سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۱۹

سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۹

ناسیونالیسم، مفهومی خنثی، اما در عمل متاثر از نگرش چپ یا راست

می توان گفت کە ناسیونالیسم ایرانی، تاریخا اگر از واژگان نیچەای استفادە کنیم، تنها یک ارادە معطوف بە قدرت بودە است و بس. در واقع این تنها صفت مسلط و رایج این ترم و وجود سیاسی در ایران بودە است. وجودی کە هیچگاە نتوانستە نە با خاستگاە اصلی خود کە چهارچوب و ایدەهای لیبرال ـ بورژوازی بودە تماس برقرار کند، و نە وجود چپ را تحمل کند.

 
 
ناسیونالیسم بعنوان یک ترم سیاسی، ناظر بر ایدە ایجاد دولت و یا دولت ـ ملت با چهار مشخصە: مرز مشخص، ترتیبات ارگانی، حق حاکمیت رسمی و آمیختگی و ادغام اجتماعی میان آحاد مردم تشکیل دهندە آن است. بە بیانی دیگر ناسیونالیسم در معنای مجرد خود با این خصوصیات شناختە می شود.
 
اما آنگاە کە این ایدە یا ایدەها می خواهند در جهان واقعی عملی و پراکتیزە شوند، بنابر واقعییات سیاسی جوامع کە در آن دو ایدە اصلی چپ و راست وجود دارند، ناسیونالیسم می تواند در عمدەترین خطوط خود  لباس چپ یا راست بپوشد.
 
نمونەهای تاریخی در این خصوص فراوانند. در ویتنام ناسیونالیسم ویتنامی با پذیرش ایدەهای چپ توانست بە جنگ امپریالیسم آمریکا برود، و استقلال خود را بازیابد. در چین هم ما با همین پدیدە روبرو هستیم. در نروژ، ناسیونالیسم و ایدە تشکیل دولت بر خلاف ناسیونالیسم سوئدی، متاثر از ایدەهای چپ و دمکراسی خواهانە بود. در واقع بدون ایدەئولوژیهای مسلط دوگانە در جوامع طبقاتی کنونی، تصور ناسیونالیسم در عرصە عملی غیرممکن است.
 
ناسیونالیسم ایرانی از زمان تشکیل دولت، بر اساس کاریکاتوری از ایدەهای راست شکل گرفتە است (یعنی یک شبە تقلید)، و مشخصەهای این ایدە، از جملە عدم اعتقاد بە حقوق عمومی بویژە در زمینە آزادی بیان، حق اجتماعات، حق تشکیل سازمانها و احزاب بود (عدم اعتقاد بە دمکراسی). در زمان پهلوی ها این مشخصە ادامە یافت و در زمان جمهوری اسلامی با آمیختە شدن ایدە ناسیونالیسم با ایدەئولوژی مذهبی و در عمل تفوق مذهب، حق عمومی کە ریشە در ایدەهای دمکراسی خواهانە، لیبرالی و چپ داشت، باز بیشتر بە کنار نهادە شد.
 
در کتاب “ناسیونالیسم چیست؟” می خوانیم کە “از زمان انقلاب فرانسە، سیاسیون فرانسوی بر دو بلوک تقسیم شدە بودند: چپ و راست. این دو بلوک دارای دو نگرش متفاوت بە ایدە ناسیونالسیم بودند: ایدە جمهوری خواهانە و سکولاریستی کە متعلق بە چپ ها بود از یک طرف، و ایدە سنتی و کاتولیکی کە راست ها حاملش بودند. ایدە اول با یک درک ناظر بر حقوق از ناسیونالیسم، و ایدە دومی با ایدەهای محافظەکارانە و هیرارشی. ۱
 
ناسیونالیسم ایرانی و تشکیل دولت مدرن در ایران کە بر بستر دشمنی با شوروی، کمک کشورهای سرمایەداری غرب برای محاصرە کشور شوراها و جلوگیری از رشد و نفوذ چپ شکل گرفت، از همان ابتدا بشدت ضد چپ و چپ گریز بود و بر خلاف کشورهای اروپائی کە هیچگاە و یا بندرت بە حذف چپ همت گماشتند، از همان اوائل پیدایش خود در فرم دولت، بە دشمنی و حذف چپ پرداخت و بدین ترتیب این ناسیونالیسم (در قرق راست)، بشدت سرکوبگر و ضد دمکراتیک شد.
 
دشمنی ناسیونالیسم ایرانی با ایدە چپ تاریخا بدان منجر شدە کە ایجاد دولت ـ ملت و ادامە آن عمدتا از طریق دولتهای مستبد و سرکوبگر و نافی حقوق مردم بە پیش بردە شدە است. حتی این ناسیونالیسم نتوانست ایدەهای لیبرالی را کە منشا راست داشتند، فراگرفتە و بعدها بعد از مرحلە کنترل قدرت سیاسی در عمل در جامعە پیادە کند. ‘ستین رکان’ می گوید “پروسە ساخت ملت، تاریخا از چهار مرحلە عبور کردە است: مرحلە کنترل قدرت سیاسی، استانداریزەکردن فرهنگ، مشارکت سیاسی و سرانجام توزیع اقتصادی.”۲ یعنی اینکە ناسیونالیسم در کشورهای اروپائی و در منشا استاندارد و کلاسیکی خود، بعد از کنترل قدرت سیاسی، یکی دیگر از مراحلی کە از آن گذر کردە است، حق مشارکت سیاسی آحاد جامعە در پروسەهای سیاسی بودە است، و حتی در مرحلە پایانی، توزیع اقتصادی کە ناظر بر نوعی اعتقاد بە عدالت. اما ما در ایران و هنگامیکە با مقولە ناسیونالیسم روبرو می شویم نە تنها شاهد چنین روندهائی نیستیم، بلکە ناسیونالیسم ایرانی (قدرت مسلط)، هموارە از حق مشارکت عمومی گریختە و آن را خطری برای یکپارچگی کشور ارزیابی کردە است.
 
می توان گفت کە ناسیونالیسم ایرانی، تاریخا اگر از واژگان نیچەای استفادە کنیم، تنها یک ارادە معطوف بە قدرت بودە است و بس. در واقع این تنها صفت مسلط و رایج این ترم و وجود سیاسی در ایران بودە است. وجودی کە هیچگاە نتوانستە نە با خاستگاە اصلی خود کە چهارچوب و ایدەهای لیبرال ـ بورژوازی بودە تماس برقرار کند، و نە وجود چپ را تحمل کند. این در حالیست کە در خاستگاە اصلی این ترم سیاسی، یعنی در غرب، خصوصیات و مشخصەهای دیگری با آن تماس برقرار کردە و آن را غنا بخشیدەاند. 
 
پس یکی از تحولاتی کە در بطن سیاست در ایران باید رخ دهد این است کە مقولە ناسیونالیسم (اگر کماکان ناچار بە استفادە از این ترم هستیم)، باید با آشتی با دو رکن اساسی سیاست در جامعە تن دردهد، یعنی هم رکن ایدەهای لیبرالی و هم ایدەهای چپ. و اگر بە ایران و ایران گرائی حقیقتا معتقد است، باید این وابستگی را لباس ایدەئولوژیکی خاصی از جنس راست مدرن یا چپ بپوشد برای اینکە حقیقتا نشان دهد کە ایران و ایرانی دوست است. تماس ناسیونالیسم ایرانی با مفهوم حقوق مدرن، از جملە بدان منجر می شود کە در راە حقوق اتنیکهای ایرانی گام برداشتە و در پایان دادن بە این معضل تاریخی نقش مثبت خود را ایفا کند.
 
متاسفانە ناسیونالیسم ایرانی، ناسیونالیسمی ست با سە مشخصە: عظمت طلب، خاک پرست و با یک نوستالژی تاریخی. سە مشخصەای کە در آن مشخصە مردم داری و مردم گرائی چنان ضعیف می شود کە انسانها (ایرانیها) تنها بە وسیلە تبدیل می شوند و بس.  
 
زیرنویس: 
۱- Hva er nasjonalisme? Av. Øyvind Østerud. Universitetsforlaget AS, 1994. Oslo. Side 33.
۲- Hva er nasjonalisme? Av. Øyvind Østerud. Universitetsforlaget AS, 1994. Oslo. Side 106.
تاریخ انتشار : ۱۳ شهریور, ۱۳۹۵ ۲:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟

جنگ که می آید همه شکست می خورند

بیانیه اعتراضی حزب اتحاد ملت نسبت به تداوم روند اعدام‌ها

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!