سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۴:۵۰

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۰

مگر مادر می‌میرد؟

متن کتاب‌های درسی عوض شده است: «مادر آب داد، مادر نان داد، مادر غذا داد، مادر دیکته‌ها را برای‌ما می‌خواند، در حالی که به خاطر پوست کندن پیاز اشک از چشمانش جاری بود، مادر دانشگاه رفت، مادر با ما بزرگ شد، مادر با ما درس می‌خواند.

Getting your Trinity Audio player ready...

مادر لباس ما را آماده می‌کرد، مادر خوراکی مدرسه را در کیف ما می‌گذاشت، مادر مشورت می‌داد،‌ مادر درباره عشق و زندگی با ما صحبت می‌کرد، مادر کتاب می‌خواند و بعد کتابی را که می‌خواند برای ما تعریف می‌کرد و ما علاقه‌مند می‌شدیم همان کتاب را بخوانیم، مادر اسم ما را در مدرسه‌های خوبی نوشت که مدام با پاشنه‌های ساییده کفشش بین محل کارش و مدرسه در حال دویدن بود تا جواب معلم و مدیر ما را بدهد، «چرا بچه شما درس نمی‌خواند؟»، مادر جواب می‌داد، «چرا مانتوی بچه شما کم‌رنگ شده است؟ مگر نمی‌توانید یک روپوش نو بخرید؟» و مادر جواب می‌داد، مادر ناسزا می‌شنید، مادر از بقال و راننده آژانس و نانوای محل گاهی حرف‌های نامربوط می‌شنید که قبلا نمی‌شنید، حتی مادرش هم نشنیده بود، مثلا به راننده آژانس چه ربطی دارد که مادر چرا همیشه در حال دویدن است یا به بقال محله چه ربطی دارد که مادر چرا نفس‌نفس می‌زند، مادر گل‌ها را آب می‌داد و ما بزرگ می‌شدیم، مادر پیر نمی‌شد، با ما جوان می‌شد و تمام ایوان کوچک ما را بوی شب‌بوها برداشته بود و همسایه پایینی همیشه بر سر مادر فریاد می‌زد و از او می‌خواست که ایوان را تعمیر کند و مادر پول نداشت، مادر کارهای دیگری هم می‌کرد.

مادر گاهی آنقدر گریه می‌کرد که ما تا چند روز دل‌مان باران نمی‌خواست، مادر کم‌کم شروع به فکر کردن درباره چیزهای جدید کرد، آینده ما… حالا دیگر وقتش بود، باید تنها می‌رفتیم، تنها می‌جنگیدیم و ما هم از بقال و راننده و نانوا ناسزا می‌شنیدیم، مادر به فکر کارآفرینی افتاد تا برای ما کاری پیدا کند، حالا دیگر پاشنه‌های کفشش کاملا درآمده بود، مادر اصلا شبیه آن زن‌های رویایی نبود که در فیلم‌ها می‌دیدیم، با ناخن‌های زیبا و لبخندهای مصنوعی و کفش‌های پاشنه بلند، مادر جواب می‌داد، به پلیس که همسایه برایش آورده بود، به مامور زیباسازی شهر که باز بقال محل برایش آورده بود، مادر جواب می‌داد به هر کس که بیهوده به ما توهین می‌کرد، مادر کم‌کم شب‌ها خوابش نمی‌برد، نگران خیلی چیزها بود، آخر همه چیز گران شده بود، خیلی گران…، دیگر پول داخل کیف کهنه‌اش به همه چیز نمی‌رسید، گاهی از خجالت همسایه برای دیر دادن پول قبض آب و گاز پنهانی و شبانه به خانه می‌آمد، مادر همه چیز را در دلش می‌ریخت و به ما نمی‌گفت، اما ما نمی‌فهمیدیم، پدر هم می‌فهمید، اما ذهن پدر هزار جا درگیر بود، چون او پدر بود!

آقای محترمی‌ که همه برای او احترام قائل بودند و هرگز با کیف کهنه‌اش در خیابان‌ها نمی‌دوید تا قبل از تعطیلی مدرسه بچه‌هایش خانه باشد و به آنها غذا بدهد، پدر کارهای مهم‌تری داشت و مادر پدر را دوست داشت، شاید مادر جلوی ما این را نمی‌گفت، اما من می‌دانم که مادران همیشه پدران را دوست دارند و مادر کم‌کم جوان می‌شد از بس فکر می‌کرد که چه باید کرد و مادر دیگر شب‌ها نمی‌خوابید از بس راه می‌رفت که چه باید کرد و حتی وقتی که گفتند هفتم مادرت است و باید بر سر مزارش بروی من می‌دانستم که خوابش نبرده است، مادر حتی بعد از مرگ هم خوابش نبرد، چون داشت فکر می‌کرد و مادران امروز آب می‌دهند، نان می‌دهند، غذا می‌پزند، درس می‌خوانند، کار می‌کنند و در حال فکر کردن یک نفر به آنها می‌گوید مرده‌اند و فقط من می‌دانستم که مادر نمرده است، من می‌دانستم و شب‌بوها که ایوان را گیج عطر خود کرده بودند، مگر مادر هم می‌میرد؟ «بلند شو مادر! هزارتا کار داری…» و مادر با وجود اینکه می‌گفتند مرده است، بلند می‌شد و زندگی ادامه داشت.»

مادر نمرد از بس که عاشق بود…

تاریخ انتشار : ۲۵ آبان, ۱۳۹۴ ۹:۳۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود