص نظراتش پرهیز کند. ما اگر حرف های خودمان را نزنیم پس چه کسی باید بیاید و حرف های ما را بزند. پروژه اصلاح طلبان حکومتی با تمام ضعف هایش یک پروژه است. به نظرم اگر نیرو های سکولار نتوانند حرف های خودشان به جامعه ارائه دهند در واقع به توهم دینی دامن خواهند زند. در پروتستانتیسم نقش نیرو های لائیک در سطح بالائی بوده است. نیروی جوانان، زنان و دانشجویان جز نیروهای سکولار جامعه هستند و ما نباید با زبان الکن با آنها صحبت کنیم و باید از آنها حمایت کنیم. 
به نظرم پروژه اصلاح طلبی دینی بر ترس جامعه سوار می شود. این ارزش خود را دارد و من این را انکار نمی کنم. اما پروژه جمهوریت و سکولاریسم اصلا بر روی ترس جامعه سرمابه گذاری نمی کند بلکه بر ظرفیت های چامعه حساب باز می کند. از نظر من حمایت های اروپا از حکومت ایران به روشنفکر های سکولار لطمه می زند. ما نیرو های سکولار و دمکرات حتما” باید یک قطب قوی بوجود بیاوریم. 

-کریم لاهیجی: در این بخش آقای کریم لاهیجی خواستند توضیحی کوتاه در خصوص موضوع سخنرانی ارائه دهند. به ایشان رئیس جلسه اجازه دادند در دو دقیقه توضیح دهند: ایشان متذکر شدند که سکولاریسم به معنی جدائی دین از دولت می باشد و نه ضدیت با دین. دین در جامعه مدنی جایگاه خودش را دارد و در هر کشور می تواند متفاوت باشد. مثلا در ایرلند موضوع طلاق و در اسپانیا ازدواج همجنس گرایان را می توان دید. در کشور های اسلامی سکولاریسم حاکم نبوده است زیرا در آنجا دمکراسی وجود نداشته است. در دمکراسی و سکولاریسم باید رابطه قدرت را در نظر گرفت. غرب مسئول است که در کشورهای اسلامی دمکراسی بوجود آید. در سال ۱۹۵۳ (۲۸ تیر ۱۳۳۲) در ایران نگذاشتند دمکراسی بوجود بیاید. 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۲ تیر, ۱۳۸۴ ۳:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!